شنبه بیست و چهارم آذر 1386
گردشگری و جهانی شدن
Tourism and Globalization
Tourism seems to be a good example how to destroy certain intact landscape fields mentioned above by global interest in a particular place. Rural landscape cannot defy a massive tourist influence. Rural landscape is in special situation. There is obviously no interest in nature protection because there are no wildlife areas, no natural parks. On the other hand, agricultural production itself does not represent a reason for protection, despite the fact that the view of rural landscape becomes still more and more multifunctional in
Looking back at the triangle mentioned at the beginning, i.e. Globalization, Democracy and Landscape, we observe that there is an emerging idea of integrated tourism, which could be in real harmony with the future of local landscape fields. „Integrated tourism can be broadly defined as tourism which is explicitly linked to the economic, social, cultural, natural and human structures of the regions in which it takes place, and which seeks to make optimal use of such structures. In practical terms, it is tourism with clear links with local/regional resources, activities, other production and service industries, and a participatory local community. Integrated tourism has the potential to provide ‘consumers’ with a distinctive local package of products, services and experiences“. (SPRITE, 1999, p.8)
Of course, it is the description of an ideal situation. What is interesting is the fact that the process of globalization works here as a hidden element at least in two features: Local communities can use global information tools to let the others know that they exists. They are even encouraged to do it and some of them are successful in terms of attracting people involved just in their landscape field. Second: local (rural) heritage, culture, products, crafts, lifestyle etc. - all these social and natural patterns become valuable and their values are growing just as an opposite model to global unification.
We think the crucial question of integrated tourism concerns the cohesive forces. Integrated tourism can really integrate local natural and social structure, can be a global positive agent affecting rural landscape; it can reinforce or reduce and destroy cohesive forces of certain landscape fields. There are many unknown factors dealing with the future. Global tools are fit for both alternatives of development: the skeptic and the optimistic.
But one of the factors is known: without community personally involved in a certain place, in itself and at current time, the cohesive forces are disturbed. Maintaining these forces seems to be the role of local community. But what about this ‘tourist community’ in terms of integrated tourism? Should they be henceforth only visitors, spectators, like in the theatre? We know cases of such ‘theatre performance’: landscape as a decoration, and people playing roles in historical costumes for the visitors; there is a potter, a basket master, a rural baker etc. Or should tourists be more involved in decision-making about this locality? Should they be more responsible for the visited place? And how to do it? Isn`t there a bit of confusion between tourists, i.e. people who want to spend their leisure time, and people integrated in a locality?
Can such kind of tourism be free of local social and cultural feedbacks? These questions can help us in better understanding of application of the promising idea of integrated tourism; despite the fact that we do not know all the answers yet.
We tried to discuss a similar question related to global society and changing responsibilities in terms of Global constitution during the
یکشنبه یازدهم آذر 1386
گردشگری به عنوان یک سیستم
گردشگري به عنوان يک سيستم
(قسمت اول)
بايد گفت مطالعات و پژوهش هاي گردشگري با توجه به ماهيت و محتواي آن که با علوم مختلف( از جمله؛ جغرافيا ، علوم اجتماعي ، تاريخ ،حقوق، اکولوژي،روانشناسي ، مديريت بازرگاني ، انسان شناسي ، بازاريابي ، کشاورزي، علوم سياسي، اقتصاد ونظير اينها )مرتبط مي باشد ، از عوامل و بخش هاي مرتبط گوناگون و پيچيده اي تشکيل شده که گاهي به نظر مي آيد بعضي از بخش ها ويا هر ترتيبي را در اين خصوص ناديده گرفته مي شود . به عبارتي ديگر هر بخش و عامل داخلي (ساختار دروني سيستم)، مانند: صاحبان توسعه اقامتگاه هاي مسافران ( هتل ها ، متل ها ، هتل آپارتمان ها ، مهمانپذيرها ، خانه ها ، ويلاهاي اجاره اي ، کمپ ها ، محل خواب ، واحدهاي پذيرايي ونظير اينها) مؤسسات و آژانس هاي مسافربري ، تأسيسات گردشگري و ونظير اينها, از نگاه خودش به گردشگري نزديکتر است.
اگرچه وجود اين عوامل در فرايند گردشگري ضروري و از جمله بخش هاي آن را تشکيل مي دهند ، اما تأثير عوامل خارجي(عوامل محيطي ـ بيروني سيستم) و ديگر بخش ها نيز بر سيستم عملکردي گردشگري نيز حائز اهميت مي باشد و اختلال در هر يک از اين بخش ها و عناصر اثرات سوء آن در کل سيستم آشکار مي سازد. از نظر سيستم گردشگري يک سازمان مي بايد با اطلاعات ، تبليغات ونظير اينها را در رابطه مشترک ميان اجزاء مختلف گردشگري حفظ ، کنترل و هدايت کند و زماني ما در عرصه رقابت جهاني مي توانيم موفق باشيم که اين روابط مکمل همديگر و بخشهاي مختلف گردشگري پويا و فعال و از استاندارد لازم برخوردار و در راستاي کليت گردشگري قرار گرفته باشند .
به عبارت ديگر گردشگري مشتمل بخش هاي متعدد و پيچيده اي همانند مراکز اقامتي ، جاذبه ها ، حمل نقل ، تأسيسات زير بنايي ، عناصر سازماني ، بازارهاي داخلي و بين المللي مي باشد که در ارتباط متقابل با همديگر کارايي و عملکرد خود را بدست مي آورد ، در واقع گردشگري تنها از هتل ها و خطوط هوايي و ديگر بخش ها به صورت مجزا تشکيل نشده است . بلکه کليت و سيستمي از اجزاي مختلف عهده دار اصلي حرکت و پيشرفت گردشگري عرضه و تقاضا است : درون اين شاخه هاي کلي جزئيات و عناصري است که هم برنامه ريزان و مديران بايد براي کسب موفقيت آنها تلاش کنند.
بر اين اساس گردشگري بايد به صورت سيستمي مرکب از عوامل عرضه[1] و تقاضا[2] در نظر گرفته شود، که با همديگر مرتبط اند . داخل اين دو بخش و زير سيستم کلي ، عناصر و اجزايي قرار دارد که بايد مديران و برنامه ريزان براي کسب موفقيت آن تلاش کنند. به عبارتي ديگر تطبيق عرضه با تقاضا، کليد راه رسيدن به توسعه صحيح و نهايي گردشگري است .براي تحصيل تقاضاي گردشگري ، يک ناحيه يا شهر ونظير اينها بايد قادر باشد به گونه اي خدمات (عرضه ) را فراهم کند که با نياز و جواب هاي گردشگران مطابقت داشته باشد. به عبارتي ديگر تطبيق عرضه با تقاضا کليد راه رسيدن به توسعه صحيح و نهايي گردشگري است .
سه عنصر اصلي را در سيستم گردشگري به شرح زير مي باشند:
1- گردشگران : گردشگر در اين سيستم گردشگري يک فاعل است.
2- عوامل جغرافيايي(يا فضاي جغرافيايي): شامل الف ـ منطقه توليد کننده مسافر(فشار براي برانگيختن سفر) ب ـ منطقه مقصد گردشگر ( علت وجودي براي گردشگري ) ج ـ منطقه حمل و نقل ( مکان هاي مياني براي رسيدن به مقصد )
3- فعاليت(يا کنش) گردشگري: مي توانيم به عنوان دامنه تجارت ها و سازمان هاي درگير در توزيع محصول گردشگري در نظر بگيريم.
هر يک ازعناصرو عوامل سيستم گردشگري نه تنها براي توزيع محصول گردشگري بلکه براي شرايط معاملاتي و آثار گردشگري و البته زمينه هاي متفاوتي که گردشگري اتفاق مي افتد ، با يکديگر در تقابلند.
شنبه سوم آذر 1386
اصول و منشور گردشگري فرهنگي
اصول و منشور گردشگري فرهنگي
بايد گفت گردشگري در زمره مهمترين ميراث طبيعي و فرهنگي مي باشد که به همه مردم و جهانيان تعلق دارد. بنابراين هر يک از ما حق و مسئوليت داريم که به اين ميراث برجاي مانده از گذشته حفاظت کنيم.
بنابراين همکاريهاي بين المللي و مشارکت مردم و کشورهاي مختلف جهان به عنوان عامل مؤثر در اين بسيج همگاني مي باشد. در اين راستا کنوانسيون ميراث جهاني از جمله سازمان جهاني است که با هدف جلب همکاريهاي همه جانبه ملل جهت حفاظت از ميراث گرانبهاي فرهنگي و طبيعي جهان فعاليت دارد .
مأموريت اوليه اعضاء کنوانسيون مشخص نمودن زمينه هاي فرهنگي وميراث جهاني براي تنظيم و درج آنها در فهرست بناهاي تاريخي و محوطه هاي باستاني کشور هاي عضو،جهت اطلاع آنها براي تمام افراد بشر است . مجمع ميراث جهاني کنوانسيون ميراث جهاني همه ساله گردهم مي آيند و دو وظيفه عمده و اساسي را بر عهده دارند الف ) تعيين هويت ميراث جهاني که در برگيرنده عجايب و شگفتيهاي طبيعي و فرهنگي است. اين مجمع در اجراي وظايف خود از جانب سازمان هاي بين المللي ايکوموس[1] (شوراي بين المللي بناها و محل هاي باستاني ) و ايوسن[2] (شوراي بين المللي حفاظت از منابع طبيعي)حمايت مي شود. ب) صندوق ميراث جهاني که تأمين بودجه مربوط به کمک هاي فني درخواستي کشورهاي عضو را رسيدگي مي کند بر اين اساس در ذيل شرح هشتمين پيش نويس منشور بين المللي گردشگري ، کمسيون بين المللي ،شوراي بين المللي بناها و محل ها (ايکوموس ) که براي تصويب در دوازدهمين مجمع عمومي (ايکوموس ) در کشور مکزيک ، اکتبر 1999 تهيه شده است را معرفي مي کنيم
اصل 1
چون گردشگري داخلي و بين المللي در زمره مهمترين محل هاي تبادل فرهنگي است ، حفاظت از محيط زيست بايد فرصت هاي مسئولانه و هدايت شده اي را به منظور کسب تجربه و شناخت دست اول از ميراث و فرهنگ آن جامعه براي اعضاي جامعه ميزبان و بازديد کنندگان فراهم کند .
1ـ 1
ميراث طبيعي و فرهنگي يک ذخيره مادي و معنوي است که داستان توسعه تاريخي (جامعه) را بازگو مي کند. اين ميراث نقشي مهم در زندگي مدرن دارد و بايد براي عموم به لحاظ عيني ، فکري و يا احساسي قابل دسترسي باشد. برنامه هاي حفظ و نگهداري از ويژگي هاي طبيعي و جنبه هاي ناملموس ، ظواهر فرهنگي امروزي و بافت کلي ، بايد شناخت و درک اهميت ميراث را به شيوه اي معقول و قابل دسترس براي جامعه ميزبان و گردشگر آسان کند.
2ـ1 تک تک جنبه هاي ميراث طبيعي و فرهنگي در سطوحي مختلف ازاهميت قرار دارند ؛ برخي با ارزش هاي جهاني و برخي ديگر با اهميت ملي و منطقه اي يا محلي ، برنامه هاي توجيهي بايد آن اهميت را به شيوه اي مربوط و قابل دست يابي به جامعه ميزبان و گردشگر ، به وسيله اشکال برانگيزنده آموزشي ،رسانه اي و فن آوري امروزي و با توضيح شخصي اطلاعات تاريخي ،محيطي ، فرهنگي معرفي کند.
3ـ1 برنامه هاي توجيهي و معرفي بايدسطح آگاهي عمومي را بهتر تشويق کنند و حمايت لازم را براي حيات دراز مدت ميراث طبيعي و فرهنگي به عمل آورند.
4ـ1برنامه هاي توجيهي بايد اهميت مکان هاي ميراث، سنت ها و رسوم فرهنگي را در چارچوب تجارب گذشته و دشواري هاي کنوني منطقه و جامعه ميزبان ،از جمله دشواري هاي گروه هاي اقليت فرهنگي و زباني ، معرفي کند . بازديدکننده همواره بايد از ارزش هاي مختلف فرهنگي که ممکن است به يک منبع خاص ميراث نسبت داده شود ،آگاه باشد.
اصل 2
رابطه بين مکان هاي ميراث و گردشگري رابطه اي پوياست و مي تواند شامل ارزش هاي متضاد شود . اين رابطه بايد به شيوه اي پايدار براي نسل هاي امروز و فردا هدايت شود .
1ـ2 مکان هاي داراي اهميت ميراث ارزشي براي مردم ، به عنوان يک پايه مهم در تنوع فرهنگي و توسعه اجتماعي ، ارزش واقعي دارند. حفظ و نگهداري دراز مدت فرهنگ هاي زنده ، مکان هاي ميراث ، مجموعه ها ، يکپارچگي طبيعي و بومي و بافت آنها بايد جزء سازنده اصلي سياست هاي اجتماعي ، اقتصادي ،سياسي ، حقوقي ، فرهنگي و توسعه گردشگري باشد.
2ـ2 تعامل بين منابع يا ارزش هاي ميراث و گردشگري تعاملي پويا و تغيير يابنده است که فرصت ها ،چالش ها و نيز اختلافات بالقوه ايجاد مي کند. توسعه ها ،فعاليت ها و طرح هاي گردشگري بايد نتايج مثبت به بار آورند و اثرات منفي بر ميراث و سبک زندگي جامعه ميزبان را به حداقل برسانند . و در همين حال پاسخ گوي نيازها و خواسته هاي گردشگر باشند.
3ـ2 برنامه هاي حفظ ، توجيه و توسعه گردشگري بايد بر مبناي شناختي جامع از جنبه هاي مشخص ، اما اغلب پيچيده و متضاد ، اهميت ميراث مکان خاص استوار باشند . پژوهش و راي زني مستمر براي تقويت شناخت و درک آن اهميت ،مهم است.
4ـ2 حفظ اصالت مکانهاي ميراث و مجموعه ها حائز اهميت است . اين امر عنصر اصلي اهميت فرهنگي آنهاست ،زيرا در ماده طبيعي ، حافظه مشترک و سنت هاي ناملموس که از گذشته باقيمانده اند تجلي مي يابند. بنابراين برنامه هايي بايد اصالت مکانها و تجارب فرهنگي را معرفي و تبيين کنند تا شناخت و درک از ميراث هاي فرهنگي افزايش يابد.
5-2 طرح هاي توسعه گردشگري و زيربناي بايد ابعاد هنري ، اجتماعي و فرهنگي ، چشم انداز هاي طبيعي وفرهنگي و ويژگيهاي تنوع زيستي و بافت ديداري وسيعتر مکان هاي ميراث را به حساب آورند. بايد به استفاده از محصولات محلي اولويت داده شود و سبک هاي معماري محلي يا سنت هاي بومي و محلي مدنظر قرار گيرند.
6 ـ2 قبل از آنکه مکان هاي ميراث به منظور گردشگري حمايت و توسعه يابند ، طرح هاي مديريت بايد ارزش هاي طبيعي و فرهنگي آن مکانها را برآورده کنند. آنگاه اين طرح ها بايد حدود مناسب تغييرات قابل قبول ، به خصوص در ارتباط با تأثير شمار بازديدکنندگان بر ويژگي هاي طبيعي ، يکپارچگي ،بوم شناختي و تنوع زيستي آن مکان ، سيستم هاي جاده هاي محلي و حمل و نقل و رفاه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه ميزبان را تعيين کنند. چنانچه سطح احتمالي تغييرات غير قابل قبول باشد ، طرح هاي پيشنهادي توسعه بايد اصلاح شوند.
7ـ 2 تدوين برنامه هاي ارزشيابي مستمر براي تخمين اثرات تدريجي فعاليت هاي گردشگري و توسعه بر روي مکان يا اجتماعي خاص ضروري است .
اصل 3
برنامه ريزي حفظ ،نگهداري و گردشگري مکان هاي ميراث بايد بازديدي ارزشمند ، رضايت بخش و دلپذير براي گردشگر باشند.
1ـ3 برنامه هاي حفظ و نگهداري و گردشگري بايد اطلاعاتي باکيفيت عالي ارائه دهند تا شناخت بازديدکننده را ازاهميت ويژگيهاي ميراث و ضرورت حفظ آنها به حد مطلوب برسانند تا او بتواند به شيوه اي مناسب از بازديد مکان مورد نظر لذت ببرد .
2ـ3 بازديد کنندگان ، چنانچه مايل باشند ، بايد بتوانند مکان ميراث را با سرعت دلخواه خودشان بازديد کنند . تعيين مسيرهاي خاص گردشي براي به حداقل رساندن اثرات بازديدها بر انسجام و بافت طبيعي يک مکان و ويژگيهاي طبيعي و فرهنگي آنجا، ممکن است ضروري باشد.
3ـ3 محترم شمردن قداست اماکن و رسوم و سنت هاي مذهبي براي مديران آن اماکن ، بازديد کنندگان ، سياست گذاران ،برنامه ريزان وتورگردانان امري بس مهم است . بازديدکنندگان رابايد تشويق کرد که به عنوان مهماناني ارزشمند براي ارزش ها و سبک زندگي جامعه ميزبان احترام قايل شوند؛ از سرقت اشياء فرهنگي يا خريد و فروش غير قانوني آنها بپرهيزند ؛ و به شيوه اي مسئولانه رفتار کنند تا اگر خواستند دوباره به آن مکان بازگردند از آنها مجدداً استقبال شود.
4ـ3 برنامه ريزي فعاليت هاي گردشگري بايد امکانات مناسب براي آسايش ، امنيت و رفاه بازديد کننده را فراهم کند؛ به طوري که لذت بازديد افزايش يابد ،ولي اثر مخرب بر اجزاي مهم يا ويژگي هاي بومي نداشته باشد.
اصل 4
جوامع ميزبان و مردم بومي بايد در برنامه ريزي حفظ و نگهداري و گردشگري درگير باشند .
1ـ4 حقوق و منابع جامعه ميزبان ، در سطوح محلي و منطقه اي ، صاحبان املاک و مردم بومي ذيربط که ممکن است حقوق يا مسئوليت هاي سنتي خود را بر سرزمين و جاهاي مهم آن اعمال کنند ، بايد محترم شمرده شوند . آنها بايد در تعيين اهداف ، راهبردها و پروتکل هاي مربوط به شناسايي ، حفظ ، مديريت ،ارائه و تبيين منابع ميراث خودشان ،رسوم فرهنگي و جلوه هاي فرهنگي معاصردر زمينه گردشگري درگير باشند.
2ـ 4 درحالي که ممکن است ميراث يک مکان يا منطقه اي خاص،بعدي جهاني داشته باشد ، ولي نيازها و خواسته هاي برخي از جوامع يا مردم محلي در مورد تجديد يا مديريت دست يابي عيني ، معنوي يا فکري بازديدکنندگان به برخي رسوم ، دانش ها، باورها ، فعاليت ها ، اشياء يا محل هاي فرهنگي بايد محترم شمرده شوند.
اصل 5
فعاليت هاي گردشگري و حفظ و نگهداري بايد به نفع جامعه ميزبان باشد.
1ـ 5 سياستگذاران بايد از اقداماتي براي توزيع عادلانه منافع گردشگري حمايت کنند تا تمام مناطق کشور در آن سهيم شوند. اين امر سطوح توسعه اجتماعي ـ اقتصادي را بهتر مي کند و در کاهش فقر ، در هر کجا که لازم باشد ، تأثير مي گذارد .
2ـ 5 مديريت حفظ ، نگهداري و فعاليت هاي گردشگري بايد منافع اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي عادلانه اي را براي مردان و زنان جامعه ميزبان يا محلي ، در تمام سطوح ، از طريق آموزشي ،کارآموزي و ايجاد فرضت هاي شغلي تمام وقت فراهم کند.
3ـ 5 بخش قابل توجهي از درآمد حاصل از گردشگري مکان هاي ميراث بايد به حفظ ، نگهداري و معرفي آن مکان ها؛ از جمله موقعيت طبيعي و فرهنگي آنها اختصاص يابد . بازديدکنندگان بايد ، در هر کجا که ممکن باشد از اين اختصاص درآمد مطلع شوند.
4ـ 5 برنامه گردشگري بايد کارآموزي و اشتغال راهنماها و راهنمايان محل را از ميان اعضاي جامعه ميزبان به منظور افزايش مهارت هاي مردم محلي در معرفي و تبيين ارزش هاي فرهنگي شان تشويق کنند.
5ـ 5 برنامه هاي توجيهي و آموزشي ميراث در ميان مردم جامعه ميزبان بايد دخالت راهنمايان محلي را ترغيب کنند. اين برنامه ها بايد به افزايش آگاهي مردم محلي از ميراث خودشان و محترم شمردن آن کمک و آنان را تشويق کنند که در مراقبت و نگهداري آن سهمي مستقيم داشته باشند.
6 ـ5 برنامه هاي مديريت حفظ ،نگهداري و گردشگري بايد شامل فرصت هاي آموزشي و کارآموزي براي سياست گذاران ، برنامه ريزان ، پژوهشگران ،طراحان ، معماران ،ديلماج ها، متصديان نگهداري و تورگردانان باشد. شرکت کنندگان در اين برنامه ها بايد تشويق شوند تا موضوع ها ، فرصت ها و مسائل متضادي را که همکارانشان با آنها مواجه ميشوند بفهمند و به حل آنها کمک کنند.
اصل 6
برنامه هاي حمايتي از گردشگري بايد ويژگيهاي طبيعي و ميراث را حفظ و بهتر کنند.
1ـ6 برنامه هاي حمايتي گردشگري بايد انتظارات واقع بينانه ايجاد کنند و بازديدکنندگان بالقوه را مسئولانه از خصوصيات خاص ميراث يک مکان يا جامعه ميزبان مطلع نمايند و بدين طريق آنان را تشويق کنند تا به نحوي شايسته رفتار کنند.

