تبليغاتX
گردشگری

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری پایدار

گردشگری پايدار

گردشگری در مفهوم پايداری در برگيرنده پردازش معنايی خاص خود است.در اين ميان زايش اين مفهوم در ادبيات گردشگری حاصل تلاش در دستيابی به توسعه پايدار در تمامی زمينه های توسعه می باشد.بخصوص بعد از اجلاس زمين در سال 1992در ريودوژانيرو که دولت ها را به سمت توسعه‌ای سوق داد که حداقل زيان ولطمه را برمحيط زيست وارد سازد ؛ توافقات حاصله در دستور کار جلسه 21(يعنی برنامه‌های مربوط به قرن بيست ويکم) قرار گرفت. اين دستور جلسه در واقع شامل مجموعه‌ای از طرح ها عملی مفصل بود که نقش هر کشور در رسيدن به توسعه پايدار بيان می نمود.از اين رو بر مبنای دستور جلسه 21، از سوی سازمان های بين المللی گردشگری در سطح جهان « دستور جلسه 21برای گردشگری » منتشر شد.که در آن نياز به رسميت شناختن نقش گردشگری را در فرايند توسعة مناسب گوشزد می کرد و ضرورت طرح عملی برای سازمان های گردشگری را در راستای به فعليت در آوردن اصول گردشگری پايدار را پيش می‌کشيد(لومسدن،‌375،1380).به دنبال اين روند اولين کنفرانس جهانی گردشگری پايدار در سال 1995 در مادريد برگزار شد. برخی از نکات مطرح شده در اين کنفرانس پيرامون گردشگری پايدار عبارت بودند از (کاظمی ،129،1380):

·   توسعه گردشگری بايد براساس معيارهای پايداری باشد.بدين معنا که مسايل اکولوژيکی در بلند مدت ، مسايل اقتصادی وتعهدات لازم نسبت به جنبه های اجتماعی و اخلاقی بايد رعايت شود.

·        ماهيت پايداری گردشگری مستلزم محيط های طبيعی ، فرهنگی وانسانی است.

·        گردشگری بايد جنبه های فرهنگی ، ارزشی وعناصر سنتی جوامع محلی را مد نظر داشت باشد.

بطور‌کلی اين تلاش ها نشان ازآن دارد که گردشگری بتواند  در پردازش توسعه پايدار راهکاری عملی را شکل دهد.از اين رو هدف اصلی در بسط معنايی گردشگری پايدار پيرامون ارائه روش های منطقی در بهره گيری از منابع طبيعی و انسانی و ممانعت از به کارگيری غير علمی اين منابع می باشد. توسعه پايدار گردشگری دارای دو جنبه حفاظت از محيط زيست ومنابع وميراث فرهنگی جوامع است. از اين روگردشگری پايدار بايد با سياست مشخص و مدونی به اجرا در آيد تا بتواند حرکت اميد بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافيايی تضمين کند(منصوری ،37،1381).گردشگری پايدار برای کارايی بالاتر در اين زمينه دارای اصولی می باشد که هماهنگ کننده اهداف و راهکارهای عملی می باشد.اصول گردشگری پايدار را می توان به شرح زير بيان نمود(لومسدن ،378،1380):

1.   استفاده از ماهيت پايدارگونة منابع :حفظ و استفاده از منابع(طبيعی ، اجتماعی و فرهنگی)بسيار حائز اهميت است وبه معنای تجارت دراز مدت می باشد.

2.   کاهش بيش از حد مصرف و اتلاف : که جلوی هزينه های بازسازی زيان های دراز مدت را گرفته وبه کيفيت گردشگری کمک می کند.

3.   حفظ تنوع : حفظ و ارتقای تنوع طبيعی ، اجتماعی وفرهنگی برای پايداری دراز مدت گردشگری اهميت ويژه دارد وپايگاه انعطاف پذيری را برای گردشگری به وجود می آورد.

4.   برنامه ريزی : بسط وتوسعه گردشگری که وارد يک چارچوب برنامه ريزی راهبردی محلی وملی شده وتاثيرات محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، پايايی دراز مدت گردشگری را افزايش می دهد.

5.   حمايت از نظام اقتصاد محلی : گردشگری که تعداد زيادی از فعاليت های اقتصادی محلی را مورد حمايت وتحت پوشش خود قرار می دهد و ارزش ها و هزينه های محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، علاوه بر حمايت از اين نظام های اقتصادی جلوی انهدام محيط زيست را می گيرد.

6.   مشارکت اجتماع های محلی : مشارکت کلی اجتماع های محلی در بخش گردشگری نه تنها به نفع خود آنها ومحيط است بلکه نوع تجربه گردشگری را بهبود می بخشد.

7.   مشاوره با افراد ذی نفع وعامه مردم : مشاوره بين صنعت گردشگری و اجتماع ها ، سازمان ها و نهادهای محلی مهم است البته در صورتی که دوشادوش هم کار کنند واختلافات منافع را کنار بگذارند.

8.   آموزش خدمه : آموزش خدمه که گردشگری پايدار را وارد روش های اشتغال می کند و در کنار آن استخدام خدمة محلی در تمامی مقاطع ، سبب بهبود کيفيت گردشگری می شود.

9.   مسئوليت بازار يابی صنعت گردشگری : از آنجا که بازار يابی ، اطلاعات کاملی را در اختيار گردشگران قرار می دهد ، نه تنها سبب افزايش احترام نسبت به محيط فرهنگی ، اجتماعی وطبيعی نواحی ديدنی می شود ، بلکه رضايت مشتری را نيز افزايش می دهد.

10. انجام تحقيق : پژوهش در حال پيشرفت ونظارت برآن از طريق صنعت با استفاده از تجزيه وتحليل وجمع آوری موثر اطلاعات نه تنها ما را در حل وفصل مشکلات گردشگری ياری می کند بلکه مزايايی را برای مقاصد ، صنعت ومشتريان در بر خواهد داشت.

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری الکترونیکی

در عصر حاضر دگرگوني ژرف تكنولوژيكي، مكانيسم‏ها و شرايط و در نتيجه بحث هاي تكنيكي و فني به سوي پيچيدگي، تنوع و ظرافت بيشتري گرايش يافته است. در اين ميان دگرگوني‏هاي اقتصادي مهم حاصله در برگيرنده شماري از روابط توليد پيچيده، فراگير و روابط مبادلاتي مي باشد كه در امر جهاني شدن روندي رو به گسترش دارد.برخي از دگرگوني هاي اقتصادي مربوط به پيوندهاي نيرومند و روابط همپيوند ميان بخش هاي فرعي مربوط در زمينه توسعه صنعتي ـ خدماتي ـ تكنولوژيكي مي باشند.چنين تنظيم اقتصادي مايه كاهش فرق گذاشتن ميان بخش هاي سنتي شده است. بدين ترتيب ما با يك روند همزمان خدمات صنعتي گرايانه( مانند كاربرد انبوه سخت افزار در ارتباطات، گردشگري، بانكداري، حمل ونقل و نظير اينها) و نيز يك روال مهم ساخت « سه سويه» و ديگر فعاليت ها (مانند نرم افزار و ديگر خدمات توليد‏گران و دروندهاي لازم براي توليد كالا) روبه رو مي باشيم(كاپلينسكي،105،1372). بر اين مبنا گردشگري نيز كه در رويكردي خاص در هزاره سوم مورد توجه مي باشد؛ تحولاتي را پذيرا شده كه به فراگير شدن آن منتهي گرديده است. گردشگري در رابطه با بسترهاي تكنولوژيكي بحث شده و بسترهاي اقتصادي حاصل از جهاني شدن، اصلي مستحكم در سياست هاي اقتصادي در هزاره سوم محسوب مي شود.تحولات حاصل از مباحث فوق در رابطه با گردشگري در دوسويه تاثير گذاري از يك سو به شكل گيري گردشگري الكترونيكي منتهي گرديده و از ديگر سو شكل گيري گردشگري مجازي را سبب شده است.

 با رشد سريع تكنولوژي اطلاع رساني در چارچوب نظام مبادله الكترونيكي و سرعت بخشيدن به امر بازاريابي و مسافرت، كاهش هزينه ها و دستيابي به بازارهاي جديد را در زمينه گردشگري فراهم آورده است. به عنوان مثال مي توان به نقش اينترنت در زمينه ارتباطات گردشگري، اطلاع رساني به گردشگران و آگاهي يافتن از وضعيت مقاصد گردشگري و از ديگر سو از وضعيت بازار گردشگري اشاره كرد.در اين ميان جهاني شدن نيز با فراهم آوردن امكان انتقال آزاد اين اطلاعات تسهيل كننده اين روند مي باشد.از اين رو همتنيدگي گردشگري و تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي، شكل دهنده و تسهيل كننده امر سفر در عصر حاضر مي باشند كه تغييرات بسياري را در هر دو بعد عرضه و تقاضاي گردشگري سبب شده است.گردشگري الكترونيكي حاصل اين همتنيدگي و تغييرات حاصل از آن مي باشد، براين مبنا مي توان گردشگري الكترونيكي را به صورت زير تعريف نمود: « گردشگري الكترونيكي، بكار گيري تكنولوژي هاي جديد بخصوص تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات(ICT ) در دو بعد عرضه و تقاضاي گردشگري مي باشد كه در آن علاوه بر عرضه خدمات موردنياز گردشگران ، زمينه هاي بازاريابي و دورنمايي گردشگري مقاصد فراهم مي باشد».

 با كاهش گردشگري انبوه و ساختار شكني آن در چالش هاي پسامدرنيته و شكل گيري گردشگري پسامدرن كه در فصل قبل مورد بررسي قرار گرفت؛  تقاضاي بازار گردشگري تغييرات بسياري در راستاي تغييرات انگيزه ها و نيازهاي گردشگران پذيرا شده است. پردازش الگوهاي فضايي گردشگري و ميل به سفر به مناطق مختلف جهان در يك رويكرد تكثرگراي پسامدرن به همراه فضامندي سرمايه داري سازمان نايافته وميل به سيطره فضايي بر تمامي فضاها، سبب آن گرديد كه گردشگران مناطقي غير از مقاصد گردشگري انبوه را كه در چهار S معرف خلاصه مي شد برگزينند. علاوه بر آن بر خلاف گردشگري انبوه، تجربه گردشگري و درك فضا و فرهنگ بومي مقاصد گردشگري در گردشگري پسامدرن اهميت فراواني يافته است. از اين رو گردشگران براي آگاهي از مقاصد گردشگري و وضعيت آنها در بعد تقاضا از تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي استفاده نموده و در چارچوب انگيزه هاي خود به انتخاب مقاصد اقدام مي نمايند. در اين ميان آژانس هاي مسافرتي با استفاده از اينترنت در عرصه طرح هاي تخصصي گردشگري و در چارچوب شناخت زمان تعطيلات به همراه پاسخگويي به نيازهاي گردشگران(كاكو،192،1381)، مبادرت به بازاريابي گردشگري در مقاصد مختلف نمودند.

بطور كلي استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات و گسترش آن در زمينه عرضه و تقاضاي گردشگري سبب آن شد كه گردشگران قبل از سفر به ارزيابي و بررسي و ضعيت مقاصد بپردازند و تجربه اي مجازي را در چارچوب دورنمايي گردشگر در ذهن خود شكل دهد. علاوه برآن اين امر زمينه هاي دموكراتيك شدن امر انتخاب مقاصد را براي سفر فراهم آورده كه بر بستري از ليبراليسم حاصل از جهاني شدن تسهيل شده است. اين خود نشان از گذار به انعطاف پذيري ارائه محصول گردشگري در رابطه به عرضه دارد كه به گونه‏اي متبلور كننده توليد بهنگام بر آمده از شيوه توليد پسافورديسم مي باشد.به عبارتي ديگر محصول گردشگري در يك تنوع خاص در برگيرنده پاسخگويي به تقاضاي شخصي و متكثر گردشگران بوده و گردشگران را قادر مي سازد در راستاي انگيزه هاي شخصي و تمايلات خود به انتخاب مقاصد گردشگري براي سفر بپردازند. در اين ميان تحقيقات انجام گرفته نيز تأييد‏كننده رويكردي از تقاضاگردشگران براي استفاده از تكنولوژي هاي اطلاعاتي براي سفر مي باشد. اين تحقيقات نشان دهنده آن است كه تعداد گردشگراني كه از طريق وب براي برنامه ريزي قبل از سفر خود استفاده كرده‏اند از 1/3 ميليون نفر در سال 1996 به 8/33 ميليون نفر در سال 1998 رسيده و افزايشي 100 درصدي را در طي دو سال نشان مي دهد.علاوه بر اين پيش بيني مي شود كه طي ده سال آينده 30% از كل فعاليت هاي گردشگري از طريق اينترنت انجام پذيرد. بر اساس گزارشات، حجم عمليات اينترنتي بازار جهاني گردشگري در دوره زماني 1999 تا 2001 ، به بيش از شش برابر افزايش يافته است و از پنج ميليون دلار آمريكا در سال 1999 كه در وب سايت ها هزينه شد به 30 ميليون دلار رسيده است(بنادرويش،88،1382).

در اين ميان عرضه كنندگان محصول گردشگري تحت تاثير تقاضاي گردشگري با گرايش به استفاده از تكنولوژي هاي جديد به عرضه محصول گردشگري مي پردازند و از آنجا كه گذار از گردشگري انبوه شكل گرفته و تكثري را درتقاضا گردشگري سبب شده، ديگر بنگاه هاي بزرگ كارآيي لازم رانداشته و در راستاي انعطاف پذيري، بنگاه هاي كوچك در زمينه ارائه خدمات به گردشگران ايجاد گرديد كه به گردشگران با تمايلات و انگيزه هاي متفاوت سرويس دهند[1]. اين خود ريسك پذيري ناشي از تغييرات تقاضا را در زمينه گردشگري كاهش داد و از ديگر سو با امكان دسترسي مستقيم به گردشگران از طريق تكنولوژي هاي جديد، درآمد حاصل براي بنگاه هاي اقتصادي افزايش يافت و اين خود بستري را براي رقابت بيشتر و ارائه خدمات با كيفيت بالاتر را بين بنگاه ها سبب گرديد.

از ديگر تغييرات حاصل از گردشگري الكترونيكي در زمينه عرضه محصول گردشگري، شكل گيري سازمان هاي مديريت مقاصد(DMO )[2] مي باشد.اين سازمان ها در زمينه گردشگري با ارائه انواع خدمات الكترونيكي ، امكان جستجو و برنامه ريزي سفر را براي گردشگران فراهم مي آورند.وظايف اين سازمان ها در برگيرنده، مديريت منابع گردشگري ، برنامه ريزي براي فعاليت هاي گردشگري، تبليغ و بازاريابي، آموزش كاركنان و عرضه خدمات مورد نياز گردشگران مي باشد. اين سازمان ها در واقعه لايه مياني را در گردشگري الكترونيكي مابين عرضه و تقاضا شكل مي دهنداز يك سو در زمينه عرضه روند تقاضا در بازار گردشگري در جهان و مناطق مختلف و جهت گيري تقاضا را براي مقاصد فراهم مي آورند و از ديگر سو با كسب اطلاعات لازم از مقاصد آن اطلاعات را در اختيار گردشگران قرار مي دهند(Buhalis,2003).



11 ـ اين خود نشانگر گذار از شيوه توليد فورديسم به پسافورديسم و در نظر گرفتن توليد انعطاف پذير مي باشد و تبلور انباشت انعطاف پذير سرمايه در عصر سازمان نايافتگي دارد.

[2]- Destination Management Organization

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:33 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری در طبیعت

گردشگري در طبيعت (طبيعت گردي)

يكي ديگر از الگوهاي فضايي گردشگري شكل گرفته در عصر پسامدرن گردشگري در طبيعت [1] يا طبيعت گردي مي باشد. اين الگوي فضايي در برگيرنده رويكرد گردشگران به محيط طبيعي با انگيزه هاي متفاوتي مي باشد كه گردشگر از سفر به محيط طبيعي يا طبيعت مدنظر دارد. از اين رو گستره فضايي اين الگو ، محيط طبيعي را در بر مي گيرد كه مي تواند به عنوان مثال ساحل ، جنگل ، كوه و نظير اينها باشد. اين الگوي فضايي از گردشگري در برگيرنده گونه هاي متفاوتي از گردشگري مي باشد كه در اين فضا ، تجربه گردشگري كسب مي كنند. اين گونه ها مي تواند شامل اكوتوريسم[2] ، گردشگري دريايي ، گردشگري ورزشي و نظير اينها باشد.

در اين بين نكته مهم ، تمايزي است كه بين گردشگري در طبيعت به عنوان يك الگوي فضايي و اكوتوريسم به عنوان يك گونه از گردشگري وجود دارد. اين در حالي است كه در بيشتر مواقع اين دو مترادف هم محسوب مي شوند و حتي گاهي يكي پنداشته مي شوند.گردشگري در طبيعت يك الگوي فضايي از گردشگري مي باشد و شكل دهنده متني فضايي است كه خوانش آن در پيرامون سفر به نقاط طبيعي با انگيزه هاي متفاوت از سوي گردشگران صورت مي گيرد اين خود در رويكردي واسازانه بر بنيان ساختارهاي متفاوتي از نگرش درون متني يا برون متني قرار دارد كه در راستاي گونه هاي متفاوتي از گردشگري پديدار مي شود. همچنين در بازار جهاني گردشگري ، گردشگري در طبيعت يك بخش كلي محسوب مي شود كه اكوتوريسم جزيي از آن در كنار گردشگري ماجراجويي مي باشد (مجله موج سبز ،4،1380). در واقع اكوتوريسم بخشي در حال گسترش از بازار گردشگري در طبيعت است.به گونه اي كه طبق برآورد « انجمن اكوتوريسم » در سال 1999 ، گردشگري در طبيعت يا طبيعت گردي 20 درصد و اكوتوريسم 7 درصد از بازار مسافرت جهاني را در اختيار دارد(شاهنده،49،1380).از اين رو نمي توان سفر به طبيعت را بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي آن ، اكوتوريسم ناميد در حالي كه مي توان اين گونه سفرها را در چارچوب گردشگري در طبيعت به حساب آورد.

علاوه بر آن از نظر تعاريف نيز هيچگاه گردشگري در طبيعت تنها معادل اكوتوريسم نيست. در اينجا تفاوتي را مي توان مشاهده كرد كه مابين انگيزه هاي اين دو وجود دارد . گردشگري در طبيعت يا طبيعت گردي ، مسافرت به محيط هاي طبيعي مي تواند در چارچوب انگيزه هاي متفاوتي باشد كه تنها فضاي طبيعي را مدنظر داشته و انگيزه مربوطه هيچ گونه رابطه مستقيم با محيط طبيعي ندارد و حتي گردشگر نسبت به محيط داراي هيچ حساسيتي نيست. در حالي كه اكوتوريسم بنا به تعريف آن توسط موسسه بين المللي اكوتوريسم در سال 1991 « يك مسافرت مسئولانه به مناطق طبيعي كه محيط زيست را حفظ و زندگي راحت مردم محلي را تثبيت نمايد» تعريف شده است(مجله موج سبز،4،1380).از اين رو اكوتوريسم واجد چهار ويژگي مشخص و بارز مي باشد كه عبارتند از :

1.      سفر به يك منطقه طبيعي

2.      سفري كه حامي حفاظت از تنوع زيستي باشد

3.      سفري كه براي جوامع ميزبان محلي سودمند باشد

4.      سفري كه به درك و فهم عميق از طبيعت و محيط زيست رهنمون باشد(شاهنده،49،1380).

اين خود نشان از گرايش اكوتوريسم به سمت حفاظت از طبيعت دارد به بياني ديگر گونه اي از گردشگري طبيعت گرا را به ذهن متبادر مي سازد.از اين رو تعداد سفرهاي كه بتوان به آنها برچسب اكوتوريستي زد بسيار محدود مي باشد و اين با گردشگري در طبيعت كه به عنوان يك الگوي فضايي گردشگري شكل مي گيرد و واجد تنها يك ويژگي از ويژگي هاي اكوتوريسم كه همان سفر به مناطق طبيعي است ، بسيار متفاوت مي باشد.در اين ميان مي توان تفاوت بين گردشگري در طبيعت و اكوتوريسم را تفاوت بين شهرنشيني[3] و شهرگرايي[4] مقايسه كرد كه اولي نشان از جمعيت شهري دارد و ساكنان شهر را مدنظر قرار مي دهد و شهرگرايي ، در برگيرنده مفهوم فرهنگ شهري و برخاسته از مدنيت در فضاي شهري مي باشد. بر اين مبنا گردشگري در طبيعت ، تعداد وفضاي گردشگري در رابطه با مناطق طبيعي در برمي گيرد و اكوتوريسم در برگيرنده مفهومي از فرهنگ گردشگري در حفاظت از محيط زيست را در بردارد.

با توجه به مشخص شدن تمايز مابين گردشگري در طبيعت و اكوتوريسم ، مي توان گردشگري در طبيعت را اينگونه تعريف كرد :

 « گردشگري در طبيعت يا طبيعت گردي ، سفر به مناطق طبيعي در رابطه با بهره‏بري گردشگري با انگيزه هاي متفاوت از مناطق طبيعي بوده كه آثار مثبت و منفي را براي آن مناطق در بر دارد». بنا براين تعريف گردشگري در طبيعت يا طبيعت گردي به عنوان يك الگوي فضايي در چند وجه بايد مورد توجه قرار گيرد كه در وهله اول سفر به مناطق طبيعي است و در وهله دوم بهره بري از مناطق طبيعي مدنظر مي باشد و در آخر تاثيراتي كه جريان گردشگري در اين مناطق برجاي مي نهد، داراي اهميت است.

اين در حالي است كه الگوهاي فضايي گردشگري در عصر پسامدرن خود حاصل ساختار شكني گردشگري دوران مدرن مي باشند و در چارچوب گرايش سرمايه داري سازمان نايافته براي ادذغام تمامي فضاها در چرخه سود ، قرار مي گيرند . گردشگري در طبيعت نيز خود در اين چارچوب قرار مي گيرد از اين رو توجه به پايداري به عنوان راهكار مهار سرمايه داري در اين زمينه (همانگونه كه در فصل اول توضيح داده شد) اهميت فراواني دارند بخصوص از آن رو كه در اين الگوي فضايي ، مناطق طبيعي مدنظر مي باشند. هرچند در اين بين اكوتوريسم با توجه به ويژگي هاي خود در زير مجموعه گردشگري پايدار نيز قرار مي گيرد ولي با اين وجود همانگونه كه بيان شد اكوتوريسم تنها بخش كوچكي و يك گونه از گردشگري در الگوي فضايي گردشگري در طبيعت مي باشد.


[1]- Natural Tourism

[2]- Ecotourism

[3]- Urbanization

 

[4]-  Urbanism

 

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری عشایری

گردشگری عشايری (يک الگوی فضايی)

«سبک است خواب در برهوت چادرنشينان. پيکر آدمی ،خسته از فضای بی انتها ...

 راه دراز را به ياد دارد.» (اسيب ماندلستام)

پردازش گردشگری پيرامون هر فضای جغرافيايی در روندی از تطبيق پذيری جاذبه ها ، سکونتگاهها و تسهيلات مورد نياز، انجام می گيرد.اين خود شکل دهنده روندی از پذيرش گردشگر می باشد که در يک رويکرد به درون برخواسته از نگرش متنی به فضاهای جغرافيايی می باشد.در اين نگرش ، خوانش فضا همچون متن ، وابسته به جريانی دوسويه است که در يک سوی آن شناخت گردشگری و تقاضاهای موجود در بازار آن ودر سوی ديگر درک و سنجشی ژرفا نگر پيرامون فضای مربوطه ، قرار دارد. از اين رو بررسی قابليتهای گردشگری در مناطق عشايری وابسته به پردازش يک الگوی فضايی گردشگری می باشد.بر اين مبنا می توان گردشگری را در مناطق عشايری در دو بعد به هم پيوسته از پهنه فرهنگی و چشم انداز فرهنگی‌ پردازش نمود . گردشگر و فضامندی آن (بازتوليد فضای کنشگری گردشگری) در روندی از انگيزه های فرهنگی،‌تقاضا برای چشم اندازهای فرهنگی متفاوت را پيرامون شيوه زندگی کوچ نشينی شکل می دهد.اين گونه شناسی فضايی در پی درک اصالت ميراثی انسانی در زندگی کوچ نشينی ، از مناطق عشايری بازديد می کند.اصالت موجود در اين ميان وابسته به يک فضای معنوی به يادگار مانده از گذشته باستانی زندگی انسان است.

گردشگران عشايری زائران پسامدرنی هستند که اصالت معنايی خود را در چشم اندازهای فرهنگی مناطق عشايری جستجو می کنند. هرچندگردشگري عشايری قابليت اقتصاد سرمايه داري را در تصرف فضايي مناطق عشايری و ادغام آنها را در چرخه مصرف باز مي نمايدولی آنچه که می تواند با اهميت باشد شناخت اين گونه گردشگری وپردازش فضايی آن برای سه قلوهای مهار سرمايه داری( سودمندی ،رفاه وپايداری) ،برای رسيدن به توسعه ای مفيد است. در اين ميان با توجه به كنش پذيري عوامل مختلف پساساختاري در شكل گيري گردشگري عشايری سعي شده است كه در مدلي كه ارائه گرديده است تمامي ابعاد آن نشان داده شود.در اين مدل بازخورهای گردشگری عشايری در فضامندی خود نشان دهنده يک چرخه از دوران و گره‌گاه هايی‌ است که گشتارهای گردشگری در روندی از کنشگری در مناطق عشايری شکل می دهند تابه نقطه بازگشت سير نمايند وبازخورهای مثبتی رابرای اين منطقه در‌ سمت دهی به توسعه به وجود آورند.

در اين مدل از گردشگري عشايری، عوامل فضای درون متنی چون ، خدمات، جاذبه ها، و ساكنان محلي همراه با مديريت گردشگري در يك سيستم سرمايه داري عمل نموده و عوامل فضای برون متنی نيز در كاركرد اين سيستم نقش اساسی‌دارند. در چارچوب عمل سرمايه داري، وجود جاذبه ها براي شكل گيري جريان گردشگري ، که در بررسی قابليت ها به آن اشاره شد ضروری است. . توسعه خدمات گردشگری‌ درمناطق عشايری در‌ ارتباط مستقيم با سرمايه قرار دارد. بالطبع مديريت حاصل از اين سرمايه گذاري پيگير راهبرد افزايش تعداد گردشگران و سود حاصل از سرمايه گذاري است. افزايش تعداد بازديدكنندگان به يك بركنش منطقه اي مي انجامد و سبب شكل گيري چالش هايي در رابطه بين ساكنان محلي، بازديدكنندگان و محيط مي شود(سقايی،210،1382). با توسعه اقتصادي بر پايه توسعه گردشگري عشايری جهت گيري چالش ها صورت مي گيرد. اين جهت گيري بستگي به آن دارد كه مقدار توزيع درآمد در سطوح منطقه تا چه اندازه اي عادلانه است. اگر سرمايه گذاري تنها به سمت پاگيري خدمات، استفاده گردشگران و بهره مندي سرمايه گذاران بزرگ منتهي شود، بالطبع سود حاصله يا به خارج از منطقه انتقال يافته و يا در فراگرد طبقات سرمايه گذار تجميع مي شود و عدالت توزيعي كه مي توانسته به وسيله مهيا كردن زمينه هاي فعاليت ساكنان محلي و پخش درآمد حاصل شود، به سمت فراكنش طبقاتي در سطح منطقه و شكل گيري چالش هاي ما بين ميزبان و گردشگر سوق مي يابد. اين چالش ها بر چرخه حيات گردشگري تاثير نهاده و آن را به سمت رشد منفي هدايت مي كنددر اين ميان چالش هاي فرهنگي كه بين ساكنان محلي و بازديدكنندگان شكل مي گيرد نيز حائز اهميت است. از اين رو در گره گاه پردازش گردشگری شناخت ، آگاهی پيرامون گونه های مختلف گردشگری برای ارائه رويکردها ، رهيافت ها و راهبردها  دارای اهميت اساسی است.

 

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:28 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری شهری

گردشگري شهري

همانگونه که بيان گرديد گردشگری در چارچوب الگوهای فضايی خاصی عمل می کند.يکی از اين الگوهای فضايی گردشگری شهری است. نواحي شهري به علت آنكه  جاذبه‌هاي تاريخي و فرهنگي بسيار زيادي دارند  غالباً  مقاصد گردشگري مهمي محسوب مي‌گردند. شهرهاي معمولاً جاذبه‌هاي متنوع و بزرگي شامل موزه‌ها، بناهاي يادبود، تئاترها، استاديوم‌هاي ورزشي، پارك‌ها، شهربازي، مراكز خريد، مناطقي با معماري تاريخي و مكان‌هايي مربوط به حوادث مهم با افراد مشهور دارا بوده كه اين خود گردشگران بسياري را جذب مي‌كند(Timothy,1995,63). علاوه بر اين حتي در صورتي كه جاذبه‌هاي گردشگري در مناطق غير شهري واقع باشند از آنجا كه شهرها در عينيت يافتگي مكاني، تبلور فضايي را در رابطه با پيرامون خود شكل مي‏دهند .در اين فضاي شهري كاركرد تنگاتنگ شهر و پيرامون از اهميت اساسي در بركنش هاي فضايي برخودار مي‏باشد،  باز هم حجم زيادي از گردشگري در شهرها متمركز مي‌شوند. زيرا محل سكونت، سرويس غذا، ارتباطات، حمل و نقل ساير خدمات گردشگري در شهرها واقع‌اند كه بازديد كنندگان از مناطق اطراف شهر و خود شهر از آنها استفاده مي‌كنند.

به علاوه دراين بين رشد فزآينده ميل به تمايززدايي در پسامدرنيته، مرزهاي بين كار و اوقات فراغت را درهم ريخته و كار به جزيي از زندگي معاصر بدل گشته است. با از بين رفتن تمايز ميان كار و اوقات فراغت، اين دو در كليتي يكسان ذوب شده و به شكل‌گيري سبكي از زندگي، كه سبك اكسپرسيونيستي ناميده مي‌شود، منتهي گرديده است. در اين سبك از زندگي، انسان سعي مي‌كند چيزي را به وجود آورد كه زندگي‌اش را مهيج و لذت بخش نمايد. از مشخصه‌هاي اين سبك زندگي، پويايي و انعطاف‌پذيري زياد آن است(پاپلي يزدي،72،1382)‏.اين سبك زندگي در همپوشي با شهرنشيني گستره وسيعي مي‏يابد و ميل به گذران اوقات فراغت را در پيرامون اين گونه از سبكمندي زندگي در شهرها افزايش مي دهد.از اين رو شهر نشيني نيز امر گردشگري ‏را تسهيل نموده است به گونه اي كه فشردگي فضا ـ زمان در بستر سازي پسامدرن ، درصد بالايي از شهرنشيني را شكل داده و تبيين عليت انباشت سرمايه را در كلان شهرها سبب گرديده است و همراه با آن برآورد فضاهاي گذران اوقات فراغت را در رابطه با مكان گذران اوقات فراغت در شعاع هاي متفاوت براي پاسخگويي به نيازهاي اين گونه از سبك زندگي و همچنين تدارك كسب سود را در روندي از سرمايه گذاري در مكان به دنبال دارد.

همگام با توسعه گردشگري در نواحي شهري، براي برآوردن نيازهاي گردشگران، خدمات حمايتي بيشتري نظير رستوران و محل اقامت ساخته مي‌شود. اگر چه اين نكته قابل ذكر است كه بازديدكنندگاني كه از خارج شهر مي‌آيند تنها كساني نيستند كه از اين امكانات استفاده مي‌كنند.توسعه زير بناهاي گردشگري سهم زيادي در تغييرات شكل و كاركرد نواحي شهر داشته و تصوير شهر تحت تاثير انواع هتل‌ها و خدمات جنبي ارائه شده، قرار مي‌گيرد.

چهار ويژگی قابل قبول و متداول شهرها که شامل تراکم زياد فيزيکی ساختار ، مردم و نقش‌ها و گوناگونی فرهنگی ـ اجتماعی ، چند نقش گرايی اقتصادی و مرکزيت عينی در شبکه داخل شهری و منطقه ای را در برمی گيرد؛ وقتی شهرها به عنوان شهری گردشگر پذير عمل کرده وتوسعه می يابند ، اين پيچيدگی ها با فشردگی بيشتری در ساختار و ماهيت گردشگری حل می شود(Pearce,2001,927 ) و تمايزی را در پردازش فضای شهری پيرامون گردشگری شکل می دهدو آثاری را برا جای می‌نهد که در کنشگری دوسويه گردشگرـ ميزبان نماد می يابد.

در اين ميان کنشگری گردشگران درفضاهای شهری پيرامون جاذبه ها ،بافت شهر ، خريد ، اسکان و فعاليت های جنبی است که در رويکردبه موزه ها ، تئاترها ، نمايشگاه ها ، مراکز تفريحی و نظير اينها تبلور می يابد. اين گونه از گنشگري گردشگري در فضاي شهري در راستاي انگيزه هاي متفاوتي شكل مي گيرد كه شامل موارد زير مي باشد (Hall,1999,167) :

§        ديدار دوستان و خويشاوندان

§        مسافرت‏هاي تجاري

§        حضور در نمايشگاه‏ها و كنفرانس‏ها

§        بازديد از ميراث فرهنگي

§        سفرهاي مذهبي (زيارت)

§        به منظور حضور در حوادث

§        خريدهاي تفريحي

§        سفرهاي روزانه

§        دلايل شخصي

 بر مبناي اين انگيزه ها‏ کنشگری در فضای شهری چند بعدی می باشد که برآورد کننده يک رويکرد به درون در پاسخگويی به نيازهای اقتصادی و يک رويکرد به بيرون در کنش متقابل فرهنگی يا در بعضی موارد تضادهای ناشی از آن است.از اين رودر راستاي پردازش يك الگوي فضايي در شهر ، گردشگری شهری را می توان به صورت زير تعريف كرد :

«گردشگري شهري‏،کنش متقابل گردشگران‏ ـ‏ ميزبان و توليد فضاي گردشگري‏پيرامون سفر به مناطق شهري با انگيزه‏هاي متفاوت وبازديد از جاذبه‌ها و استفاده از تسهيلات و خدمات مربوط به گردشگری است كه آثار متفاوتي را در فضاي شهري برجاي مي نهد‏».

اين تعريف خود به خوبی پيوستگی بين پارامترهای مختلف جريان گردشگری شهری را بيان می کند که در فراگرد ديگر نقش های شهرها ، کارکردی چند بعدی دارد.از اين رو ارائه مدلي مفهومي از گردشگري شهري به عنوان يك الگوي فضايي با در نظر گرفتن رويكردي واسازانه به آن مي تواند در زمينه بررسي گردشگري شهري مفيد واقع شود.

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:24 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

گردشگری روستایی

مقدمه

جهان معاصر باشتابی غير قابل تصور به سمت فشردگی هرچه بيشتر فضا ـ زمان پيش می‌رودکه خود نشان از رويکرد سرمايه داری در سيطره همه جانبه برفضاهای جغرافيايی دارد.فضامندی امروز جهان برگرفته از يکسری جريان های می‌باشد؛که به شکل گيری فضای جريان‌ها در درون فضای جغرافيايی فرصت می‌دهند.فضای‌جريان‌ها بامنطق شبکه‌ای خود باگذار از پوسته محدوديت های زمانی ومکانی ، بازتوليد فضا را در خدمت سرمايه داری سازمان نا‌يافته قرار می دهند(کاستلز،345، 1380).يک گونه از اين جريان‌ها، جابجايی گردشگران مابين فضاهای جغرافيايی است.فضای جريان گردشگری در برگيرنده تجارتی آزاد از ارزش قابل مبادله گردشگری در فضاهای جغرافيايی مختلف به عنوان مقاصد گردشگری می‌باشد.جريان گردشگری در همتنيدگی باسرمايه‌داری سازمان نايافته ، چرخه عظيمی را از اقتصاد سرمايه‌داری در تمامی فضاهای جغرافيايی شکل داده است.بنابر‌آمار بانک جهانی در سال 2000 تعدادگردشگران در سرتاسر جهان بالغ بر 701 ميليون نفر بوده و از اين جريان گردشگری در فضاهای جغرافيايی مبلغی حدود 475 ميليارد دلار وارد چرخه اقتصادی جهان شده است((World Bank,2002.  

در اين ميان روند‌گذار از مدرنيته به وضعيتی‌پسامدرن[1]در عرصه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی‌‌سبب آن شدکه ساختارشکنی "خود ارجاعی های مدرن" در تمامی ابعاد شکل گيرد ودر پيرامون اين ساختار‌شکنی‌ها اشکال تازه‌ای از سبکمندي زندگی اجتماعی ـ اقتصادی را سبب شود.  گردشگري نيز در اين ميان در چالش‌های پسامدرن در ساختارشکنی جنبه هاي كلاسيك خودگرفتار آمد وزمينه‌های شكل گيري جريان گردشگري كيفيتي[2] در اقتصاد پسا صنعتي[3]و پيرامون آن مهيا شد.اين روند زمينه هاي تعامل فرهنگي را همراه با كاهش اثرات سوء زيست محيطي بين ميزبان و گردشگري و محل گردشگري فراهم نمود . در اين ميان گردشگري روستايي[4] نيز به عنوان يك گردشگري كيفيتي به سبب عواملي چند همچون خستگي از محيط پر تلاطم شهري و شهر نشيني همراه با علاقمندي به ميراث فرهنگي ، نگراني هاي محيط زيست و شيوه زندگي  سالم و امتناع از فرهنگ مصرف گرايي شكل گرفته و توسعه يافته است (شارپلي،4،1380).

گردشگری روستايی در پردازش فضايی پسامدرن حاصل پيگيری بازپيوست‌های ساختارشکنی گردشگری انبوه[5]در الگوهای فضايی سه‌گانه می‌باشد؛ که اين فرصت رامهيا می‌کند در هنگامی‌که نشانه شناسی فضاهای جغرافيايی به عنوان يک نمونه ساده از برکنش اجتماعی در بازتوليد فضايی می باشد وشناسايی سيبورگ از اهميت اساسی برخوردار است( (Dematties,2001,120؛روندی از نگرش پساختاری توسعه در قالب جريان گردشگری در نواحی روستايی شکل گيرد.ازاين رو تبيين گردشگری روستايی بخصوص در چارچوب پساگردشگری انبوه ورويکردی از توسعه چندپارادايمی ضروری است. 

گردشگری روستايی

گردشگري روستايي امروزه يكي از مردمي‌ترين اشكال گردشگري محسوب مي‌شود. بر اساس گزارش سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) در ايالات متحده امريكا در سال 1992 بيشتر از 70 درصد جمعيت از انواع تفريحات روستايي برخوردار گرديده‌اند (شارپلي، 1380، 5). اين در حالي است كه گردشگري روستايي يك روند دو سويه اقتصادي را در نواحي روستايي رقم مي‌زند كه مي‌توان دربر گيرنده يك رشد اقتصادي و تنوع فعاليت‌ها از يك سو و همچنين ايجاد اشتغال و درآمدزايي براي ساكنان روستايي از ديگرسو باشد. گردشگري روستايي مازاد نيروي انساني را در روستا جذب نموده و همراه با آن مي‌تواند يكي از فرصت‌هاي شكل‌گيري توسعه همه جانبه روستايي محسوب شود(سقايي،2،1382). گردشگري روستايي با قرارگرفتن در دو سوي يك جريان گردشگري از يك سو نشان دهنده گردشگري با ويژگي‌هايي همچون انعطاف پذيري، تركيب و سفارش محصولات گردشگري براي نيازهاي انفرادي مصرف كنند بوده(Sehofild, 1996, 334) و از ديگر سو با توجه به ارزش‌ها و اثرات ناشي از اين گونه گردشگري رويكري مطرح در كنار ديگر گزينه‌هاي توسعه همه جانبه فضاهاي روستايي محسوب مي‌گردد كه مي‌تواند در حمايت از سياست‌هاي كشاورزي و حفظ محيط‌زيست ايفاي نقش كند(جوان1 ،1382).

گردشگري روستايي را می‌توان اينگونه تعريف كرد (( گردشگري روستايي عبارت است از فعاليت ها و گونه هاي مختلف گردشگري در محيط هاي مختلف روستايي و پيرامون آنها كه در بردارنده آثاري ]  مثبت /منفي [ براي محيط زيست روستا]  انسان/ طبيعي [ مي باشد ))(سقايي،43،1382). بديهي است اين چنين برداشتي از گردشگري روستايي مي تواند زمينه هاي مختلف فعاليت هاي گردشگري چون سكونتگاهها ، رويدادها ، جشنواره ها ، ورزش ها و تفريحات گوناگون را در بر گيرد كه در محيط روستا شكل مي گيرند ( soteriades,2002,617). در اين بين شرايط طبيعي ، مورفولوژيكي ، عناصر اقليمي همراه با ساختار اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي محيط روستا اشكال گوناگون و متنوعي از روستا ها را به وجود مي آورند كه هر كدام به لحاظ فيزيكي ، تيپ معماري ، نوع مسكن ، الگوي سكونت ، نوع معيشت ، آداب و رسوم و سنت ها از يكديگر متمايز مي باشند . اين وجه تمايز و وجوه مختلف روستاها خود خالق جاذبه هاي است كه گردشگران روستايي را به بازديد از اين مناطق علاقمند و آنها را هر از گاهي به مسافرت به اين مناطق وا مي دارد ( رضواني ، 1374 ، 105 ). گردشگري روستايي را مي توان از دو منظر مختلف مورد توجه قرار داد از يك سو محيط هاي روستايي و پيرامون آنها اين فرصت رامهيا مي كنند تا گردشگران فارغ از هياهوي شهري و سيطره تكنولوژي در بطئن سنتي روستا زماني را به فراغت بگذرانند و از ديگر سو در كنار آن ، اقتصاد روستايي وابسته به زمين مي تواند راههاي تنفس ديگري را تجربه كند . در اين ميان هر چند گردشگري راه‌حلي براي تمامي مشكلات نواحي روستايي محسوب نمي‌شود ولي يكي از شيوه‌هاي است كه مي‌تواند اثرات اقتصادي مهمي داشته باشد و به نوعي مي‌تواند به كند شدن روند تخليه سكونتگاه‌هاي روستايي و جريان مهاجرت جمعيت روستايي كمك كند. از ديگر آثار گردشگري روستايي مواردي است كه در زير بدان اشاره مي‌شود:

1- ايجاد اشتغال براي نيروي مازاد كار و ايجاد فعاليت‌ها براي كار مازاد

2- تنوع اقتصاد روستايي در كنار ديگر بخش‌هاي اقتصادي

3- بالابردن سطوح درآمدي خانوارهاي روستايي

4- ايجاد تقاضا براي محصولات كشاوري و ديگر محصولات حاصل از فرآوري كشاورزي(سقايی،3،1382).

بطورکلی گردشگري روستايي از يك سو قابليت اقتصاد سرمايه‌داري را در تصرف فضاهاي جديد و ادغام آنها را در چرخه مصرف باز مي‌نمايد كه در آن راهبرد كالايي شدن نواحي روستايي به عنوان بخشي از اقتصاد زيبا شناختي معاصر محسوب مي‌گردد(Kneafsey , 2001,763) . از ديگر سو گردشگري روستايي نتيجه يك مفهوم فراگير از گريزهاي شهري است كه در سيطره سرمايه‌داري رهيافت پسافورديسم را در عبور از نگرش تك محور در نواحي روستايي، در قالب كنش پذيري اقتصادي- اجتماعي كه مي تواند زمينه ساز درآمد و اشتغال باشد در تلفيق با صنعت زمينداري به اجرا مي‌گذارد(Hell, 1999, 195).



2-Postmodern

3-Quality Tourism

4-Postindustrial

5-Rural Tourism

6-Mass Tourism

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 7:22 |  لینک ثابت   •