گردشگری
|
|
تخلیل گردشگری در ایران گردشگري بعد از انقلاب ( 1385 ـ 1357 ) بعد از انقلاب اسلامي به دنبال تحولات فکري ـ فرهنگي که در کشور ايجاد شد، تغيير بنيادي نيز در ساختار ، رويکرد و سياستهاي گردشگري کشور بوجود آمد. وزارت اطلاعات و جهانگردي در سال 1357 به وزارت ارشاد ملي و سپس به وزارت ارشاد اسلامي تغيير نام يافت و حوزه معاونت جهانگردي اين وزارتخانه ، سرپرستي امور جهانگردي را بر عهده گرفت. به دنبال تشکيل وزارت ارشاد اسلامي ، دفتر ايرانگردي و جهانگردي در معاونت سياحتي و زيارتي اين وزارتخانه ، به منظور ساماندهي و برنامه ريزي گردشگري ، آموزش ، درجه بندي ، نظارت ، نرخ گذاري تأسيسات اقامتي ، برقراري ارتباط با ارگانها و سازمانهاي بين المللي جهانگردي تشکيل گرديد . اين دفتر پس از مدتي برابر مصوّبه21 آبان 1358 شوراي انقلاب اسلامي با اهداف هماهنگي بين امور گردشگري، چهار شرکت سهامي(شرکت سهامي تأسيسات جهانگردي ايران ، شرکت سهامي گشتهاي ايران ، شرکت سهامي مرکز خانه هاي ايران و شرکت سهامي سازمان مراکز جهانگردي)را درهم ادغام کرده و به نام مراکز ايرانگردي و جهانگردي شروع به فعاليت کرد.اين سازمان با خط مش و اهدافي نو ، فعاليت خود را با بهره برداري از 144 واحد پذيرايي ، مهانسراها ، هتل و تأسيسات گردشگري سراسر کشور آغاز نمود.در سال 1365وزارت فرهنگ و هنر با وزارت ارشاد اسلامي ادغام شد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشکيل گرديد و فعاليتهاي اين سازمان نيز در وزارتخانۀ جديد به همان شکل قبلي خود ادامه پيدا کرد. در سال1370 در سايه ايجاد فضاي نو که پس از جنگ تحميلي؛ کشور پيدا کرده بود به منظور توسعه صنعت گردشگري ،ضمن تجديد نظر در تشکيلات حوزۀ معاونت سياحتي و زيارتي وزارتخانه، امور ايرانگردي و جهانگردي بر عهدۀ واحدهاي تابعه اين مرکز، دفتر برنامه ريزي و امور فني اداره کل نظارت بر خدمات سياحتي و زيارتي ،مرکز تحقيقات و مطالعات ايرانگردي و جهانگردي و مرکز آموزش خدمات جهانگردي گذاشته شد. در اجراي سياستهاي دولت جمهوري اسلامي ايران به منظور توسعه فعاليتهاي اقتصادي و کسب درآمدهاي ارزي از منابع غير نفتي با توجه به توان بالاي کشور در زمينه جلب گردشگران خارجي، بازنگري در اهداف و وظايف ،حوزه معاونت امور سياحتي و زيارتي و سازمان مراکز ايرانگردي و جهانگردي بوجود آمد و اين دو بخش در سال 1367در يکديگر ادغام و سازمان ايرانگردي و جهانگردي با عنوان يکي از سازمانهاي تابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأسيس شد. اين سازمان جديد فعاليت خود را مجزاتر و با استقلال بيشتري پيگيري کرد. نهايتاً در سال 1383با پيشنهاد دولت وتصويب مجلس شوراي اسلامي طرح ادغام دو سازمان ايرانگردي وجهانگردي با سازمان ميراث فرهنگي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و منفک شدن آن و به عنوان يکي از سازمانهاي زير مجموعه رياست جمهوري تحت عنوان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مورد موافقت و اجرا شد.گردشگري در برنامه هاي توسعه پس از جنگ تحميلي ، ضرورت بازسازي کشور و برنامه ريزي اقتصادي– اجتماعي– فرهنگي سرلوحه برنامه ها ي دولت گرفت. يکي از بخشهايي که همواره مورد توجه برنامه هاي توسعه کشور با نقاط ضعف و قوت بوده؛ گردشگري ، بخصوص گردشگري فرهنگي– مذهبي است. اين رويکرد با توجه به ساختار سياسي ، اجتماعي– فرهنگي ، تاريخ و تمدن ديرينه اين مرزوبوم ، منابع و اهميت جاذبه هاي فرهنگي- مذهبي کشور، تبادلات فرهنگي– سياسي، نياز به ارز و...بوده است. با اين مقدمه به بررسي جايگاه گردشگري با تکيه به گردشگري مذهبي- فرهنگي در برنامه هاي توسعه اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي مي پردازيم: 1- برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي(72- 1368) سياستهاي کلي اين برنامه عبارت بود از :1- توسعه وتقويت برنامه هاي تبليعاتي براي معرفي جاذبه هاي فرهنگي ، تاريخي و طبيعي کشوربرپايي کنفرانس ها ،نمايشگاهها ،جشنواره هاي فرهنگي هنري سرمايه گذاري در زمينه ايجاد واحدهاي ارزان براي اقامت مسافران در جهت حمايت طبقات متوسط و کم درآمد که اين سياست از جمله سياستهاي موفق برنامه بوده است .راه اندازي و توسعه تورهاي داخلي تسهيل در ورود و خروج ايرانيان مقيم خارج راه اندازي تورهاي مخصوص جانبازان و معلولان عملکرد برنامه نشان مي دهد ،سه سياست اخيرالذکر داراي نتايج مثبت بود و موفق نشان داده است .آموزش نيروي انساني براي تربيت کادر متخصص همکاري با سازمانهاي بين المللي و کشورهاي پيشرفته جهت کسب تجارت گردشگري توسعه،ارزيابي و نظارت بر فعاليتهاي مراکز ايرانگردي در کشور 10- ايجاد تسهيلات گمرکي و تسهيلات گمرکي و تسريع در تشريفات مرزي11- تشکيل شوراي عالي ايرانگردي جهانگردي؛12- شرکت فعال در نمايشگاهها و مجامع بين المللي؛13- اقدام به تأسيس آموزشکده جهانگردي و برگزاري دوره هاي آموزش مديران14- اسکان زائران در مجتمع هاي مسکوني به منظور صرفه جويي15- تغيير روش در تدارکات به منظور صرفه جويياهداف کمي برنامه :1- افزايش تعداد گردشگران خارجي به 318000 نفر ؛2- افزايش تعداد ايرانيان که به خارج مي روند به 830000 نفر ؛3- حصول 450 ميليون دلار درآمد ارزي ناشي از ورود گردشگران خارجي ؛4- تمشيت امور 800000 نفر زائر حج و 472000 نفر زائر سوريه ؛اهداف کيفي :1 - شناساندن فرهنگ و تمدن ايراني اسلامي به جهانيان و صدور انقلاب و آشنايي ايرانيان با تمدن ساير ملل2- ايجاد زمينه آشنايي مردم با نقاط مختلف کشور و تحکيم و جذب اقوام مختلف ايراني ؛3- افزايش در آمدهاي ارزي کشور از طريق جدب گردشگران و سودآور نمودن واحدهاي دولتي ؛4- بهره برداري صحيح از تجهيزات و تأسيسات احداث شده و ساير سرمايه گذاريها ؛5- ايجاد زمينه مناسب براي سفر ايرانيان به خارج و بهبود و توسعه مشيت زائران حج و عتبات عاليه ؛2- برنامه دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (79-1374 )برنامه دوم با يک سال تأخير نسبت به برنامه اول شروع شد ،دراين برنامه سعي شد، ضعفها و کاستي هاي برنامه اول را نيز پوشش دهد ،با اين ديد برنامه دوم تمهيداتي را نيز در جهت رشد و توسعه صنعت گردشگري درنظر گرفت .اعتبار در نظر گرفته شده براي صنعت گردشگري 5/991 ميليارد ريال بود که 85 درصد آن از اعتبارات جاري و 15 درصد آن مربوط به اعتبارات عمراني در نظر گرفته شده است .در طي برنامه اعتبارات جاري 6/10 و اعتبارات عمراني 01/30 در صد رشد را نشان مي دهد .عمده ترين خط مش هاي برنامه دوم ،ايجاد تمرکز در امر برنامه ريزي و سياستگذاري امور ايرانگردي و جهانگردي ،تشويق بخش خصوصي به سرمايه گذاري ،واگذاري طرحهاي نيمه تمام به بخش خصوصي به منظور ارائه خدمات بهتر و توسعه و تقويت تبليغات براي شناساندن فرهنگ و جاذبه هاي گردشگري کشور .بررسي نقاط قوت و ضعف برنامه دوم :نقاط قوت :1- حضور نسبتاً موفق در نمايشگاههاي گردشگري خارج از کشور و برگزاري مطلوب نمايشهاي گردشگري در داخل کشور ؛2- ايجاد زمينه احياي قطب هاي سياحتي کشور ؛3- باز پسگيري و بازسازي تأسيسات اقامتي سازمان ايرانگردي و جهانگردي ؛4- بهبود و تمشيت امور زائران بيت الله الحرام و عتبات عاليه و زائرين سوريه ؛نقاط ضعف برنامه :1- ناتواني در جذب و آموزش نيروي انساني متخصص مورد نياز ؛2- ناتواني در نگه داشتن سطح کيفي خدمات بخش گردشگري در حد استانداردهاي بين المللي ؛3- ناتواني در جذب جهانگردان کشورهاي ثروتمند ؛4- عدم موفقيت در زمينه گردآوري اطلاعات و آمار مورد نياز بخش ؛5- ضعف در انجام تحقيقات و پژوهشهاي کاربردي ؛6- کمبود مراکز اقامتي و پذرايي مطلوب و وسائل حمل و نقل مناسب ؛7- ضعف در هماهنگي بين دستگاههاي اجرايي مؤثر در پژوهش ؛مهمترين عواملي که مانع تحقق کامل اهداف برنامه در ارتباط با افزايش ظرفيت مسافرپذيري شده است عبارتند از :- فقدان انگيزه لازم براي سرمايه گذاري در ايجاد تأسيسات اقامتي با توحه به نرخ اشغال پائين واحدهاي اقامتي ،عدم اعطاي بخشودگي مالياتي به ميزان مورد نياز و عدم آزادسازي قيمتها ؛- وجود مشکلات عديده اي در پرداخت تسهيلات بانکي به نرخ صنعتي به متقاضيان ؛- عدم تکميل به موقع پروژه هاي تأسيساتي ؛- تأخير يا عدم بهره برداري از واحدهاي تکميل شده به دليل عدم وجود بازده اقتصادي متناسب باهزينه هاي بهري برداري ؛ ( سازمان ايرانگردي و جهانگردي ،1380 ،ص 243 )در حاليکه 1/94 درصد از اهداف برنامه دوم در سالهاي 1376 تا 1378 در ارتباط با تعداد گردشگران ورودي تحقق يافته است ،اما متوسط تحقق درآمدهاي پيش بيني شده 9/90 درصد بوده است .ترکيب گردشگران ورودي به کشور ، سهم اند ک گردشگران ورودي از کشورهاي ثروتمند و کاهش متوسط گردشگران در کشور از مهمترين عواملي بوده اند که مانع تحقق اهداف برنامه در ارتباط با د رآمدهاي ارزي حاصل از گردشگري شده اند.3- برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (1383 ـ 1379 )برنامه سوم توسعه ، اولويت دادن به بخش خصوصي و ايجاد فضاي منا سب رقابتي و جلوگيري از رقابت غير اصولي بخشهاي دولتي از سياستهاي اصلي اعلام و سازمان ايرانگردي و جهانگردي و سازمان ميراث فرهنگي را موظف به ارائه طرح حمايت و هدايت بخش خصوصي و غير دولتي جهت سرمايه گذاري دراحياء بياها و بافتهاي تاريخي با مشارکت و دولت نموده و يکسال پس از تصويب برنامه سوم به تصويب هيئت دولت برساند . خطوط کلي برنامه جهت توسعه صنعت گردشگري در کشور در برنامه سوم توسعه عبارتند از :1- برنامه ريزي براي مشخص کردن اهداف برنامه و تعيين راهکارهاي لازم ؛2- شناخت کشورهاي جهانگرد فر صت و برنامه ريزي براي جذب گردشگر ؛3- ايجاد فرهنگ گردشگري در بين مردم و گشترش آن به مدارس و دانشگاهها ؛4- اعطاي تسهيلات مختلف در جهت توسعه گردشگري ؛4- برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (1388-1384)برنامه چهارم توسعه نسبت به ساير برنامه هاي قبلي توجه خاصي به گردشگري و ميراث فرهنگي نموده است؛ چنانکه موضوع يکي از بخشهاي ششگانه برنامه (بخش چهارم)موضوع صيانت ازهويت فرهنگ اسلامي-ايراني ،فصل نهم،توسعه فرهنگي ،مشتمل بر15ماده(118-104)،در فرارهاي مختلف اين بخش به کرات تأکيد بر توسعه آموزش،حمايت،حفاظت،پايداري و مشارکت بخش خصوصي ،تبادلات فرهنگي با تکيه به گردشگري ،فرهنگي و مذهبي شده است. با اين حال خطوط کلي برنامه چهارم راجع به توسعه گردشگري اينگونه تعيين شده است(روزنامه رسمي- قانون برنامه چهارم، صص20-1) :الف )مکلف کردن دولت جهت رونق اقتصاد فرهنگي(ماده104)از جمله، اصطلاح قوانين و موانع انحصاري،تصويب و ابلاغ استاندارد بهره مندي تقاضاهاي فرهنگي ،گردشگري نقاط مختلف کشور، توسعه ساختاري و استفاده از معافيتهاي مالياتي و....است.ب )مکلف کردن دولت جهت تعميق ارزشها، باورها، فرهنگ معنويت و نيز حفظ هويت اسلامي– ايران ،اعتلاي معرفت ديني و توسعه فرهنگ قرآني (ماده106)در اين زمينه اقداماتي همچون تهيه طرح جامع گسترش فضاهاي مذهبي و مساجد با همکاري سازمان تبليغات،اوقاف با همکاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ،تهيه طرح جامع و اجراي همگرايي مذاهب(گردشگري مذهبي).ج )دولت موظف است به منظور حفظ و شناساندن هويت تاريخي ايران اقداماتي همچون (ماده109)حمايت از پژوهشهايعلمي و بين رشته اي در زمينه ايران شناسي ، تاريخ تمدن و نظاير آن ، گردآوري و بررسي نظام يافته آداب و رسوم، فرهنگ ملي و بومي،شناسايي اصول و ضوابط شکل گيري معماري ايراني اسلامي در شهرها و روستاهاي کشور .د )مکلف کردن دولت به منظور ترويج فرهنگ صلح در سطوح بين المللي(ماده110) که نيازمند اقداماتي همچون مشارکت نهادها، مجامع منطقه اي و بين الملي و نيز تبادل نظر متفکران و دانشمندان و نهادهاي علمي- فرهنگي، اهتمام به معرفي جاذبه هاي فرهنگي- هنري- ايران ، عقد موافقت نامه هاي فرهنگي ،منطقه اي ،قاره اي و بين المللي.ه )مکلف کردن دولت جهت متجلي و توسعه مفاهيم ونهادهاي هويت اسلامي و ايراني در ساختار سياسي،اقتصادي، اجتماعي و علمي و نيز تعامل اثر بخش، ميان ايران فرهنگي،تاريخي،جغرافيايي و زباني با رويکرد توسعه پايدار (ماده 113 ) ؛ که نيازمند اقداماتي همچون طرح کاربرد نمادها ، نشانه ها ، آثار هنري ايراني و اسلامي درمعماري و شهرسازي و سيماي شهري، احداث موزه علوم و فناوري، پارکهاي علمي، موزه هاي فرهنگي تاريخي و...استفاده از ظرفيتها و مزيتهاي فرهنگي در تسهيل و بهبود روابط ومناسبات بين المللي ،که مي توانند ازيک درصد از اعتبارات خود جهت احداث بناها و ساختمانهاي خود براي طراحي ، ساخت آثار هنري متناسب با فرهنگ ديني و ملي استفاده کنند.و ) مکلف کردن دولت جهت اهتمام ملي در شناسايي ، حفاظت ،پژوهش ، مرمت ، احياء بهره برداري و معرفي ميراث فرهنگي کشور و ارتقاء توان گردشگري ،توليد ثروت و اشتغالزايي و مبادلات فرهنگي در کشور (ماده 114 ) ؛ اقداماتي همچون حمايت از مالکين آثار تاريخي– فرهنگي ، ايجاد و توسعه موزه هاي پژوهشي و تخصصي وابسته به دستگاههاي اجرايي ، شناسايي و مستند سازي آثار تاريخي– فرهنگي در محدوده جغرافيايي اجرايي طرح ، توسط دستگاه مجري با نظارت و تايي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، ايجاد و تجهيز پايگاههاي ميراث فرهنگي در آثار تاريخي مهم کشور و مقايسه اصلي مرتبط با موضوع ميراث فرهنگي، شناسايي و حمايت از آثار فرهنگي تاريخي حوزه فرهنگي ايراني موجود در کشورهاي همسايه و منطقه ، جلب مشارکت بخش خصوصي وتعاوني نسبت به صدور مجوز تأمين و فعاليت موزه هاي خصوصي و تخصصي و مؤسسات مشاوره و کارشناسي مرتبط با موضوع ميراث فرهنگي وگردشگري، ارتقاء جايگاه بخش غير دولتي و افزايش رقابت پذيري در صنعت گردشگري از طريق اصلاح قوانين و مقررات و ارائه تسهيلات و تهيه ضوابط حمايتي ، تکميل نظام جامع آمار گردشگري با نظارت و هدايت مرکز آمار ايران ، به منظور حفظ آثار و فرهنگ سنتي ، قومي ،ايلي، ملي و ايجاد جاذبه براي توسعه صنعت گردشگري در کشور، در استانها و يا شهرستانها نسبت به ايجاد دهکده توريستي، مراکز اطراقهاي تفريگاهي ايلي ، موزه و نمايشگاه اقدام نمايد.ميزان ناخالص داخلي و ارزش افزوده بازرگاني طي برنامه چهارم توسعه اينگونه محاسبه شده است .بنابراين سهم ارزش افزوده بخش خدمات از کل توليد ناخالص به ترتيب طي سالهاي 1384 تا 1388 عبارت است از: 48 ،4/48 ، 9/48 ، 3/48 ، 8/49 و 3/50 درصد پيش بيني شده که ميزان رشد متوسط آن(9 درصد) نسبت به متوسط رشد ناخالص داخل( 8 درصد)بيشتر است .چنانچه سهم ارزش افزوده بازرگاني ، رستوران و هتلداري را نسبت به بخش خدمات بسنجيم اين نسبت به ترتيب در سالهاي مذکور عبارتند از : 2/30 ، 7/30 ، 3/31 ، 9/31 ، 5/32 و 33 درصد پيش بيني شده که متوسط رشد آن نيز 11 درصد هم از متوسط رشد بخش خدمات و هم کل توليد ناخالص داخلي بيشتر است .حال اگر ميزان ارزش افزوده بخش بازرگاني ، رستوران و هتلداري را نسبت به توليد ناخالص کشور در طي برنامه بسنجيم اين نسبت به ترتيب طي سالهاي مذکور عبارتنداز : 5/14 ، 9/14 ، 3/15 ، 8/15 ،2/16 ، 6/16 درصد پيش بيني شده است که از اين ارقام تنها نسبت به ارزش افزوده بخش نفت کمتر است و در ميان ساير فعاليتها رتبه دوم را بعد از نفت عهده دار است؛ با اين تفاوت که ارزش افزده آن نسبت به نفت سير صعودي داشته ورشد متوسط آن نيز نسبت به نفت (3درصد ) حدود چهار برابر است(قانون برنامه چهارم ، 1384 ،205).نوشته شده توسط مهدی سقایی | لینک ثابت | موضوع: |
تاریخچه هتلداری1 تاريخچه هتلداري1 هتل داري به صورت امروزي نتيجه قرنها رشد فرهنگي واجتماعي است اين صنعت شايد يكي از قديميترين تلاشهاي تجاري در جهان باشد بطوريكه قدمت مسافرخانه ها به شش قرن قبل از ميلاد مسيح ميرسد . توسعه صنعت هتلداري متاثر از تغييرات اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي در جامعه بوده ، و اولين مسافران آن دوران را بيشتر تجار و جنگجويان تشكيل مي دادند . از زماني كه نياز به مسافرت باعث اختراع چرخ و گاري گرديد اداره قديمي ترين مسافرخانه ها كاري بي درد سر نبود ولي با اين وجود توسط بعضي از خانواده ها انجام مي گرفت و آنان به تخصيص يك اتاق به مسافران جهت خواب و تهيه مواد غذايي مختصر ولي سالم و گوارا همراه با نوشيدني و حتي دادن اصطبل و امكانات مربوطه از مهمانان پذيرايي مي كردند، پذيرايي معمولاً توسط همسر يا دختر مهماندار انجام مي گرفت و كليه وسايل پخت و پز و آسايش و تفريح توسط زن و شوهر و خانواده اش فراهم مي گرديد . در قرن سوم ميلادي امپراتور روم جاده اي سنگ فرش در سرتاسر اروپا و به آسياي صغير را بنا نهاد و براي راحتي مسافران از اسپانيا تا تركيه در كنار جاده هاي اصلي اقامتگاههاي زنجيره اي احداث كرد . اين وضعيت كم و بيش براي صدها سال ادامه داشت تا اينكه ظهور انقلاب صنعتي در سالهاي 1700 ميلادي در انگلستان موجب پديدار شدن ايده هاي جديد و در نتيجه پيشرفت كار مسافرخانه ها و مسافرخانه داري گرديد . توسعه راه آهن ، اختراع كشتي بخار و توسعه خطوط كشتي راني به مسافرت اهميت بيشتري اعطاء نمود انقلاب صنعتي علاوه بر مسافرتهاي دولتمردان و سفرهاي تفريحي به مسافرتهاي شغلي نيز رونق بسيار بخشيد و بهمين دليل نياز ارائه به سرويس بهتر وسريعتر احساس ميشد ، تا اينكه قدمهاي اوليه براي تشكيل هتلداري به شكل امروزي توسط ملل اروپايي خصوصاً سوئيسي ها برداشته شد و اين صنعت متحول گرديد . مسافرخانه هاي اوليه در اروپا و جايي كه بازرگانان و سربازان شب را در آنجا مي گذراندند براي اشراف نامناسب بود و بهمين علت بناهاي لوكس ومجللي با اتاقهاي مشخص و امكانات مناسب جهت رعايت بهداشت فردي براي اشراف ساخته شد . اين اقامتگاههاي جديد و زيبا تحت عنوان «هتل» كه كلمه ايست فرانسوي ناميده مي شود . رشد واقعي صنعت هتلداري در امريكا با افتتاح سيتي هتل[1]در شهر بندري و شلوغ نيويورك با جمعيتي حدود 30000 نفر در سال 1794 ميلادي آغاز شد. اين اولين ساختماني بود كه مخصوص يك هتل ساخته و آماده گرديد . ساخت اين هتل با 73 اتاق باعث رقابت شديد بين شهرهاي مختلف براي ساختن هتل هاي راحت و زيبا گرديد . از آن جمله مي توان سيتي هتل شماره 2 در بالتيمور، سن شن هاوس در فيلا دلفيا ، آدلفي ، هتل در نيويورك را نام برد بهمين ترتيب تعدادي از بهترين هتلهاي امريكا در اين دوره از زمان برپاگرديد . ركورد اقتصادي در دهه 1930 تاثير فاحشي بر صنعت هتلداري گذاشت بطوريكه احساس ميشد كه اين صنعت ديگر هرگز رونق دوباره نخواهد يافت ولي شروع جنگ دوم جهاني سبب شد دوباره رونق روز افزون يابد و اين ترقي تا اواخر دهه 50 ادامه داشت . در اين زمان بود كه فكر ايجاد هتل زنجيره اي بين المللي در اذهان پديدار گرديد هنگامي كه رشد متل محدود به آمريكاي شمالي مي شد هتل هاي زنجيره اي بين المللي در تمام قاره ها توسعه يافتند و اين امر سبب گرديد تا هتل داران شخص خود را در اين مسابقه چند بعدي و حتي چند مليتي شكست خورده ببينيد و سعي در ادغام خود در زنجيره ها نمايند، زيرا زنجيره هاي بين المللي از كارشناسان ، تكنولوژي و بازاريابي بسيار خوبي برخوردار بودند . ولي مالكان شخصي داراي چنين امكاناتي نبوده وبهمين علت جذب زنجيره هاي بزرگي چون هايت[2] ، هاليدي اين[3]، رامادا اين[4] و غيره شدند و در مقابل، زنجيره ها امكانات و خدمات زير را به مالكان شخصي مي دادند . 1- شراكتpartnership : تقسيم سهام و سود 2- حق امتياز داري : Francine : دادن نام و ايجاد رابطه با ديگر هتلهاي زنجيره 3- مديريت Management : دادن مديران حرفه اي و گروه فني در ازاي دريافت حق مديريت و همچنين سهمي از سود. 4- بازاريابي Marketing : فروش فعال ، بالا بردن سود ، رزرو جا و غيره در ازاي پرداخت حق بازار يابي امروزه هتلها كليه نيازهاي مهمانان را بر آورده ميكنند و آينده ، نويد رشد هرچه بيشتر و مدرنيزه تر شدن هتلها را مي دهد . دوران طلايي هتل ها در سال 1829 يك مهندس ساختمان بنام آي زيا راجرز Iseaah Rogers [5] عهده دار احداث يك هتل بزرگ در بوستون گرديد. اثر او بنام ترمونت هاوس[6] اولين هتل درجه يك امريكا بود كه وقوع انقلابي را در صنعت هتلداري اعلام نمود . ترمونت هاوس اولين هتل درجه يك با اتاقهاي اختصاصي و دربهاي قفل شونده كه هر اتاق نيز داراي دستشويي همراه با يك قالب صابون و يك پارچ آب بود. اطلاعات و خدمات شامل پرسنل تمام وقت و پادوهاي ملبس به يونيفورم كه به منظور رفاه و خوش آمدگويي به ميهمانان مشغول انجام وظيفه بودند و همچنين يك رستوران فرانسوي كه در لابي قرار داشته است مي گردد. ترمونت هاوس طلايه دار نسل جديدي از موسسات اقامتي معتبر بود كه متعاقب آن گراند پاسفيك[7]، پالمرهاوس[8]، شرمن هاوس[9]، در شيكاگو و پلانترز، در سن سوئيس و پاكستون (Paxton ) در اوهاما متجلي گشت. در سال 1874 در سانفرانسيسكو بانكداري به نام ويليام چاپمن رالستون[10]، كه قبلاً نجار كشتي بود تصميم به ساخت مجلل ترين هتل دنيا گرفت . او طي دوران اكتشاف طلا به كاليفرنيا وارد شده ولي ثروت خود را از راه بانكداري بدست آورده بود. برجسته ترين اثر او هتل پالاس[11] ، كه در هفت طبقه بنا شده و شامل 800 اتاق مي شد كه مظهر انتقال سانفرانسيسكو از يك شهر كوچك غربي به يك شهر برجسته و داراي مرتبه بين المللي بوده است . نقشه احداث بنا همانند قصرهاي اروپايي طراحي شده و طبقات با سنگهاي مرمرين فرش شده بود. اين هتل داراي يك سقف گنبدي شكل از شيشه مات و سه مكان بزرگ جهت روشنايي و تامين هواي داخل اتاقها بود. 40000 فوت مربع سنگ مرمر براي سنگفرش بنا از 15 معدن مختلف تهيه گرديده و براي اتمام دكوراسيون داخلي، چوبهاي قيمتي از 13 كشور وارد شده بود. اين هتل مدرن و مجلل (پالاس هتل) داراي سيستم الكتريكي بوده و آب مورد نياز آن جهت مصارف بهداشتي و تامين آب لازم جهت اطفاء كننده هاي حريق و سيستم هواي مطبوع از چاههاي آرتيزين تهيه مي شد . قصر و هتلهاي درجه يكي كه بنا شدند با افراط به سمت كسب ثروت بيشتر پيش رفتند ، چنانكه مانند هتلهاي اروپا نرخ آنها فراتر از ميانگين درآمد شهروندان متوسط گرديد . يك اتاق و يك حمام در ازاي يك دلار و نيم در اوايل قرن بيستم ميلادي نمونه جديدي از مسافران وارد عالم مسافرت شدند. (بازرگانان مسافر) كه يافتن محلي جهت اقامت ايشان مسئله بغرنجي بوده زيرا هتل هاي بزرگ و گران قيمت و مسافرخانه هاي قديمي كثيف و غير بهداشتي نظرآنان را تأمين نمينمود. اسورت ام استاتلر[12] شكل جديدي از مكانهاي اقامتي را با نام هتل تجاري جهت اقامت اين مسافران تاسيس نموده و اولين هتل او در بوفالوي نيويورك در ژانويه 1908 افتتاح شد. استاتلر از ايده اتاقهاي خصوصي و تميز الهام گرفته و حمام اختصاصي را نيز به آن اضافه نمود و براي امنيت بيشتر نيز در داخل هر ورودي يك لامپ روشنايي نصب و به كليه مسافران يك پارچ آب يخ رايگان و يك نسخه روزنامه صبحگاهي اعطاء گرديد . در اوايل قرن بيستم شعار تبليغاتي استاتلر «يك اتاق و يك حمام در ازاي يك دلار و نيم» بخوبي در ميان مسافران شناخته شده بود. طرح هاي معماري ، نظريات مهندسي و ايده هاي خدماتي وي اساسي براي ساخت و اداره كليه مكانهاي اقامتي از قبل گرفته تا ري زورت هاي[13] مجلل گرديد . بعد از جنگ جهاني هتل هاي بي شماري در شهرهاي بزرگ و كوچك احداث شد . در سال 1927 در شهر شيكاگو، هتل 3000 اتاقه استيونس[14] كه بعداً كنراد هيلتون[15] ناميده شد افتتاح گرديد و طي چندين دهه به عنوان بزرگترين هتل دنيا باقي ماند و كمي بعد از آن ساخت يك هتل مجلل در نيويورك به نام والدروف آستوريا[16] آغاز گرديد. در سال 1929 در پي سقوط بازار بورس ركود بي سابقه اي گريبانگير صنعت هتلداري گرديد كه باعث ورشكستگي 85 درصد از هتلها شد . اما يك هتلدار به نام كنراد هيلتون بواسطه سرمايه گذاري هاي خود در صنايع نفت و گاز موفق به ادامه بقاي خود در صنعت هتلداري گرديد. در هنگام نوجواني وي تجربه خود را با رفتن به ايستگاه قطار سن آنتونيو و اجاره دادن اتاقهاي اضافي خانه پدري به فروشندگان مسافر كسب كرد . نرخ هر شب اتاق با سه وعده غذاي گرم كه توسط مادر و خواهرش تهيه مي شد ، 2 دلار و نيم بود. هيلتون پس از اتمام دوران سربازي تصميم گرفت وارد دنياي تجارت شود و به همين دليل هتل متروكه موبلي[17] را در س. تگزاس[18] خريداري نموده و پس از ماهها بازسازي آن را به يك تشكيلات سود ده تبديل كرد . در سال 1942 هيلتون هتل تاون هاوس[19] لوس آنجلس را خريد و يك سال بعد هتلهاي روزولت[20] و پلازا[21] را در شهر نيويورك به دست آورد و 7 سال بعد نيز به بزرگترين آرزوي دوران زندگيش يعني مالكيت والدروف آستوريا رسيد. طي سالهاي بعد شركت هتلهاي هيلتون كه در سال 1946 تاسيس شده بود اقدام به خريد و احداث هتلهاي مجلل بسياري در سرتاسر دنيا نمود و وارد رقابتي فشرده با دو زنجيره بزرگ هتلداري آن زمان يعني شرايتون و استاتلر گرديد . با پايان جنگ جهاني دوم صنعت هتلداري وارد عرصه جديدي شد. آمريكاييان تمايل بيشتري به مسافرت از خود بروز مي دادند. آنها با اتومبيل و همراه با خانواده خود شروع به سير و سياحت در داخل آمريكا كردند. براي اين مسافران كمپ هاي خانوادگي جهت گذراندن تعطيلات و همچنين تشريفات هتلهاي مجلل هر دو نامناسب بود. آنها نياز به اسكان در مكاني را داشتند كه به راحتي به راه هاي اصلي دسترسي داشته و داراي امكانات مناسب از قبيل پاركينگ نيز باشد. به همين دليل تا سال 1960 موتور هتل[22] كه امروزه متل[23] ناميده مي شود به يك بخش قدرتمند و دائمي در صنعت مهمانداري مبدل گرديد . اولين متلها ، كوچك و حدوداً داراي 50 اتاق بودند. اغلب آنها متعلق به زوجها بوده و توسط خود آنها نيز اداره مي شد كه به همين علت به داراييهاي پدر و مادرها معروف بودند. همزمان با رشد متلها اندازه و كيفيت آنها نيز گسترش يافت. به طوريكه تا سال 1960 يك متل متوسط داراي يكصد اتاق با پاركينگ اختصاصي براي هر واحد بود. دو تن به نام هاي كيمونز ويلسون (Kemmons Wilson ) و هاوارد جانسون اولين پايه گذاران رشد متلها بودند و كاليفرنيا اولين مكان براي انقلاب در متل سازي بود. در طي سالهاي 1950 روند متل سازي در سراسر غرب و جنوب آمريكا بخصوص در فلوريدا و تگزاس گسترس يافت . [2] Hyatt [3] holiday inn [4] ramada inn [5] Iseaah Rogers [6] T . House [7] Gerand Pasific [8] Palmer house [9] [10] Wiliam Chapman Ralston [11] Palace Hotell [12] Ellsworth M.Statter [13] Resort [14] Stevens [15] Conrad Hilton [16] Waldorf Astoria [17] Mobley [18] S. Tegzas [19] Tawn House [20] Rosvelt [21] Plaza [22] Motor Hotel [23] Motel نوشته شده توسط مهدی سقایی | لینک ثابت | موضوع: |
جاذبه های گردشگری اصول توسعه جاذبه هاي گردشگري براي توسعه جاذبه هاي گردشگري با ديدگاه ارزشيابي درخصوص مؤلفه هاي گردشگري و نيز با توجه به استراتژي و يکپارچگي آنها را طبقه بندي مي کنيم. الف ـ فهرست برداري : هميشه جاذبه ها را نمي توان به سادگي تقسيم بندي کرد بخصوص وقتي که به خصوصيات آشکار طبيعي يا مصنوعي در دسترس نباشد . بنابراين اولين قدم درراه توسعه جاذبه ها تهيه فهرستي از تمام آنهاست . جاذبه بالقوه جاذبه ايست که از قبل وجود داشته ولي به عنوان مکاني جذاب شناخته نبوده است . بنابراين مشکل اصلي دراينجا نه تنها بازاريابي است بلکه تهيه اطلاعات و تفسيرهاي صحيح براي بازديد کنندگان است تا آنها بطور کامل از اين پديده آگاه شوند . فهرست بندي هميشه کارساده اي نيست و معمولاً به وقت زياد و همکاري افراد زياد نياز مي باشد . جاذبه ها بايد مطابق دسته بندي که در بالا توضيح داده شد طبقه بندي و فهرست بندي شوند . ب ـ ارزيابي : بعد از فهرست بندي هنگام ارزيابي فرا مي رسد . مرکز گردشگري دانشگاه مي نسوتا پنج معيار را براي ارزيابي جاذبه ها مشخص کرده است : 1 ـ کيفيت :گردشگران همانند ديگرمصرف کنندگان براي پول خود ارزش قايل هستند؛ لذا کيفيت جاذبه ها (خدمات مهمان نوازي ، دسترسي و نظير اينها) تأثير مضاعفي براي حمايت از منابع و جاذبه هاي طبيعي و اجتماعي گردشگري دارد. بنابراين تأمين کيفيت مطلوب براي جاذبه ها ي يک منطقه از جمله برنامه هاي حمايتي از گردشگران است . 2 ـ اصا لت : اصالت منعکس کننده اعتبار مکان مي باشد. گردشگران ممکن است تجربه محدودي از محل داشته باشند و آنچه درباره محل مي دانند از منابع مختلفي کسب کرده باشند . اما با ديدار واقعي از محل منجر به آگاهي جدبد آنها مي شود .جاذبه هايي که به گردشگران ارائه مي شوند نمايشگر چنين اصالتي هستند. بسياري از اجتماعات موفق ،منحصر اً متکي به جاذبه هايي مانند کازينو ،پارک هاي آبي و غيره مي باشند .بااين وجود وقتي تصميم گرفته مي شود تا در جهت ساختن جاذبه هاي مصنوعي که همگام با منابع و جا ذبه هاي طبيعي واجتماعي است، پيش برويم ،آن مکان به سوي ريسک بزرگي حرکت خواهد کرد مکان هايي که منحصراً بر جاذبه هاي غير اصيل متکي هستند بايد بطور مستمر رقيبان خود را ارزيابي کنند .جاذبه هاي غير اصيل براي موفقيت خود بايد مداوماً تغيير کنند ،خصوصيات توليد و جذب خود رابا جريان بازار تطبيق دهند .آنها به احتمال زياد توسعه سريع خواهند داشت چون مطابق جريان بازار هستند .گسترش جاذبه هاي اصيل با شکل هاي متفاوت گردشگري و تأمين استراتژي ساز گارتر است و اصالت، آنچه را که امروز وجود دارد نمايش مي دهد، پيشينه هاي فرهنگي تاريخي و طبيعي اصالت را شکل مي دهند. تقريباً هر جايي از قبل، براي خودش ويژگي داشته که نمي تواند در جايي ديگر کپي و پياده شود .نکته جالب اينست که آن جذابيت ها را متوجه شويم و آنها را به عنوان نمونه هايي از آن منطقه خاص به نمايش بگذاريم. مثال هايي زيادي براي جاذبه هاي اصيل تفريحگاه هاي جمعي وجود دارد که ميراث گذشته نژادو ساکنان را نشان مي دهند. مطابقت با فعاليت اقتصادي موجود نيز ممکن است به گسترش جاذبه هاي اصيل منجر شود. مزارع ، محل فروش ميوه ها و سبزيجات ، تورهاي همراه با تسهيلات به مزارعي که آموزش کشاورزي مي دهند؛ همه مثال هايي از ادغام جاذبه هاي اصيل با فعاليت موجود اقتصادي است ؛در واقع استراتژي هاي گسترش اجتماع بر سطح و نوع تأثيرات اجتماعي وابسته مي باشد. بطور کلي هر چه از يک جاذبه اصيل دورتر شويم تأثيرات اجتماعي فرهنگي بالقوه بيشتر مي شود و همچنين بازگشت اقتصادي بالاتر خواهد بود. 3 ـ منحصر به فرد بودن : هرچه جاذبه هاي بيشتري به دنبال جذب گردشگر باشند ، منحصربفرد شدن جاذبه، مهمترخواهد بود . همانطورکه اشاره شد سفر همراه با تغيير جا و روند کار است ؛ کپي کردن ازآنچه در مکان ديگر وجود دارد ،چيز جديدي به گردشگر ارائه نمي دهد . هنگامي که ليست جاذبه ها تکميل مي شود ممکن است تعداد زيادي ، جاذبه براي انتخاب ، پيش رو قرار داشته باشند . پيدا کردن آميخته اي از اين جاذبه ها که تجربه اي به يادماندني را براي گردشگران به دنبال داشته باشد، جاذبه ها را به رقابت با يکديگر وا مي دارد. منحصربفرد بودن تا حدي به اصالت بستگي دارد ولي اصالت يک منطقه نمي تواند عامل اصلي براي منحصربفرد بودن آن باشد ؛ بهرحال جاذبه هاي غيراصيل نيز مي توانند در گسترش منحصربفرد بودن مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال گسترش کازينو در لاس وگاس ، ايالت نوارا ،آنجا را تبديل به مرکز قماربازي درايالت متحده کرده است. با اين وجود استفاده از جاذبه هاي ساختگي غير اصيل براي کسب منحصربفردي ، ريسک بزرگي است. 4 ـ گسترش فعاليت : تمام جاذبه ها به حق انتخاب فعاليت نياز دارند . ارج نهادن به خصوصيات منحصربفرد يک منطقه يکي از کارهاي مهم است؛ اما وقتي مردم از راه مي رسند بايد سرگرم کارهاي تفريحي شوند . حتي ديدن مناظر نيز احتياج به بهبود امکانات حمل و نقل دارد، تا بازديد کنندگان در ناحيه بتوانند، جابجا شوند . هرچه انتخاب فعاليت بيشتر باشد ، شانس بيشتري براي افزايش طول اقامت و سود بيشتر وجود خواهد داشت . سئوال اصلي درهنگام بررسي فعاليتهاي يک جاذبه اين است که آيا اين فعاليت ها با مکان مورد بازديد سازگاري دارند ؟ و آيا اين فعاليت ها به وحدت اجتماعي و محيطي ناحيه کمک مي کنند؟ و اين سئوال براي بسياري از گسترش جاذبه ها مناسب است و شامل جاذبه هايي که از ابتدا غيراصيل و متکي به تسهيلات عظيم بوده اند ، مي شود. اگر پاسخ منفي باشد بايد يک اتفاق نظر عمومي قبل از توسعه محل ، ايجاد شود. 5 ـ قدرت جذب : قدرت جذب مکان ديدني را از روي بازديد کنندگان آن مکان مي توان اندازه کرد ،از کجا مي آيند؟ چه مسافتي را براي مسافرت طي مي کنند؟ و با چه وسيله اي مسافرت مي کنند؟ اينها سئوال هايي هستند که بايد هنگام بررسي قدرت جذب مکان مورد نظر انجام گيرد . قدرت جذب براي جاذبه هاي موجود را به آساني مي توان ازطريق مطالعه نوشته مختصر بازديد کنندگان اندازه گرفت . تعيين قدرت جذب براي جاذبه هاي در حال برنامه ريزي و بالقوه به مطالعات بسياري احتياج دارد که بعداً ، بحث خواهد شد . جاذبه ها بايد به دو گروه عمده و فرعي تقسيم شوند . تعيين گروه عمده يا فرعي ازروي قدرت جذبي که بر پايه تعداد بازديد کنندگان مي باشد ، ممکن است گمراه کننده باشد . بسياري از مواقع از جاذبه هايي که بيشترين باز ديد کننده را داشته اند جاذبه فرعي را تشخيص ميدهند . اين پديده بيشتر در شهرهاي بزرگ روي مي دهد ؛ مثلاً هنگام استراحت در يک مأموريت شغلي ، افراد معمولاًبه بازديد از جاذبه هاي محلي مي پردازند . اين مکان هاي محلي ممکن است به مقدار کافي جذاب نباشند، اما نکته مهم تهيه فهرستي از انتخاب هاي متفاوت براي باز ديد کنند گان است .در مواردي که جاذبه هاي اصلي ممکن است به آساني شناخته نشوند .بهترين راه بررسي و ارزيابي بازديدکنندگان، نه تعداد آنها مي باشد. نوشته شده توسط مهدی سقایی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|