پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
گردشگری روستایی و توسعه
گردشگري روستايي وتوسعه[1]
( يك نگرش منطقه اي )
مقدمه
«دريغا دره ي سر سبز وگردوي پير / وسرود سرخوش رود / به هنگامي كه ده /
درد وجانب آب خنيا گر / به خواب شبانه فرود شد» احمد شاملو
ساختار شكني هاي[2] نگر ش پسا مدرن در فرآيندهاي تكثر گرا و مركز گريز به تمايز زدايي از تمامي عرصه هاي زندگي مدرن منتهي گرديد. يكي از اين تمايز زدايي ها ما بين كار و اوقات فراغت مي باشد كه گردشگري را به عنوان گونه اي از گذران اوقات فراغت در يك همتنيدگي كامل با كار قرارداده وبه جزئي از زندگي معاصر تبديل كرده است . گردشگري امروزه در يك كليت انسجام يافته و به عنوان يكي از واقيعت هاي جهاني شدن، بر پايه نوآورهاي تكنو لوژيكي ـ اطلاعاتي و قابليت هاي انقلاب مديريتي تغييرات بسياري را در سطوح تشكيل دهنده خود تجربه كرده و در مفهومي از فشردگي زمان و فضا ،گردشگري را به عنوان پديده اي جغرافيايي از جابه جايي انسانها در فضا ، جلوه ديگري بخشيده است.
يكي از تغييرات ناشي از تحولات پسامدرن در جريان گردشگري رشد سفرهاي انفرادي بر پايه تأملات فرهنگي و(( تجربه چيزهاي متفاوت ))مي باشد كه در روندي از تقويت حس نوستا لژي [3] نسبت به گذشته / اصالت و اهميت ميراث طبيعي ، فرهنگي وتاريخي در دور نمايي گردشگر 3تسهيل شده است. هر چند هنوز اكثر گردشگران به دنبال چهار(( s )) معروف مي باشند ولي رشد سفرهاي انفرادي ـ اكتشافي گردشگري در طي سالهاي اخير نشان گذر از گردشگري انبوه به گردشگري مطبوع است كه تفاوت هاي تجربه گردشگري را باز مي نمايد.
گردشگري روستايي نيز به عنوان يكي از گونه هاي گر دشگري مطبوع مطرح بوده كه در بر گيرنده يك گرايش به ريشه ها ، يك احساس سنتي در حال رشد همراه با خواست درك تمامي ابعاد محيطي در تجربه گردشگري مي با شد گردشگري روستايي به سبب عواملي همچون شهر نشيني، علاقمندي به ميراث طبيعي، فرهنگي و تاريخي ، نگراني هاي محيط زيست، شيوه سالم زندگي شهري و امتناع از فرهنگ مصر ف گرايي درسالهاي اخير شكل گرفته و توسعه يافته است. گردشگري روستايي با قرار گرفتن در دو سوي يك جريان گردشگري از يك سو نشان دهنده گردشگري با ويژگي هاي چون انعطاف پذيري ، تركيب همراه با سفارش محصولات براي نيازهاي انفرادي مصرف كننده بوده و از ديگر سو با توجه به ارزش ها واثرات ناشي از اين گونه گردشگري رويكردي مطرح در كنار ديگر گزينه ها ي تو سعه همه جانبه فضا هاي روستايي محسوب مي گردد كه مي تواند در حمايت از سيا ست هاي كشاورزي وحفاظت از محيط زيست ايفاي نقش كند بر اين اساس لازم مي آيد تا گردشگري روستايي در يك نگرش منطقه اي مورد توجه قرار گرفته و در برنامه ريزي منطقه اي بعنوان رهيافتي موثر در توسعه منطقه اي مدنظر قرار گيرد.بدين گونه گردشگري روستايي بررسي شده و راهكارهاي لازم براي اثر بخشي مثبت اين گونه از گردشگري در فضاهاي جغرافيا يي، اخذ گردد.
گردشگري روستايي
جريان گردشگري روستايي را مي توان زمينه اطلاقي به گردشگراني دانست كه در يك روستا با در نزديكي آن اقامت كرده ودر مورد زندگي و محيط محلي آن آگاهي كسب مي نمايند؛ يا مي توان به گردشگراني اشاره كرد كه با خانواده هاي كشاورز زندگي كرده و در مورد فعاليت هاي كشاورزي چيزهاي مي آموزند ويا مي توان گردشگراني را كه در يك روستا يا دهكده ماهيگيري با خانواده صيادان زندگي كرده وبا آنها به صيد مي روند را به عنوان گردشگراني روستايي بر شمرد.با اين وجود نبايد از درك اين نكته غا فل بود كه گردشگري روستايي مي تواند در بر گيرنده يك گستره وسيعي از گونه هاي مختلف گر دشگري باشد .
تعاريف بسياري از گردشگري روستايي وجود دارد در يك مفهوم كلي مي توان گردشگري روستايي را((فعاليت گردشگري در محيط روستا))دانست ويا در يك حوزه كاربردي وسيع تر ان را((فعاليت هاي گردشگري در حوزه غير شهري كه فعاليت انساني در آن{ اقتصاد وابسته به زمين } مخصوصا كشاورزي در جريان است))تعريف نمود اما ذكر اين نكته ضروري است كه اگر گردشگري روستايي را بخواهيم بنا به تعاريف فوق تنها به تمامي فعاليت هاي گردشگري فقط در محيط روستا فرو كاهيم از درك تمامي ابعاد آن ناتوان خواهيم بود هر چند در ابعاد وسيعتر نيز همچون محيط غير شهري گونه هاي متعدد ومتمايزي از گردشگري را بدون رابطه اي منطقي در كنار هم قرار داده ايم بر اين مبنا با در نظر گرفتن محيط روستا وپيرامونش گردشگري روستايي را مي توان اينگونه تعريف كرد.
گردشگري روستايي عبارت است از فعاليت ها و گونه ها ي مختلف گردشگري در محيط هاي مختلف روستايي وپيرامون آنها كه در بردارنده ارزش ها وآثار متفاوتي براي محيط زيست روستا { طبيعي / انساني } مي باشد)) بر اين اساس مي توان گردشگري روستايي را در بر گيرنده زمينه هاي مختلف فعاليت هاي گردشگري چون سكونتگاها ، رويدادها ، جشنواره ، ورزش ها و تفريحات گوناگون دانست كه در محيط روستا شكل ميگيرند.
بطور كلي جريان گردشگري روستايي را مي توان از دو جهت مورد توجه قرار داد از يك جهت براي محيط هاي روستايي وپيرامون آنها اين فرصت مهيا مي كند تا گردشگران فارغ از هياهوي شهري و تكنولوژي در بطن سنتي روستا زماني را به فراغت بگذرانند و از ديگر سو در كنارآن اقتصاد روستايي وابسته به زمين مي تواند راههاي تنفس ديگري را تجربه كند.
منطقه بندي گردشگري روستايي
گردشگري روستايي امروزه با توجه به اين كه صنعت كشاورزي اهميت خود را به عنوان محور اصلي توسعه روستايي از دست داده است رو به توسعه دارد زيرا رشد فزاينده جمعيت ، افزايش بهره برداري ها و كاهش منابع طبيعي و در نتيجه آن تهديد محيط زيست انساني جوامع روستايي را براي ادامه حيات و تداوم رشد خود به منابع درآمدي ديگري وا داشته است دولت ها و برنامه ريزان نيز سعي دارند تا از عرضه كنندگان بخواهند جريان گردشگري روستايي را به نواحي مختلف سوق دهندتا از اين طريق علاوه بر رشد اقتصاد محلي وضعيت خانواده هاي كشاورزان نيز بهبود يابد.
اين رويكرد به گردشگري روستايي موجب آن شده تا راهكارها ي توسعه و مورد بررسي مجدد قرار گيرند و يك نگرش منطقه اي در تجميع فعاليت هاي گردشگري روستايي براي به نتيجه رسيدن اهداف مورد نظر اخذ گردد تا با شناسايي مناطق مستعد و گو نه هاي مختلف گردشگري روستايي به تبيين منطقه اي توسعه گردشگري پرداخته شود اين روندخود به پايداري و حفظ محيط روستا ، احيا وثبات اقتصادي جوامع روستايي و توسعه تجارت گردشگري در مقياس كوچك به عنوان شيوه اي براي عمل وابسته مي باشد.كه در چارچوب منطقه بندي زمينه هاي مناسبي رادر تلفيق تركيب شرايط مختلف فراهم مي آورد.
در زمينه گردشگري روستايي ، منطقه بندي مي توانند مقاصد گردشگري را در يك منطقه جغرافيايي كه شامل تعداد زيادي از عوامل اصلي و حياتي توسعه مي باشند را در بر بگيرد كه درآن جاذبه هاي مناسب از نظر جذب بازديدكنندگان غير محلي وجود دارد.اين گونه منطقه بندي گردشگري روستايي را مي توان با توجه به شاخص هاي همچون جاذبه هاي گردشگري در محيط هاي روستايي وپيرامون انها ؛ راهها ي ار تباطي و سهولت دسترسي ؛ مقدار تراكم جمعيت در واحد سطح وظر فيت گردشگر پذيري ؛ تاسيسات زير بنايي واقتصادي ؛ امكانات اقامتي ؛ قابليت هاي فرهنگي ؛ پيامدهاي گردشگري در اشتغال وسطح درآمد وبالاخره دست يابي به يك گردشگري پايدار انجام داد .براي به نتيجه رسيدن منطقه بندي گردشگري روستايي با توجه به شاخص هاي فوق الذكر لازم مي ايد تا رهيافت هاي مختلف اقتصادي ، اجتماعي ـ فرهنگي و زيست محيطي در چارچوب يك نگرش منطقه اي براي توسعه مورد بررسي قرار گيرد .
رهيافت اقتصادي
راهكارهاي اقتصادي در زمينه منطقه بندي گردشگري روستايي وابسته به آن است كه به مقاصد گردشگري روستايي به عنوان مكاني براي يك تجارت نگريسته شود. كه در الگوي فضايي منطقه موزاييك وارد كنار يكديگر قرار گرفته اند.اين راهكار كمك مي كند تا در يك سيستم كلي هرمقصد گردشگري به عنوان يك زيربخش برنامه ريزي منطقه اي محسوب گرديده وتخصيص عمودي در زمينه توسعه گردشگري به فعاليت هاي افقي تبديل شود.
در رهيافت اقتصادي در اين زمينه بررسي توان هاي محيطي منطقه در برآورد عرضه به عنوان محصول مطرح بوده كه مي تواند شناخت منابع فرهنگي،تاريخي و طبيعي نواحي روستايي و گونه هاي گردشگري بر پايه اين منابع ؛ برآورد تراكم و ظرفيت گردشگري پذيري در نواحي روستايي و گو نه هاي گردشگري بر پايه اين منابع ؛ برآورد تراكم و ظرفيت گردشگر پذيري در نواحي ؛ توان سنجي شاخص هاي اقتصاد روستايي در زمينه كشاورزي و ديگر بخش ها : قابليت عرضه ديگر محصولا ت مورد نياز گردشگران و بررسي و بر آورد امكانات و گونه هاي مختلف اقامتي را در نواحي روستايي را در بر گيرد .
عرضه محصول گردشگري روستايي در هيافت اقتصادي مورد نظر با تفاضاي گردشگري رابطه اي مستقيم داشته و تقاضا نيز به ارزش كالا ، خدمات وتسهيلات همراه با جهت گيري تقاضا در بازاريابي گردشگري وابسته است . برآورد تقاضا براي گردشگري روستايي را مي توان در يك مجموعه كلي از محاسبه و نقش درآمدها ، هزينه هاي مسافرت و اقامت تخمين زد. هر چند نبايد فراموش كرد كه سرمايه گذلري در گردشگري روستايي داراي خطرات و هزينه هاي كمتري با توجه به در دسترس بودن منابع و پايين بودن قيمت ها در مقايسه با ديگر پروژه هاي گردشگري مي باشد . بطور كلي رهيافت اقتصاد در زمينه منطقه بندي گردشگري روستايي مي تواند پيامدهاي را چون رشد اقتصادي ، ايجاد تنوع همراه با ثبات در اشتغال و حفظ مشاغل ديگر؛ آفرينش فرصت هاي براي رشد درآمد به صورت فعاليت هاي چندگانه ؛ ايجاد بازارهاي جديد براي محصولات كشاورزي و گسترش مبناي يك اقتصاد منطقه اي را سبب شود.
رهيافت اجتماعي ـ فرهنگي
در زمينه اجتماعي ـ فرهنگي در پذيرش گردشگران روستايي در يك منطقه ، نحوه كنش پذيري و پوياي فرهنگ جوامع محلي در قالب احياء آداب و رسوم و سنت ها شكل مي گيرد و همچنين بازديد گردشگران از اين جوامع به يك تجربه گردشگري منتهي مي گردد. برخورد ميزبان ـ گردشگر را در نواحي روستايي يك منطقه اي مي توان از سه ديد گاه بررسي كرد ، نخستين ديدگاه شيوه برخورد بين گردشگر ـ ميزبان را به صورت پديده اي قابل شناسايي با شماري از پيامدهاي مثبت و منفي به تصوير مي كشد كه ارزيابي آن بستگي به اين دارد كه محقق چگونه به مسير صحيح توسعه منطقه اي مي نگردد. دومين ديدگاه عبارت است از ديدگاه كاركردي عناصر مختلف جامعه روستايي كه ممكن است تغييري را به عنوان نتيجه مستقيم گردشگري ـ نظير رفتار اخلاقي ، زباني ،بهداشتي ـ تجربه كند . سومين ديدگاه جنبه هاي تغيير فرهنگي را در نظر مي گيرد كه ناشي از نفوذ گردشگران در بازنگري مهارت ها و رسوم سنتي مانند صنايع دستي مي باشد . هر چند تشخيص اين ديدگاهها در منظر اجتماعي به علت هم پوشي با هم مشكل است. ولي آنچه در اين ميان رابطه اي مستقيم با شيوه هاي بررسي اين ديدگاهها دارد به تغييراتي وابسته است كه در عرصه فعاليت هاي گردشگري و گو نه هاي آن رخ داده است . در اين ارتباط تضاد فرهنگي ناشي از تمايز (من ) و (ديگري) در عرصه گردشگري مدرن در وضعيت پسامدرن به صورت رهيافتي از فرهنگ هاي ديگر در پرتوي توسعه پايدار منتهي گرديده است . از اين رو فرهنگ هاي ديگري به عنوان سيستم هاي پايدار از ارزش ها ، عقايد و مصنوعات كه سازمان اجتماعي و فعاليت هاي منطقي را تأييد مي كند، مي تواند در چارچوب گردشگري روستايي مورد توجه قرار گير د . با اين و جود نمي توان پيامدهاي منفي گردشگري را در عرصه اجتماعي- فرهنگي ناديده گرفت ولي مي توان در كاهش پيامدهاي منفي آن در فرآيندهاي توسعه منطقه اي كوشيد براين مبنا مي توان رهكارهاي را همچون كنترل جمعيت در نواحي روستايي ؛ حفاظت و نگهداري از سرويس هاي خدمات عمومي ؛ رونق بخشيدن به صنايع محلي ، احياء هويت فرهنگي و آداب و رسوم همراه با افزايش فرصت هايي براي ارتباط و مبادله اجتماعي را مد نظر داشت .
رهيافت زيست محيطي
ملاحظات زيست محيطي در ابعاد انساني و طبيعي در برنامه ريزي گردشگري اهميت بسياري دارد كه زايش مفهوم گردشگري پايدار خود نشان دهنده اين اهميت است . پايداري منابع كه به صورت برآورد نيازهاي اجتماعات امروزي بدون نابودي منابع براي برآورد اجتماعات آينده تعريف شده است. در زمينه گردشگري مي تواند در برگيرنده حفاظت از منابع گردشگري در چارچوب جاذبه ها و محيط پيرامون براي تداوم جريان گردشگري و رسيدن به سطحي از توسعه پايدار قلمداد گردد . توسعه پايدار گردشگري بخصوص گردشگري روستايي را در يك توسعه منطقه اي مي توان با در نظر گرفتن رابطه اي كه بين سه جزء مجيط زيست گردشگري وجود دارد – گردشگران ، مقصد و جامعه ميزبان – مورد توجه قرار داد اين رابطه مي تواند پيچيده ،پويا وسازنده يا مخرب باشد. گردشگري روستايي از يك سو مي تواند اشتغالزايي ايجاد كند از ديگر سو قادر است اقتصاد محلي را از جلوه بياندازد و كيفيت زندگي و محيط زيست جوامع محلي را پائين بياورد . بر اين مبنا هدف گردشگري پايدار روستايي برقراري اعتدال و توازن با حفظ منابع طبيعي در دراز مدت بين اين سه جزء تشكيل دهنده گردشگري مي باشد. ازاين رو لازم مي آيد تا در سياست هاي توسعه منطقه اي ساختار وتر كيب تمامي تصميم گيري هاي نهايي در زمينه گردشگري روستايي در فرآيند توسعه پايدار مورد ارزيابي قرار گيرند . بطور كلي در برآورد گردشگري پايدار روستايي مي توان به راهكارهاي زير اشاره كرد ؛ فراهم آوردن عوامل زيربنايي و خدماتي كافي براي برآورد نيازهاي فيزيكي ، اجتماعي ـ اقتصادي منطقه واگذاري طر ح هاي مطابق با نظرات جوامع محلي؛ تهيه طرح هاي كنترل فرسايش و رسوب ؛ تعيين ظرفيت ،برد و جمعيت گردشگراني كه مي توانند به طور پايدار بدون هر گونه تاثير منفي بر عوامل زير بنايي و منابع استفاده كنند ؛ ارتقاء سطح توانمندي مردم محلي براي نظارت پيوسته و اجراي قوانين و مقررات مر بوطه به آلودگي ؛ به حداقل رساندن مسائل و مشكلات دسترسي از طريق طرح ريزي جامع و يكپارچه براي كاهش تراكم ترافيك و آلودگي ها؛ به خدمت گرفتن نيروي انساني و امكانات و تأمين منابع مالي آنها از جمله تربيت نيروي انساني براي اصلاح پيامدها و نظارت پيوسته بر حفظ محيط زيست.
نتيجه گيري
گردشگري روستايي از دو جنبه داراي اهميت مي باشد يكي به عنوان يك فعاليت گسترده جهاني و ديگري تاكيد بر توسعه سياست هاي منطقه اي و محلي . گردشگري روستايي به عنوان يك فعاليت جهاني امروزه با توجه به هم پوشي سه اصل ايجاد اشتغال و درآمد زايي، رضايت گردشگر و حفظ محيط زيست اهميتي دو چندان يافته است . در اكثر كشورها ـ بخصوص كشورهاي پيشرفته ـ ترويج گردشگري روستايي در سر لوحه برنامه دولت ها در زمينه گردشگري قراردارد تا ضمن مثبت كردن بيلان گردشگري خود با هدايت شهروندان براي گذران اوقات فراغت به مناطق روستايي ، فضاي سرزميني ، درآمد را نيز در سطح كشور پخش نمايند . علاوه براين دولت ها در پي آن هستند كه به اهدافي چون ايجاد درآمد براي كشاورزان وديگر خانواده هاي روستايي ؛ آشنايي مردم شهر با تجربه زندگي شهري ؛ كاهش مهاجرت به بيرون به وسيله تدارك فرصت هاي شغلي در نواحي روستايي ؛ انتقال انديشه ها از شهر به نواحي روستايي وتدارك برخي زير بناهاي اقتصادي نيز در جريان گردشگري روستايي دست يابند.
اما گردشگري روستايي به عنوان پارامتري براي توسعه منطقه اي ، توسعه بر پايه جلوه اي از شناختن استعداد و توان منطقه و گسترش خردمندانه براي مناطقي كه بايد از استانداردهاي ويژه توسعه گردشگري بهره مند باشند را در بر مي گيرد . كه در چارچوب منطقه بندي فضاها باري تعيين كاربري زمين اعمال مي شود . با منطقه بندي گردشگري روستايي ، تو سعه فضاهاي ويژه ومناسب انجام مي پذيرد ودر نتيجه فضاهاي ديگر دست نخورده باقي مي ماند . همچنين كاربري زمين ناشي از منطقه بندي در اين مناطق كه مشخص و معين هستند مي تواند بر اساس استانداردهاي گسترش شكل گيرد. در يك كليت منسجم مي توان اهداف توسعه منطقه اي را در زمينه گردشگري روستايي رشد توليد منطقه اي ؛ افزايش درآمد يا تعداد مشاغل ، انعطاف پذيري تجهيزات گردشگري براي تضمين موارد استعمال متعدد و توجه به سرمايه گذاري محلي دانست كه در جنبه هاي غير اقتصادي نيز اهدافي چون نگهداري و حفظ آسايش و رفاه ساكنان ، تضمين تفريحات و مراقبت از ارزش ها و سخن فرهنگي را به دنبال دارد . در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه سرمايه داري در دوره جديد به جاي توليد صنعتي به صنايعي چون صنعت ساختمان و توريسم گرايش داشته و گاهي محوريت نظام سرمايه داري بر اين پايه شكل مي گيرد . سرمايه داري در عصر ما صنعت گردشگري و گذران اوقات فراغت را به صورت مهمترين صنعت درآورده است از اين رو درياها ، جزاير، كوهها و حتي صحراها دراين روند به تصرف انسان درامده است . اين خود سبب شده كه برنامه ريزي گردشگري تنها به فرمول در آوردن برنامه ها و طر ح ها براي آينده نباشد بلكه نحوه انجام آن را نيز به صورتي بدون آسيب در بر مي گيرد. بايد توجه داشت كه گردشگري در جهت اقتصاد سرمايه داري عمل مي كند و رها ساختن آن مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به شكل تصا عدي به اركان اجتماعي و زيست محيطي وارد كند.
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
گردشگری و عدالت جویی
گردشگري و عدالت جويي[1]
(گردشگري عدالت جويانه فعاليتي نوين يا بازنگري گذشته)
نويسنده: دكتر حميد ضرغام
«سفر، به عنوان دوري از مامن معمول و گريز از قيد و بندهاي زندگي روزمره،
پرطرفدارترين راه گذران اوقات فراغت شده است.»
رويكرد به موضوع
با گذشت بيش از نيم قرن توسعه گردشگري نوين در سطح جهان، اين فعاليت به عنوان يك موضوع داراي وجهه ملي براي كشور ما مورد تاييد قرار گرفته و در عين حال مشخص شده است كه تكيه بر مدل هاي سنتي توسعه گردشگري پاسخگوي نيازهاي كشور نيست. درواقع، پيروي از اين مدل ها كه اغلب، تضمين منافع سرمايه گذاران را در اولويت دارند، منجر به گسترش مشكلات محيط زيست اجتماعي و طبيعي شده و مآلا كاهش دارايي هاي گردشگري را در پي دارد. هرچند راهبرد مدون، روشن و واحدي براي پاسخگويي به نيازهاي توسعه گردشگري نوين كشور وجود ندارد. مع هذا، آشكارا روشن است كه سرمايه گذاري براي دستيابي به محصول نوين گردشگري، بايد هسته مركزي همه راهبردها باشد. اين سرمايه گذاري دامنه گسترده اي از ايجاد، بهسازي و ارتقاي تسهيلات و خدمات مكان هاي اقامتي تا احياي فرهنگ زيستي و اجتماعي كهن و توسعه محصولات ابتكاري و نوين (كه محرك اشتياق سفر و گردشگري در سطوح مختلف فردي و اجتماعي است) را شامل مي شود.
درسند چشم انداز بلندمدت جمهوري اسلامي ايران نيز نه تنها بر توسعه هاي نوين تاكيد شده است بلكه گسترش و يا نوسازي دارايي هاي موجود به عنوان يك اولويت مطرح شده است. به هر حال هدف اساسي از ارائه هر برنامه توسعه، شتاب بخشيدن به هم پيوندسازي فعاليت بخش هاي مرتبط با گردشگري، تنوع بخشي به اقتصاد ملي و افزايش درآمدهاي دولت، كاهش آسيب پذيري ملي در مقابل شوك هاي بيروني، افزايش خوداتكايي، پويايي و نهادينه سازي فرايند توسعه به علاوه توسعه فرآيند مردم سالاري ديني، تقويت جامعه مدني و عدالت محور است. بدون توجه به اين تلاش ها، مسائل اقتصادي و اجتماعي كشورهمچنان بحراني خواهند ماند و بسياري از تعهدات مالي در برابر جامعه جهاني قابل تحقق نخواهند بود.
گردشگري، فعاليتي فرهنگي
تحليل رفتارهاي انسان ها در سال هاي پاياني قرن بيستم و سال هاي آغازين قرن جديد نشان مي دهد كه سفر، يعني دوري از مامن معمول و گريز از قيد و بندهاي زندگي روزمره، ملاقات با ديگر فرهنگ ها و درك ناشناخته ها، پرطرفدارترين راه گذران اوقات فراغت شده است. همزمان با اين تغيير رفتارها شبكه اي از بنگاه هاي اقتصادي كه وظيفه اصلي شان فراهم سازي تسهيلات و خدمات براي پاسخگويي به خواست ها و نيازهاي اين مسافران است، توسعه پيدا كرده اند. فعاليت اين مسافران (كه تعدادشان نيز هر روز در حال افزايش است) به همراه مجموعه حرفه هاي مختلفي كه تسهيلات و خدمات موردنياز آنان را تامين مي كنند، كسب و كار نويني را به وجود آورده است كه صنعت گردشگري خوانده مي شود.
در طول تاريخ بشر فعاليت مشابه ديگري كه بتواند ارتباط انسان هاي داراي مليت و قوميت هاي مختلف را در ابعادي اين چنين ميسر سازد، سابقه ندارد. گردشگري براي مقصدهاي گردشگرپذير، نقش منبع حياتي ترميم اقتصاد محلي را عهده دار است. به خلق فرصت هاي شغلي نوين كمك مي كند، موجب توسعه و بهسازي زيرساخت ها مي شود و منابع لازم براي حراست از ميراث فرهنگي و حفاظت از ميراث طبيعي را تامين و سطح رفاه اقتصادي مردم جوامع گردشگرپذير را بهبود مي بخشد.
در دوران ما رشد طبقات مياني جامعه، توسعه فن آوري اطلاعات در سطح جهان و همزمان با آن، افزايش درآمد قابل هزينه و وقت آزاد، گردشگري را به بزرگ ترين فعاليت منفعت آفرين بدل كرده است. بررسي سابقه توسعه گردشگري نوين نشان مي دهد پس از جنگ دوم جهاني، مردم مرفه تر كشورهاي شمال هر روز در جوامع كمتر توسعه يافته، جاذبه هاي نوين، آرامش بخش، دلفريب و غريب مي يافتند و كشورهاي جنوب آنان را به عنوان يك منبع درآمد ارزي، سرمايه گذاري، اشتغال، توسعه اقتصادي و تعادل منطقه اي با آغوش باز پذيرا مي شدند. اين جوامع اغلب عقب مانده، برنامه هاي ملي توسعه را با تكيه بر اين فرض كه منافع اقتصادي حاصل از گردشگري به تحريك ساير بخش هاي اقتصاد به ويژه كشاورزي منجر مي شود، تنظيم مي كردند. منطق آنان اين بود كه تقاضاي گردشگران براي تنوع بيشتر و كيفيت مطلوب تر غذا، كشاورزان را به افزايش و تنوع محصولشان راغب خواهد كرد. مع هذا تجارب زيادي حاكي از آن است كه عدم توجه به اثرات دروني بخش هاي اقتصادي مرتبط با گردشگري، سناريوي ديگري از اثرات توسعه گردشگري را آشكار مي كند: گردشگري، موجب افزايش واردات مواد غذايي مي شود. در نتيجه، توسعه آن هم به كشاورزي محلي لطمه مي زند و هم اندوخته ارزي كشور را از بين مي برد.
گردشگري، صنعتي قدرتمند و تجارتي بزرگ
شوراي جهاني سفر و گردشگري (WTTC) درآمدهاي حاصل از اين پديده نو را براي سال 2002 معادل 4500 بيليون دلار تعيين كرده است. بنابر برآوردهاي اين سازمان، انتظار مي رود تا سال 2012 درآمدهاي گردشگري از مرز 8600 بيليون دلار هم تجاوز كند.اين ارقام به معني 5/4 درصد افزايش سالانه تقاضا براي سفر و گردشگري است. علاوه بر اين، سفر و گردشگري توانسته است نزديك به 200 ميليون شغل ايجاد كند. يعني معادل 8/4 درصد اشتغالات در سطح جهان، مربوط به گردشگري است. به عبارت ديگر تقريبا از هر 8/12 نفر مشغول به كار در سطح جهان يك نفر در بخش سفر و گردشگري مشغول به كار است. انتظار مي رود اين تعداد تا سال 2012 ميلادي به 250 ميليون شغل برسد. (WTTC,2003) بنابراين گردشگري در تمام جهان تبديل به صنعتي قدرتمند و تجارتي بزرگ شده است و در حال حاضر بزرگ ترين صنعت دنياست. مع الوصف بايد اذعان كرد به رغم اين توسعه، گردشگري دوران اوليه رشد خود را مي گذراند و انتظار مي رود در سال هاي آينده، به شكوه و عظمت چشمگيرتري دست يابد. اما آن چنان كه از شواهد برمي آيد شكل اين توسعه به صورت گردشگري انبوه كه در سال هاي دهه 60 و 70 شاهد آن بوديم، نيست، بلكه اشكال نويني از فعاليت هاي گردشگري توسعه يافته است كه به گردشگري جايگزين و يا گردشگري كيفيتي مشهورند. گردشگري طبيعت گردي (اكوتوريسم)، گردشگري فرهنگي، گردشگري مسئولانه و گردشگري پايدار از اشكال تكامل يافته گردشگري دوران ما محسوب مي شوند. گردشگري طبيعت گردي سفرمسئولانه به پهنه طبيعت است. سفري كه محيط زيست را حفاظت كرده و به زندگي مردم محلي رونق و رفاه مي بخشد. برخي صاحب نظران آن را به عنوان زيرمقوله گردشگري پايدار يا بخشي از مفهوم گسترده تر بازار گردشگري طبيعي تعريف مي كنند. اين گردشگري، مشتمل بر تجربه توام با يادگيري بوده، معمولا از طريق بنگاه هاي كوچك اقتصادي براي گروههاي كوچكتر انجام مي شود و بر محترم شمردن مالكيت مردم محلي تاكيد دارد.
در مقايسه با گردشگري طبيعت مبنا كه سفر به مكان هاي طبيعي و بهره گيري از مواهب آن است گردشگري طبيعت گردي منافع مردم محلي را نيز از جنبه هاي زيست محيطي، اجتماعي فرهنگي و اقتصادي مطمح نظر قرار مي دهد. يك گردشگر طبيعت مبنا ممكن است فقط براي مشاهده پرندگان سفر كند. در حالي كه يك گردشگر طبيعت گرد، همراه راهنماي محلي به تماشاي پرندگان مي رود، در اقامتگاهي كه توسط مردم محلي اداره مي شود، اقامت مي كند و از طريق پرداخت هزينه هاي خود به اقتصاد محلي كمك مي كند (Bunce, 1997).گردشگري پايدار همه بخش هاي فوق الاشاره صنعت گردشگري را علاوه بر خطوط راهنما و عملگرهايي كه در جست وجوي كاهش اثرات زيست محيطي (علي الخصوص در مورد منابع تجديدناشدني) هستند، دربرمي گيرد (Coccossis & Nijkamp, 2000).
صنعت گردشگري
ارائه يك تعريف قابل قبول از پديده گردشگري، به رغم حضور گسترده آن در زندگي اجتماعي دشوار است. به ويژه وقتي بخواهيم آن را به عنوان يك صنعت تعريف كنيم، دچار دردسر خواهيم شد. در نوشته هاي مديريتي، صنعت به صورت شماري موسسه بازرگاني كه كالاها و خدمات مشابهي را توليد مي كنند و بنابراين در رقابت با يكديگر هستند تعريف مي شود (Wells, 1989). اين تعريف، از لحاظ مفهوم لغوي به هيچ روي با مفهوم صنعت گردشگري تطابق ندارد. بنگاه هاي اقتصادي اي كه گردشگري را تشكيل مي دهند (به رغم رقابت جدي اي كه بخش هاي مشابه با يكديگر دارند)، عموما كالاها و خدمات مكمل عرضه مي كنند تا كالاهايي كه رقيب يكديگر باشند. مثلا صنعت خطوط هوايي، صنعت هتلداري، رستوران و جاذبه ها با يكديگر رقابت نمي كنند. آن ها يكديگر را كامل مي كنند و متفقا به جهانگردان خدماتي را عرضه مي كنند كه امكان گذراندن تعطيلاتي توام باآسودگي براي آنان فراهم شود.
با اين همه، گردشگري يك صنعت نيست. گردشگري يك فعاليت است. اين فعاليت در اصطلاح بين المللي زماني انجام مي شود كه مردم به منظور تفريح، بازديد از دوستان و اقوام، تحصيل، درمان و يا مقصودهاي تجاري از مرزي مي گذرند و حداقل 24 ساعت ولي كمتر از يك سال در محلي غير از مامن معمول زندگي و كار خود اقامت مي كنند (آن هايي كه كمتر از 24 ساعت اقامت مي كنند از نظر سازمان جهاني گردشگري به عنوان سياح عبوري و يا بازديدكننده تعريف شده اند) و در طول اين مدت از مكآن هاي اقامتي و خدمات غذا و غيره بهره مند مي شوند.
به هر صورت، گردشگري چه به صورت يك صنعت نگريسته شود يا يك فعاليت، مجموعه اي از بنگاه هاي اقتصادي و سازمآن هاي مرتبط را دربرمي گيرد. اين مجموعه قابل تفكيك به هشت بخش مختلف است كه عبارتند از (Doswell, 2001):
اقامت، غذا و نوشابه ـ خدمات گردشگري ـ جاذبه ها و رويداد ـ قانون گزاري و هماهنگي ـ نمايشگاه ها و كنفرانس ها ـ حمل و نقل ـ تفريح و سرگرمي ـ تجارت سفر
برنامه ريزي توسعه گردشگري
با نگاه امروزين، برنامه ريزي براي توسعه گردشگري، يك فرآيند مداوم و نموي است و بايد متناسب با تغيير شرايط سياسي، اقتصادي، فرهنگي و موقعيت محلي، قابل انعطاف بوده در عين حال به اهداف اساسي توسعه دست يابد. به اين لحاظ امروزه براي برنامه ريزي، رويكرد فراگير (comprehensive) و هم پيوند (integrated) را به كار مي برند. در اين شيوه برنامه ريزي، تمام بخش هاي توسعه و تسهيلات و خدمات پشتيباني كننده، به يكديگر وابستهاند و با محيط طبيعي و جامعه ناحيه مقصد، مناسبات مشترك دارند.
اجزاي نظام گردشگري، از ويژگي هاي خاصي برخوردارند كه بهره گيري از آن ها در برنامه حمايت از فقرا، توزيع دستيابي به هدف هاي عدالت گستري را تسهيل خواهد كرد. مهمترين اين ويژگي ها عبارتند از: نياز به مشاركت و كار گروهي، فرصت هاي شغلي براي زنان و جوانان، استقرار بر دارايي هاي طبيعي و فرهنگي متعلق به اقشار محروم تر جوامع و تناسب با نواحي فقير. مع الوصف از آن جا كه استفاده از راهبردهاي گردشگري براي فقرا مراحل نخستين تكامل را مي گذراند و يا آن كه به اهداف خاصي محدود شده، تا به حال در برنامه هاي ملي توسعه، تاثيري اندك داشته است.
يك جنبه مهم در برنامه ريزي توسعه گردشگري كه معمولا مورد تاكيد قرار نمي گيرد، شركت دادن عامه مردم در فرآيند برنامه ريزي و تصميم گيري است. واقعيت آن است كه برنامه ريزي براي ساكنان يك ناحيه (يعني مالكان اصلي منابع گردشگري آن ناحيه) انجام مي شود و بنابراين بايد به آن ها فرصت داده شود تا در فرآيند برنامه ريزي و تعيين آن اشكال توسعه آتي گردشگري منطقه شركت كنند و ديدگاه شان را در مورد نحوه توزيع منافع حاصل و نوع جامعه اي كه در آينده مي خواهند در آن زندگي كنند، اظهار نمايند. اگرچه درگير نمودن مردم در فرآيند برنامه ريزي، مستلزم تخصيص زمان بيشتري براي فرآيند برنامه ريزي است، اما از آنجا كه چنين صرف وقتي تضمين كننده حضور، حمايت و پشتيباني ساكنان محلي، از برنامه هاي تنظيم شده و مشاركت سرمايه آنان در طرح هاي توسعه است از هر نظر قابل توجيه خواهد بود.
گردشگري فرهنگي
مقصود از گردشگري فرهنگي بحث درباره آن بخش از اين صنعت است كه به جذابيت هاي فرهنگي توجه خاص مي كند. اين جنبه هاي جذاب متفاوت اند و شامل كارهاي انجام شده، موزه ها، نمايشگاه ها و از اين قبيل چيزها مي شود. در كشورهاي توسعه يافته جذابيت هاي فرهنگي شامل موزه هاي هنري، نمايش نامه ها، اركسترها و ساير برنامه هاي هنري و موسيقايي مي شود. مسافر به محل خاصي مي رود تا از يك موزه مشهور ديدن كند يا در سالني بنشيند كه اركستر ملي يا اركستر سمفوني برنامه اجرا مي كند. در منطقه هاي در حال توسعه اين مكان ها به صورت محل هاي مذهبي، هنرهاي دستي يا فعاليت هاي فرهنگي درمي آيد.
گردش هاي فرهنگي و گردش با هدف ديدن منظره هاي طبيعي رابطه اي تنگاتنگ با يكديگر دارند و در هريك از آن ها مي توان آثاري از ديگري را مشاهده كرد. مواجهه جهانگرد با واقعيت هاي طبيعي از جمله ويژگي ها و مزاياي اين گردشگري است. اين كه مردمان يك ديار چگونه ويژگي هاي طبيعي موطن خود را يك منبع افتخار، غرورآفرين و الهام بخش به حساب مي آورند به ريشه هاي فرهنگي آن ديار مربوط مي شود و مردم نسبت به حفظ و نگهداري از اين توآن ها احساس مسئوليت مي كنند. از گل و گياه گرفته تا هنر، سنت، معماري، مهندسي، صنعت و كشاورزي، همه در خدمت اين هدف قرار دارند. مسافرمي تواند اين ها را در مقصد تجربه كند. اين گونه گردش هاي دسته جمعي به مناطق در حال توسعه، داراي ويژگي منحصر به فرد آشنايي با فرهنگ و محيط است. مسافر به اهميت اين دو پديده پي مي برد و بر تجربيات خود مي افزايد.
مكآن هاي توسعه نيافته از اين نظر جذابيت دارند كه جامعه و فرهنگ بومي يا محلي مي توانند اثرات بالقوه بر اين صنعت بگذارند. گردش هاي فرهنگي، افراد متعلق به فرهنگ هاي مختلف و گروه هاي مذهبي سنتي و كساني كه به سيستم اقتصادي پيشرفته تعلق دارند، همه را در يك جا گرد هم مي آورد. گردهمايي اين افراد مختلف در بستر يك تجربه گردشي مي تواند اثرات بالقوه زيادي داشته باشد. به ويژه مي توان اين اثرها را بر روي جامعه سنتي و محلي مشاهده كرد. براي مثال، امكان دارد جهانگرد يك قطعه از صنايع دستي به عنوان سوغات بخرد و آن را در اتاق خود بگذارد. خريد اين قطعه از صنايع دستي نوعي داد و ستد است. مثل هزاران داد و ستدي كه روزانه انجام مي شود، اما هنرمند سنتي، اين معامله را به عنوان نمادي از ايجاد رابطه خريدار با فرهنگ جامعه خود مي داند. هنرمند با اين معامله مي خواهد سنت خاصي انتقال داده شود. بدين گونه گردشگري فرهنگي فرصت هايي به وجود مي آورد كه افراد متعلق به فرهنگ هاي گوناگون، فرهنگ يكديگر را درك كنند و به غناي فرهنگ يكديگر بيفزايند. هرچند گاهي اوقات ممكن است اين شناخت، موجب سوء تفاهم و ياس طرفين شود.
گردشگري عصر نوين
عده زيادي از متصديان و مجريان گردش هاي دسته جمعي برنامه هايي را به اجرا درمي آورند كه بر طبق آن گردشگران با فاصله گرفتن از دنياي مادي به مفهوم عميق تري از زندگي دست مي يابند و به فعاليت هاي مرتبط با امور معنوي (ماوراي طبيعي) مي پردازند. اين نوع گردشگري را گردشگري عصر نوين مي نامند. گردشگري عصر نوين شامل سفرهايي مي شود كه با هدف فرهنگي انجام مي شوند. كساني كه خود را جزئي از نهضت عصر نوين مي دانند به اهميت يادگيري مطالبي از فرهنگ هاي باستاني اعتقاد دارند. اين مطالب، شامل ورزش هاي روحي، توجه به ماوراي طبيعت، انجام ورزش يوگا، روي آوردن به غذاهاي كاملا طبيعي و گياه خواري مي شود. اين دسته از مسافران، اغلب به مكآن هاي مقدس باستاني كه به عصر پيش از مسيحيت تعلق دارد روي مي آورند. غالبا اين نوع مسافرت ها به گونه اي است كه مردم به ديدن بناهاي گذشته و تاريخي و شاهكارهاي معماري مي روند. براي مثال اهرام مصر را منبع الهام بخش و انرژي زا مي دانند كه خطوطي از انرژي به وجود مي آورد كه محيط زمين را دور مي زند.
شاخه ديگري از سفرهاي عصر نوين، حول محور سلامت جسم دور مي زند. به اين صورت كه افراد از طريق ورزش هاي فكري، يوگا، ماساژ و روي آوردن به گياه خواري و رژيم هاي گوناگون درصدد حفظ سلامت خود برمي آيند. واقعيت اين است كه كسب سلامت از راه هاي طبيعي، موجب مي شود انسان از نظر روحي و فكري آرامش خاطر پيدا كند. از آن جا كه گردش يا سفرهاي عصر نوين نسبتا تازگي دارد، هنوز آمار دقيقي درباره تعداد مسافران اين بازار در دست نيست.
گردشگري عدالت جويانه
گردشگري عدالت جويانه اصطلاح خاص نويني است. اين اصطلاح براي آن دسته از ابتكارات گردشگري كه هدفشان اساسا دستيابي به معيارهاي پايدار اجتماعي و زيست محيطي است به كار برده مي شود. اشكال متنوعي از اين نوع گردشگري وجود دارد كه از جمله مواردي كه جوامع از لحاظ تاريخي ستمديده فرصت پيدا مي كنند آثار ستم ها و تجارب خطاهاي گذشته خود را با بازديدكنندگان درميان بگذارند. اين نوع گردشگري، به ويژه در مناطقي كه درزمره نواحي فقير وعقب نگه داشته شده به شمار مي روند، اجرا مي شوند. هدف اصلي تورهاي مربوط به اين نوع مناطق، آموزش دادن به گردشگران و مردم است نه ايجاد دل نگراني و هراس در آنان. اين تورها معمولا براي گردشگران كشورهاي غربي اي كه با نيت كمك به امور توسعه و حفاظت به كشورهاي جهان سوم سفر مي كنند برنامه ريزي مي شود، اما در عين حال مي تواند با مقصود ارتقاي وفاق اجتماعي براي ساكنان بومي هم انجام شود. گردشگري عدالت جو در جست وجوي تحصيل تفاهم متقابل، همبستگي و تساوي بين همه ذي نفعان اين فعاليت است. روشن است كه چنين رويكردي مستلزم رابطه اي وراي يك داد و ستد سطحي اقتصادي است. در بساري از اشكال گردشگري، مردم محلي براي جبران خسارت ها و التيام عدم تعادل و ناهماهنگي هايي كه گردشگران در مقصدهاي گردشگري ايجاد مي كنند، متحمل هزينه هاي فراوان مي شوند، در حالي كه اين نوع گردشگري (گردشگري عدالت جويانه) خود به التيام آلام و رفع نابرابري ها كمك خواهد كرد. به لحاظ نظري گردشگري عدالت جويانه يعني گردشگري اي كه هم وابسته به ارزش هاي اخلاقي است و هم منصفانه است.
اين نوع گردشگري از ويژگي هاي زير برخوردار است:
- بين بازديدكنندگان و بازديدشوندگان اشتراك منافع به وجود مي آورد.
- تفاهم متقابل و روابط مبتني بر تساوي، اشتراك منافع و احترام متقابل را ترغيب مي كند.
- از خوداتكايي و خودمختاري جوامع محلي حمايت مي كند.
- منافع اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي محلي را بيشينه سازي مي كند.
مع هذا اين كه آيا اين عنوان نشانه نوعي تغيير واقعي در طراحي برنامه هاي نوين گردشگري است و اين كه چه كسي اجراي برنامه هاي اين فعاليت و تجربه گردشگران را كنترل مي كند، با ابهاماتي مواجه است كه فقط در جريان عمل مي توان به آن ها پاسخ داد. اشكال زير برخي انواع گردشگري عدالت جويانه را مطرح مي كند:
ميزبان از ستم هاي گذشته خود براي ميهمان حكايت مي كند
در بسياري از كشورها جمعيت بومي و گروه هاي ديگر بر مبناي نژاد، قوميت و يا اعتقاداتشان تحت ستم بوده اند. يكي از راه هايي كه مردم ستمديده، درگير بخش گردشگري شده اند عرضه تورهاي ميراث تاريخي است. اين تورها موجب درك عميقتر گردشگران از حقوق بشر و موضوعات عدالت خواهانه است و در عين حال براي مردم محلي فرصت بيرون ريختن عقده هاي دروني، بازگويي قصه رنج هاي گذشته و بازنگري رفتارهايشان فراهم مي شود. اين تورها در جست وجوي آن نيست كه ميراث فرهنگي گذشته را به داستآن هايي رويايي، پرجلال و شكوه و يا ساده و قابل ستايش تبدل كند. بلكه به روشني از ظلم تاريخي اي كه بر سر مردم ناحيه ميزبان رفته و اثري كه بر زندگي امروز آنان دارد، حكايت مي كنند.
موزه ها بهترين ابزار انتقال اين قصه ها محسوب مي شوند و اثر اين تعامل در تصميم سازي هاي ملي هر دو دسته، هم ميزبان و هم ميهمان غيرقابل انكار است. مع هذا چالش هاي جدي اي فراروي كساني كه مي خواهند بين توسل به اشكال معمول گردشگري و گردشگري عدالت جويانه (كه به مردم اجازه بازنگري آنچه بر آنان گذشته است را مي دهد) وجود دارد. يك تعادل پايا و دائمي بين نياز به بازار پايدار و نياز به صداقت سياسي وجود دارد. اين دو وجه، لزوما هميشه سازگار هم نيستند. مثلا آيا كسي خطر تغيير توجه گردشگران مشتاق شناخت ظرايف هنرومعماري باستاني ايران به آشنايي با ظلم هايي كه شاهان به رعيت كرده اند را مي پذيرد؟ بنابراين اگر چه تورهاي ميراث تاريخي امكان دريافت شناخت عميق تري از تاريخ يك كشور را فراهم مي سازد و به مردم بومي با بازگويي تاريخ گذشته شان احساس استقلال مي دهد، اما فقط براي عده اي خاص از انبوه گردشگران جذابيت دارد.
توسعه فهم گردشگران از موضوعات فقر
تورهاي معمول، فقط با بردن گردشگران به نواحي عقب مانده و فقيري كه پيش از اين از سوي تورگردانان منع شده بودند، گردشگران را با نتايج تهيدستي آشنا مي كنند. معمولا به برنامه ريزان تور توصيه مي شود شهرك ها و جاهايي نظير حلبي آبادها را از برنامه تورگردانان حذف كنند و اساسا گردشگران را از بازديد آن بخش از زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم مقصد كه موجب تشديد نابرابري ها شده، منع مي كنند. در حالي كه اگر هدف، هم پيوندي بيشتر اقتصاد و جامعه باشد، گردشگران بايد به بازديد از مناطقي كه پيش از اين كنار گذاشته شده بودند، تشويق شوند.
حاشيه شهرها به سكونت گاه هاي مجزا، عاري از خدمات معمول شهري و برخوردار از منطقه ناخوشايند ظاهري تبديل شده است. اگرچه مردم مختارند هرجا كه مصلحت بدانند اقامت گزينند ولي اغلب به جهت فقر اقتصادي مجبور به اقامت در اين نواحي شده اند. برخي نيز به سبب شبكه خاص ارتباطات اجتماعي كه ساخته اند اين مناطق را براي سكونت ترجيح مي دهند. مهم ترين برداشت گردشگران از اين مناطق و ارتباط با ساكنان آن درك عميق تر آنان از تنوع و پيچيدگي زندگي و اصلاح ديدگاه كليشه اي از نوع معيشت و اخلاق اجتماعي ساكنان اين مناطق است.
پيش از بازديد، تصوير عمومي اين مناطق برخوردهاي خصمانه، كابوس مواد مخدر، زندگي متمركز بر محور خرافات، ستيزهاي قبيله اي، شرارت و جنايت است. ليكن پس از بازديدها به شناخت ابعاد محروميت هاي اقتصادي و اجتماعي كه مشخصه اصلي اين گونه مناطق است، تغيير خواهد يافت. تجربه ناخوشايندي هاي ناشي از اختلافات فاحش طبقات اجتماعي، تهيدستي و بي ثباتي سياسي بخشي از تجارب گردشگري اي محسوب مي شود كه كاملا از گردشگري انبوه جدا شده است. اين نوع تورها مي توانند به صورت يك گردش عجيب و غريب در نظر گرفته شوند و يا گشت هايي كه موجب درك عميق تر از عدالت و نابرابري هاي اجتماعي فرهنگي و اقتصادي اقشار مختلف اجتماعي خواهد شد.
كار داوطلبانه با گردشگران
بسياري از گردشگران مايلند در طول بازديد خود به جاي لم دادن يا چشم دوختن به مناظر دلنواز طبيعي، ضمن برخورداري از هواي خوش، سكوت و دوري از هياهوهاي معمول كار و زندگي روزمره و تعامل با ديگران فعاليتي ارزشمند براي جامعه ميزبان و يا موثر براي حفظ محيط زيست انجام دهند. مثلا موسسه نقشه برداري از اين انگيزه جوان ترها بهره گرفته، ضمن آنكه به آنان حرفه اي را آموزش مي دهد كه از توانايي هايشان درپيشبرد امور خود بهره گيري مي كند. سازمان هايي كه كارهايي براي اين قبيل گردشگران پيشنهاد مي كنند به طور قابل ملاحظه اي متفاوتند.
احتياج به مفهومي نو
مقصود از نگارش اين سطور، جلب توجه به موضوعات مختلف گردشگري از زاويه مهرورزي و عدالت پروري است. اين مهم محرز شده است كه توسعه گردشگري انبوه در كشور ما در شرايط دوران كنوني، چاره ساز نيست. بلكه گردشگري كشور ما نيازمند خلق مفاهيم نو بر مبناي حقوق انساني و فرهنگ بومي است. گردشگري عدالت جويانه يكي از اين نوع مفاهيم است كه براي جايگزيني با گردشگري انبوه مطرح شده است. ايده ماوراي اثر متقابل بين عدالت و گردشگري، منبعث از روابط ميان جامعه اي و ميان فرهنگي است. بنابراين ايده، تلاش مي شود تا با برنامه ريزي و سامان دهي، از جنبه هاي منفي توسعه گردشگري انبوه پرهيز شود و در اين رويكرد خواسته هاي مردم محلي، نخستين اولويت را دارند. با اين اولويت، پايداري اقتصادي، توسعه فرهنگي و اجتماعي در عين حفاظت از ميراث طبيعي و محيط زيست تضمين خواهد شد.اين نوع گردشگري بستر مناسب تري براي تعامل مردم محلي با سرمايه گذاران غيرمحلي فراهم مي سازد.
يك عنصر اساسي در رابطه بين گردشگر و جمعيت محلي، نقشي است كه گردشگري مي تواند با خلق فرصت هاي شغلي و منابع در ارتقاي استانداردهاي زندگي، آموزش و بهداشت مردم محلي ايفا كند. مع الوصف بايد از غلبه گردشگري بر اقتصاد محلي ممانعت كرد. لازم است بخشي از منابع، براي توسعه كشاورزي و حراست از همه فضاهاي لازم براي هماهنگي اقتصادي اجتماعي جامعه تخصيص داده شوند. براي چنين توسعه اي دستورالعمل مدون وجود ندارد، بلكه بايد به جست وجو براي يافتن راههاي توسعه گردشگري به وجهي كه حافظ منافع فرهنگي و طبيعي باشد، پرداخت، ضمن آنكه از جوامع محلي قائم به ذات براي مشاركت دعوت شود يعني گردشگري اي كه بخشي از توسعه پايدار باشد.

