جمعه سوم آذر 1385
اکوتوریسم
اکوتوريسم
دومين گونه عمده گردشگري كه مي تواند در سطوح خارجي گردشگران بسياری را براساس گرايش های تقاضای بازار به مقاصد گردشگری جذب نمايد، اكوتوريسم مي باشد.اکوتوريسم که با انگيزه سفربه مناطق دارای جاذبه های طبيعی شکل می گيرد توسط سازمان جهاني گردشگري (WTO) اينگونه تعريف شده است " مسافرت به مناطق طبيعي كه همراه با مسئوليت باشد و موجب بهبود بخشيدن به سطح زندگي مردم محلي و حفظ محيط زيست شود" (Hvenegaard,1994,25).از اين رو اکوتوريسم بايد مستلزم ويژگی های زير باشد:
1. برجای نهادن آثار مثبت در زمينه حفاظت از محيط زيست و ارتقاء کيفيت مديريت آن
2. حداقل آثار منفی برای محيط طبيعی و جوامع محلی
3. به حداکثر رساندن مشارکت مردم محلی در تصميم گيری های مربوط به فعاليت گردشگری
4. تدارک فرصت های مناسب برای مردم محلی و دست اندرکاران گردشگری برای ارتقاء بهره وری وچگونگی پايداری آن
اكوتوريسم به عنوان يک گونه از گردشگری قادر است که در استفاده از توانهای محيطی سبب افزايش همکاری وتاثيرات اقتصادی آن وهمچنين حفاظت از محيط زيست و توسعه پايدار شده و تحرک و پويايی را در اقتصاد محلی و منطقهای به وجود آورد.كه اين خود بازار يابي قوي را در زمينه معرفي جاذبه هاي اكوتوريستي را مي طلبد. بر اين مبنا لازم مي آيد كه در تبليغ براي شناساندن جاذبه هاي طبيعي در داخل و خارج كشور به شيوه هاي بين المللي كوشش گردد و همچنين سهولت دسترسي به اين جاذبه ها و ايجاد امكانات تفريحي جانبي فراهم آيد.
جمعه سوم آذر 1385
گردشگری فرهنگی
گردشگري فرهنگي
فرهنگ را مي توان در دو گروه كلي بخش بندي كرد كه از نظر فهم گردشگري، امروزه اهميت بسياري دارد. از اين نظر فرهنگ به دو بخش سنتي و مدرن قابل تقسيم است و در اين دو بعد داراي چشم اندازهاي متفاوتي مي باشد. آنچه كه در گردشگري بيشتر مدنظر است پردازش جلوه هاي مختلف فرهنگ هاي سنتي مي باشد. در جهان سنتي، فرهنگ در قالب هاي انديشگي و رفتار هايي شكل مي گيرد كه در هر جامعه اي بنياد زندگي جمعي را تشكيل مي دهند و از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد. هنجارهاي فرهنگ سنتي برگرفته از ميراثي است كه به نسل امروزي رسيده است. اين فرهنگ سنتي با توجه به تقاضاي موجود در بازار گردشگري در عصر حاضر مي تواند جاذب گردشگراني باشد كه خواهان يافتن مكانهايي با فرهنگ سنتي هستند تا اصالت واقعي را در آن تجربه كنند. از اين رو فرهنگ سنتي بخصوص پا گرفته از گذشته هاي دور در مناطق مختلف، كه هنوز داراي اصالتي فرهنگي هستند، مي توانند گردشگران بسياري را به خود جذب كند. بر اين مبنا است كه برخي نويسندگان بر فرهنگ تاكيد مي كنند و نقش آن را در شكل گيري، رشد و توسعه گردشگري اساس مي دانند و فرهنگ را سنگ بناي توسعه گردشگري در نظر مي گيرند (Jafari,2000.1-14) . از اين رو است كه در چارچوب گردشگري ، تقاضاهاي گوناگون فرهنگي در روندي از شناخت ديگر فرهنگ ها از راه بازديد از مناطق مختلف شكل ميگيرد.اين نشان دهنده آن است كه بخشي از جريان گردشگري در چارچوب گردشگري فرهنگي ، تضاد فرهنگي را پشت سر گذاشته است و بيشتر با قبول فرهنگ ميزبان يعني مناطقي كه از آن بازديد مي كنند بيشتر به دنبال شناخت از فرهنگ بومي مي باشند. كه اين روند را بايد حاصل از تعامل فرهنگي ناشي از انديشه هاي پسامدرن دانست كه در تبلور از شناخت و تعامل فرهنگي از راه گردشگري شكل مي گيرد(Hope,2004,46- 47 ).
در جريان گردشگري فرهنگي جنبه هاي معنوي فرهنگ بومي و همچنين تبلور عيني آن به عنوان ميراث فرهنگي از پارامترهاي اساسي هستند كه به شدت داراي اهميت اقتصادي بوده و اطلاعات در آن به صورت ديداري منتقل مي شود(بوني فيس،143،1380). ميراث فرهنگي به عنوان هدف اصلي در بازديدهاي گردشگري فرهنگي شامل عادات محلي، آداب مربوط، سبك هاي معماري و موسيقي، زبانهاي محلي و ارزش هاي ديني ـ معنوي و تبلور عيني اديان در چارچوب مناسك و مكان هاي مقدس است.از اين رو ميراث فرهنگي حافظه جمعي يك ملت بوده كه در مناطق مختلف فرهنگي در قالب پديدهها ، مكان ها و رويدادها قابل بازديد است. همچنين رابطه ميان فرهنگ و زيستگاه آن تنگاتنگ است. از اين رو رابطه اي دو سويه ميان نوع زيستگاه و نوع فرهنگ ديده مي شود. اين برداشت مفهوم ٌ پهنه ي فرهنگيٌ را پديد مي آورد. كه خود در رابطه با فرهنگ و پهنه جغرافيايي، گونه فرهنگي را شكل مي دهد. از اين رو پيكربندي فرهنگي و الگوهاي فرهنگي مفهوم هايي در ارتباط با پهنه فرهنگي و گونه فرهنگي هستند. عناصر مشترك همه اين مفهم ها اين است كه نه با اجزا يا ويژه داشت هاي آن، بلكه با تماميت آن همچون سازمان معناداري از ويژه داشت ها برخورد مي كنند (آشوري،102،1380). از اين رو توان هاي فرهنگي در هر مكان مي تواند در زمينه هاي شناسايي و بررسي راهبردهاي گردشگري بخصوص مفيد واقع شود.
در اين ميانگردشگري فرهنگي از دو بعد تعريف مي شود. در بعد مفهومي گردشگري فرهنگی، حركت انسان ها براي جاذبه هاي فرهنگي و جدا شده از مكان معمولي سكونت با هدف به دست آوردن اطلاعات و تجربه جديد براي ارضاي نيازهاي فرهنگي تعريف شده است. از نظرفنی گردشگري فرهنگي، حركت انسان ها براي جاذبه هاي فرهنگي خاص همچون مكان هاي ميراث، نشانه هاي زيبا شناختي و فرهنگي، هنرها و نمايش ها،كه خارج از مكان معمولي سكونت قرار دارد را در بر مي گيرد (Bachleitner,1999,201) . اين گونه گردشگري در طي منشور گردشگري فرهنگي اهداف زير را مدنظر دارد:
1. تشويق و تسهيل كار متصديان حفظ و مديريت ميراث به منظور نشان دادن اهميت ميراث به جامعه ميزبان و بازديد كنندگان.
2. كمك به پيشرفت و تشويق صنعت گردشگري براي حمايت و اداره گردشگري به شيوههايي كه ميراث و فرهنگ هاي زنده جامعه ميزبان را محترم شمارد و آن را اصلاح كند.
3. تسهيل و تشويق گفت و گو ميان طرفداران محيط زيست و متوليان صنعت گردشگري درباره اهميت و شكنندگي مكان هاي ميراث، مجموعه ها و فرهنگ هاي زنده از جمله نياز رسيدن به آينده اي پايدار براي آنها.
4. تشويق تدوين كنندگان طرح ها و سياست ها براي شكل دادن به اهداف و راهبردهاي جامع و قابل اندازه گيري مرتبط به ارائه و تبيين مكانهاي ميراث و فعاليت هاي فرهنگي در زمينه حفظ و نگهداري آنها(ايكوموس، 1381، 160-159).
علاوه بر اين اهداف شكل گيري گردشگري فرهنگي در يك منطقه خود وابسته به تدارك فرهنگي و ارائه جذابيت هاي موجود، پشتيباني محلي و منطقه اي از گردشگري فرهنگي در مفهوم ساختار اجتماعي و سازماني و همچنين وجود جاذبه هاي فرهنگي و طبيعي در تلفيق با هم و شكل دادن به يك چشم انداز فرهنگي مي باشد..از اين رو شكل گيري اين گونه گردشگري و همراه با آن افزايش آگاهي ساكنان محلي درباره مضرات و منافع گردشگري فرهنگي مي تواند مفيد واقع شود. در اين مباني حمايت از ميراث بوم شناختي و دستيابي به شرايط لازم براي حفظ جمعيت محلي در هرمنطقه از جمله ديگر نيازها مي باشد. بطور كلي گردشگري فرهنگي درهر منطقه مي تواند واجد آثار زير باشد:
1. دوباره كشف كردن و اهميت يافتن امتيازات فرهنگي گمشده ساكنان محلي
2. امكان تشخيص و توسعه آگاهي هاي منطقه اي در بعد فضايي و هويت فرهنگي و توسعه فزاينده يك احساس خوب تعلق به يك فرهنگ
3. ايجاد زير بناهاي اقتصادي،در يك دوره بلند مدت
4. افزايش اشتغال در يك اقتصاد در حال ركود
جمعه سوم آذر 1385
گردشگری کشاورزی
گردشگری کشاورزی
گردشگري كشاورزي ، كه گاه گردشگري مزرعهاي [1] نيز ناميده ميشود، گونهاي از گردشگري روستايي است كه در ارتباط مستقيم با كشاورزي در نواحي روستايي قرار دارد. گردشگري كشاورزي انعكاسي از تدارك فرصتهاي جديد در زمينه ايجاد فرصتهاي اقتصادي از طريق گردشگري د رمزارع ميباشد. اين گونه از گردشگري را ميتوان تركيبي از يك وضعيت طبيعي و روند كشت و برداشت محصولات كشاورزي به عنوان فرصتي درمحدوده تجربهگردشگري دانست. در نواحي روستايي تعدادي مزارع وجود دارد كه در بازنمايي يك قابليت خاص يا چشمانداز بسيار مناسب، ممكن است به عنوان مكاني براي گذران اوقات فراغت ا زسوي بازديد كنندگان شهري يا غير بومي انتخاب شوند. شكلگيري گردشگري كشاورزي ناشي از عواملي در دوسويه يك روند ما بين گردشگران و كشاورزان ميباشد. گردشگران كه در ساختارشكني پسا مدرن، تجربه گردشگري انبوه را ارضا كننده نمييابند درپي گريز از محيطهاي پرازدحام و متراكم شهري و زندگي در سيطره تكنولوژي د رمفهوم گشتل آن (پاپلي يزدي،22،1381) به دنبال يافتن مكانهاي جديد براي كسب تجربههاي اصيل گردشگري ميباشند كه اين خود با افزايش سطح درآمد و تبلور گذران اوقات فراغت به عنوان يك حق در رابطه است. هرچند جريان سرمايهداري سازمان نيافته در عصر بسامدرن در شكلدهي به سبك زندگي اكسپرسيونيستي نيز در اين امر بسيار سهيم است (پاپلی يزدی،37،1382 ).
كشاورزان نيز در زير فشارهاي حاصل از هزينه و قيمتها و بحرانهاي وابسته به آن درتوليد مازاد كشاورزي، براي افزايش درآمد خود رهيافت متنوع كردن كشاورزي و فعاليتهاي غير كشاورزي را مدنظر قرار داده و ارائه خدمات گردشگري و گشودن فضاي مزرعه را برروي بازديدكنندگاه به عنوان يك تنوع اختياري عملكرد مزرعه و منبع درآمد پذيرفتهاند ( willias, 2001,3) . از اينرو گردشگري كشاورزي به عنوان يك فعاليت بازاريابي مستقيم توانسته است فرصتهاي خاصي را براي كاستن از رشد خطرات از طريق تنوع در يك محيط اقتصادي متضاد و شهري شده فراهم آورد(Brunfild,2002,2 )كه در برگيرنده داد و ستد روستايي دردوجهت محيط مزرعه و يك بخش از تجارت گردشگري ميباشد (Busby , 2000,636) . اين در حالي است كه در مناطق كشاورزي كه توجه و سرمايهگذاري زيادي انجام شده و ثروتمند هستند و همچنين تنوع زيادي در فعاليت اقتصادي دارند، به دليل اينكه جاذبههاي كمتري دارند، نياز چنداني به توسعه گردشگري در آنها احساس نميشود، مناطق حاشيهاي كه برپايه كشاورزي سنتی و محدود قرار دارند نياز بيشتري به تنوع اقتصادي داشته و براي گردشگران نيز جذابتر خواهند بود (شارپلي، 1380،17) .
ماهيت سنتي اين مزارع نقش مهمي را در توسعه گردشگري ايفا ميكند به گونهاي كه با برانگيختن حس نوستالژي ، علاقه گردشگران را به ديدن و تجربه كردن شيوهها و زندگي سنتي اين مزارع افزايش ميدهند. گردشگري كشاورزي بيشتر يك نزديكي فزآيندهاي با چشماندازهاي روستايي و بازديدكنندگان دارد. وقتي كه بيشتر به عنوان يك منظره تماشايي در نظرگرفته ميشود. روند گردشگري كشاورزي در مراحلي از جاذبهها، فعاليتها، اقامتگاه و امكانات رفاهي طي شده كه هر يك از اين مراحل در برگيرنده متغيرهاي وابستهاي هستند كه ميتوانند در چارچوب كنشپذيري گردشگران و محيط تأثيرگذار باشد. جاذبهها هر يك در محيطهاي مختلف يك منحصر به فرد بودن را نشان ميدهندكه در برانگيختن انگيزه گردشگران مؤثر ميباشد. در كنار اين جاذبهها انجام فعاليتهاي تفريحي همچون پيادهروي، ماهيگيري، اسبسواري، راندن وسايل نقليه كشاورزي، مشاركت در كارمزرعه و نظير اينها امر ضروري است. اقامتگاه ممكن است در مزرعه براي بازديدكنندگان تدارك ديده شود و يا اشكالي همچون جا و صبحانه [2] در كمپها را در برگيرد. امكانات رفاهي نيز از سرويس محدود دادن تا در اختيار خود بودن را شامل ميشود(Skinnre,1999,14 ). براين مبنا كشاورزان با شيوههاي مختلف ميتونند يك درآمد مكمل را از گردشگري به دست آورند و در صورت نتيجه بخش بودن اين فعاليتها ممكن است بالاخره جانشين كشاورزي به عنوان يكي از درآمدهاي اصلي شده و به تجارتي سودآور بدل گردند. بطور كلي گردشگري كشاورزي به عنوان شيوه تحريك كننده ركود اقتصاري در نواحي روستايي در نظر گرفته ميشود كه آثار آن را در نواحي روستايي ميتوان به شرح زير بيان كرد:
· گسترش بهره برداری از مزرعه
· نوآوری در نقدينه سازی و کسب درآمد مازاد
· افزايش مصرفکنندگان جديد محصولات کشاورزی
· افزايش آگاهی پيرامون محصولات کشاورزی محلی
· درک و توجه بيشتر به اهميت نگهداری زمين های مورد استفاده
· کسب درآمد برای اعضای خانوار کشاورز و ديگر کسانی که در مزرعه کار نمیکنند
· تشويق کشاورزان به ادامه کشاورزی با وجود آنکه بازارها بطور فزآيندهای رقابتی است
· کمک به احيا و توسعه سنتها ، هنرها و صنايع محلی
· افزايش و احياء نمادهای محلی برای جلب توجه بازديدکنندگان
· افزايش استفاده از محصولات و خدمات محلی
· پيشرفت و بهبود فرهنگ ، ارتباط و درک درون منطقهای
· نيازمندی به مديريت محيطی سالم برای چشم انداز روستايی
· افزايش آگاهی و اطلاعات پيرامون کشاورزی
· تدارک فرصت برای مديريت بحران های اقتصادی در زمينه کشاورزی
· افزايش پايداری در طولانی مدت برای تجارت کشاورزی

