تبليغاتX
گردشگری

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

گردشگری و جهانگردی

تفاوت های  جهانگردی و گردشگری[1]

مهدی سقايی

 

« گرايش به شناخت وجود ندارد ؛ قوه درك‏ در‏خدمت گرايش‏هاي گوناگون است. »(فردريش نيچه)

جهانگردي در دوران سيطره سنت بر ابعاد جوامع انساني بازنمود يك متن فضايي است كه صورتبندي آن ناشي از انگيزه‏هاي متفاوت برخاسته از نظام گفتماني حاكم مي باشد.جهانگردي در راستاي هويت هستي[2]جوامع سنتي ، يكي از شيوه هاي بافتمند از انگيزه‏هاي در هم‏بافته‏اي از تقابل ها و تخالف ها است كه از تضادها و تفاهم‏هاي بين مفاهيم و دال‏هاي فضاي سنتي برخاسته و تبلور عيني مي‏يابد.جهانگردي در عصر سنتي گونه اي از صورتبندي دانايي نظام‏هاي گفتماني است كه به ناشناخته ها ويا ساختارشكني شناخته‏هاي پيشين مي پردازد.از اين رو با شكل دادن و ايجاد تمايز بين وجوه شناخت در ابعاد متغير و به چالش كشيدن دانسته‏هاي نامتعبر به وسيله جهانگردي ، بخصوص پيرامون برون رفتن از معلومات پيشين خطري براي معيارهاي قدرت و امتياز حاكم بر فضاي سنتي را به دنبال داشته است.

جهانگردي در قياس با گردشگري ، هيچ شباهتي را بازنمي‏نمايد.هركدام از اين دو پديده هرچند در پيرامون صورتبندي خود كنش پذيري جغرافيايي را در برمگيرند ولي هريك داراي يكتاگونگي خاص خود در فضاي سنتي و مدرن مي باشند.جهانگردي برآمده از نيازهاي جوامع سنتي در حال تكامل است وبيرون از انگيزه‏هاي فردي قرار دارد.از آن رو كه در جوامع سنتي زندگي شخصي هميشه تابعي از زندگي اشتراكي و جمعي مي باشد و تنها ارزش هاي اشتراكي جامعه سنتي تعيين كننده نوع اعتقاد و ارزش هاي فردي‏اند(صدرنبوي،79،1351) ، جهانگردي نيز به تبع در اين چارچوب قرار مي‏گيرد و به عنوان يك امر اقتصادي ـ اجتماعي ، بازتابنده نيازهاي اشتراكي جوامع مي باشد و از حيطه فردي خارج است. در حالي كه گردشگري در انگيزه فردي و بر پايه فردانيت خاص مدرن شكل مي‏گيرد.سفر در گردشگري امر كاملاً قردي و مربوط به انگيزه هاي شخصي است.

جهانگردي در دراستاي خردورزي سنتي ، بنياني متافيزيكي را در برمي‏گيرد كه در آن انسان سنتي داراي زهد و اهل دوري از دنيا در پي كسب رضايت خداوند مي باشد.هرچند در كنار آن نيز به كسب و كار براي زندگي دنيوي خويش بخصوص در چارچوب بازرگاني مشغول است.در اين ميان مي توان به آداب جهانگردي و سياحت در تمدن اسلامي اشاره كرد كه در آن جهانگردي پاسداشت تفكر متافيزيكي مي باشد:

« و مقصود سياحان جهان دانايي و سياران عالم بينايي آن است كه به تحمل رياضات و مشقات جهان تكميل نفس و تهذيب اخلاق و رويه سير وسلوك و شيوه معاشرت و رسومات معرفت و حكمت و قواعد طريقت از عرفا و حكما و ادبا و پيران راهبر و سالكان آگاه و باخبر ياد گرفته مس وجود خود را از اكسير معارف ، در كامل عيار ساخته و در دارالضرب قبول ، به سكه كمال مسلوك و رايج بازاز اهل سلوك نمايد»(سياح،76،1367)

گردشگري در اين ميان اما در چارچوب تدوين فرد و جامعه و توضيح ديالكتيك آن دو ،پارادايمي نو در گسست با پارادايم امت در انديشه سنتي (طباطبايي،315،1374) و برگذشتن از خردورزي سنتي ، رويكرد به دنياي مادي در پردازش معنايي خود پيرامون تفريح و التذاذ از محيط‏ها و اماكن مختلف براي گذران اوقات فراغت است.تعارض جهانگردي و گردشگري در اين گرهگاه بازنمود يكتاگونگي هريك در دوران مربوط به خود است.فضاي سنتي زايش جهانگردي را تسهيل نمود و فضاي مدرن شكل گيري گردشگري را به عنوان دمي آسودن از محيط پرتراكم مدرنيته را سبب شد.

جهانگردي در جوامع سنتي كه ارتباطات نظامي خاص و متمايز از ديگر فرآيندهاي اجتماعي ندارد ، به عنوان انتقال دهنده حرفه اي اطلاعات معمولاً از خلال سلسله مراتب اجتماعي و يا روابط بين گروههاي خاص جريان يافته و در كنش گري برون متني و بينامتني نقش مهمي را ايفا نمود.اما گردشگري در پيرامون انباشت اطلاعات در پي جذب گردشگران به مكان هاي مختلف به عنوان مقاصد گردشگري با انگيزه التذاذ، رويكردي برون متني و سفر بين دو مكان در چارچوب بازاريابي و برداشت عيني از اطلاعات موجود شكل مي‏گيرد.

جهانگردي در برابر مصائب سفر با قبول آن تاب تحمل از كف نمي دهد و سير سفر را به پنداشت دستآوردي كه مدنظر دارد، پي مي‏گيرد.جهانگردي در فضاي سنتي با تكيه بر نوآوري هاي تكنولوژيكي سنتي كه يراق حركت را تسهيل مي‏كرد،پردازشي را در خرده مقياس ها و‏كلان مقياس ها را در مقاطع زماني متفاوت دربرمي‏گيرد.به گونه‏اي كه انجام يك سفر براي دستآوردهاي آن ، در مقياس ها و زمان هاي مختلف و گاه طولاني را مي طلبد.دستآوردهاي فرعي اين گونه از سفرهاي دراز مدت متكي به تكنولوژي سنتي ، مجموعه‏اي از شناخت‏ها را كه موضوع هيچ آموزش بخصوصي نيست ، پيش مي كشد و در تعامل با جوامع خودي چالش‏هاي را سبب گرديد.سفرنامه به عنوان دستآورد اين سفرها ، عينيت متني اين شناخت ها از تطور تفكري ناشي مي شد كه جهانگردان در طول سفر با آن روبرو شده و تجربه كردند.از آنجا كه فرهنگ سنتي ، فرهنگي است كه در خاطره جمعي شكل گرفته و در راستاي تذكر عينيت مي يافت ، سفرنامه بستري در پيرامون شناخت حاصله ، تذكري را در تعامل با «غير» باز مي نمايد كه در رويكرد‏ي درون فرهنگي از نصحيت كه متكي به شناخت هاي سابق مي باشد را شكل دادند.در اين مورد گلستان سعدي يكي از بهترين نمونه هاي اين كنشگري جهانگردي در پيرامون فرهنگ سنتي مي باشد.

اما گردشگري در چارچوب تكنولوژي مدرن و پسامدرن ، كوتاه زماني براي سفر و كوتاه اقامتي در مكان ، حتي در دوردست ترين نقاط جهان را امكان پذير مي نمايد كه در راستاي تجربه گردشگري و فردانيت خاص آن ، تنها انباشتي از شناخت ثانويه را براي فرد گردشگر به دنبال دارد كه حاصل آن سفرنامه اي يا تعامل با غير براي توجيه پذيري جوامع خودي نيست.بلكه تنها در فرديت گردشگر تبلور عيني مي يابد و كنشگري ميزبان ـ گردشگر را شكل مي‏دهد.

در اين ميان جهانگردي در تمدن مسيحي ، از رنسانس بدين سو و در قالب اكتشافات بزرگ و بهد از آن با گرايش‏هاي امپرياليستي و شرق شناسانه بيشتر پردازش‏گر تسلط بر يك سرزمين مي باشد تا  زمينه ساز شناخت آن و حتي فراتر از آن استعمار مناطق مختلف باشد.جهانگردي در اين راستا برخاسته از كنجكاوي سيري ناپذير تمدن فاوستي ، در تمامي لايه هاي شكل دهنده خود سودا‏گرايي و سود گرايي خاص اين تمدن را باز مي نمايد.بخصوص هنگامي كه تمدن مسيحي با عبور از تفكرات تئولوژيك {ديني ـ مذهبي} با برخورداري از مضامين بيكني تسلط بر ديگر سرزمين‌‌ها و ساكنانش را در قالب جهانگردي پي‌گرفت اين امر عينيت وافري مي يابد. به عنوان مثال مي‌توان به جهانگرداني همچون كريستف كلمب، ماژلان و نظير اينها اشاره كرد كه به هنگام كشف مناطق جديد آن را به نام حكومت و حاكم حامي خود ثبت مي‌كردند.

  سيطره فضايي حاصل از جهانگردي در اين دوران بازنمود انتقال تجربه بحران و در نتيجه آگاهي ناشي از آن بر بنيان هاي ضرورت اقتصادي در ديگر مناطق مي باشد.بدين گونه ايده ها، باورها ، كنش ها و عملكردها در تمدن مسيحي در پيرامون جهانگردي جاي خود را به نظام صورتبندي دانايي جديدي مي دهد كه توليد و سازماندهي آن ، مبين رابطه‏اي نو ميان انسان و طبيعت و چيره شدن آن بر رابطه بين انسان‏ها مي‏باشد.اين خود در رابطه با جهانگردي پردازش مفهوم انسان اقتصادي جديدي است كه كنشگري بيروني او سيطره بر ديگرفضاها را ضروري مي سازد.اين نكته نمي تواند پنهان بماند كه جهانگردي از دوره رنسانس بدين سو ، از يك سو انباشت شناخت و از ديگر سو انباشت سرمايه را در تمدن مسيحي سبب گرديده و تسهيل كنندگي زايش و شكل گيري سرمايه داري تجاري و طبقات بورژوازي را سبب گرديد.

  گردشگري در اين ميان ، نفس كشيدن در اقتصاد درهم تنيده سرمايه داري است كه در عصر مدرن و پست مدرن صورتبندي خاص خود را دارا مي باشد.همتنيدگي گردشگري با سرمايه داري در اين عصر بازنمود تمايززدايي امر اقتصادي و اجتماعي در پردازش انسان مدرن و پسامدرن مي باشد.گردشگري در اين راستا رويكرد به مصرف فضاها دارد كه ناشي از چرخه كسب سود سرمايه داري مي باشد كه در آن تفريح و لذت نقش عمده‏اي در آن ايفا مي كند.

بطوركلي بازنمايي ارتباط گردشگري با جهانگردي عصر سنتي چيزي جز تفكر توجيه‌گر خطي نيست. شكاف عظيمي مابين جهانگردي سنتي به عنوان پديده‌اي جغرافيايي پيرامون شناخت و نتايج حاصل از آن و گردشگري به عنوان پديده‌اي مدرن و جغرافيايي در فضاي اجتماعي كه «رخصتي» است در كشاكش سرمايه‌داري، وجود دارد.جهانگردي رنج سفر بردن، شناختي از ناشناخته‌ها و گسترش دامنه آگاهي در افق‌هاي اسطوره‌اي دين‌شناسانه (دين باوري) و ماوراءالطبيعه است. جهانگردي عشق به سير آفاق وانفس همراه با عشق با دانستن است. هر چند نبايد انگيزه‌هاي ديگر را دست كم گرفت.گردشگري، اما نتيجه مدرنيته است كه در تمايز ميان خانه و محل كار به عنوان شكلي از گذران اوقات فراغت رخ نموده و پيامدهايي را چون سفر، تجربه، تفريح، لذت بردن و سود‌جويي را براي انسان مدرن به ارمغان آورده است.



[1] - اين مقاله در همايش شناخت گردشگری ارائه گرديد.

[2]- Existence

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 4:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

گردشگر و زائر

گردشگر و زائر

 

زائر (Pilgrim) به افرادي اطلاق مي گردد که با انگيزه هاي فقط مذهبي (سفرهاي تک منظوره) سفر مي کند.اين افراد مؤمنين و معتقدين مذهبي هستند که به اماکن مقدسه براي انجام فرايض ديني ـ  مذهبي، قربت به خدا ، زيارت قبور امامان و رهبران مذهبي ،شفاعت ،اداء نذر ،ثواب ،شفا ،پاک شدن از گناه و نظير اينها بر اساس آموزه هاي ديني ـ مذهبي که آموخته اند اقدام به به مسافرت مي نمايند ؛ اما گردشگران مذهبي(Religious Tourism)، ديدارکنندگاني هستند که در مراسم و زيارت قبور پيامبران ،امامان و رهبران ديني ـ مذهبي،فعاليتهاي مذهبي و نظير اينها شرکت مي جويند و نيزازديگرمکان هاي گردشگري هم ديدن مي کنند.درواقع گردشگران مذهبي مسافرين وديدار کنندگاني هستند که همزمان با انگيزه هاي مذهبي اوليه ، انگيزه هاي ديگر که ممکن است براي انواع گردشگري عادي باشد در هم مي آميزد، و اهداف سفر آنها چند منظوره و چند نقشي يا چندکارکردي[1]  با اولويت مذهبي است.

به هر حال زائر وگردشگر مذهبي داراي مشترکاتي همچون سفري موقت و داوطلبانه از منطقه سکونت دائمي خود به مکاني ديگر ، متاثر از عقايد مذهبي و وجود حقايق جمعي ،عدم تبعيت از اوقات فراغت و شکست شيوه روزمره زندگي( تبعيت از ايام خاص مذهبي )، کارکرد ، اثرات و تشابهات اقتصادي ،تأثيرات اجتماعي و فضايي بر محيط و کالبد شهر و نظير اينها دارد ؛ و معمولاً اين سفرها توسط هيات هاي مذهبي سازماندهي مي گردد. از طرف ديگر تفاوت عمده زيارت با گردشگري مذهبي در انگيزه و نهاد وجودي آن دو نهفته است. گردشگري مذهبي از فرصت ها استفاده مي کند و به ديدن مکان هاي ديگر فرهنگي ـ تفريحي مي رود ، اما زائر، تمام وقت خود را در مکان مقدسه صرف اعمال و ديدن مذهبي ـ ديني مي کند و هدف مسافرت آن ،از معنويت دروني آن سرچشمه مي گيرد و سعي در ارتقاء اعمال مذهبي، ديني، پيمان هاي پيشين، شکر نعمت رسيده از طرف خدا ، شرکت در مراسم مذهبي مهم وغيره دارد. زائر خود را يک گردشگر محسوب نمي کند و حتي اگر از امکانات رفاهي گردشگري هم استفاده کند ، رفتار او مشابه يک گردشگر نيست .

 هنگامي که عنصر جذب گردشگر مربوط به بناي يادبود، مقبره يا گونه اي از ميراث فرهنگي با ماهيتي مذهبي (مسجد،کليسا،ديرو000)است ، ما معمولاً با گردشگران در فضاي مذهبي مواجه خواهيم بود؛ لذا  اينگونه گردش ها با هدفي فکري ، براي درک پديده مذهبي يا بطور معمولتر لذت بردن از عناصر هنري و زيبا شناختي مي باشند .از جمله نمودها گردشگري از نوع گردشگري فرهنگي(Culture Tourism) است. از آنجا که مذهب عامل و مسئول اکثر ميراث هاي معماري ، هنري به وجود آمده توسط انسان ها در طي قرون گذشته است ، لذا تعجب آور نيست که قسمت اعظم گردشگري فرهنگي را بايد به عنوان گردشگري در فضاي مذهبي(گردشگري مذهبي ـ  فرهنگي)دسته بندي کنيم .بر اين اساس به طور کلي بايد گفت که گردشگري فرهنگي نقطه صفر(گردشگري که تمام دستاوردهاي مادي وغير مادي ،مذهبي و غير مذهبي بشررا در طول تاريخ در دل خود دارد )  به طرف گردشگري مذهبي ارتقاء يافته و نقطه اوج و نهايي آن به تقدس و زيارت ختم مي شود.



[1]- multifunctional

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 4:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

برنامه ریزی گردشگری

برنامه ريزي گردشگري در شهر و منطقه

 

امروزه هدف از برنامه ريزي گردشگري ، ضرورت ايجاد طرح ( خلق نقشه هايي از اعمال ذهن براي رسيدن به يک آينده قابل پيش بيني و به انجام رسيدن  اين اعمال ذهني است ) و برنامه ريزي پايدار براي جلوگيري از اثرات مخرب فعاليت هاي گردشگري بر روي محيط ها و مناطق گردشگري ( شهرها ، روستاها و ... )  به دليل تجاري کردن مناظر و چشم اندازهاي طبيعي و جاذبه ها ي انساني و ترس از گذشته و عدم فهم درست از برنامه ريزي از يک طرف مي باشد و ديگر اينکه  اگر چه فعاليت هاي گردشگري به اهداف و اثرات اقتصادي بهتر دستيابي پيدا کرده ، لذا آن اهداف بايد براي رضايت مندي گردشگران و ارتقاء کيفي رفاه و زندگي جوامع محلي ( ساکنين ) و بشري بکار گرفته شود.گان ( Gunn ) در کتاب ( Tourism planning ) به منظور تبيين بيشتر برنامه ريزي گردشگري ، آن را در چهار گروه اصلي تقسيم کرده است که در ذيل به شرح آنها مي پردازيم :

1 ـ  بخش تجاري

هر هتلدار و رستوراندار براي توسعه آينده و عملکرد گردشگري برنامه ريزي مي کند . يک سرمايه گذار جديد دنبال بهترين موقعيت از نظر مکاني مي گردد . عوامل مکاني در رابطه با زمينه هاي ديگر تجاري ، اندازه ، قيمت زمين فقط برخي از عوامل هستند که موقعيت تجاري آينده را تحت تأثير قرار مي دهند . يک وظيفه مداوم اين اصناف بعد از تأسيس ، برنامه ريزي و طراحي محصولات ، خدمات و سطح کيفيت براي پيوستن به بخش بازار گردشگري است . برنامه ريزان و طراحان اصلي مالکان(صاحبان هتلها، رستورانداران و ...) و مديران هستند . گروه اصلي تجارت خدمات گردشگري اغلب به نام « صنعت مهمان نوازي » ناميده مي شود.  بهر حال دلايل زيادي مبني بر اينکه چرا بخش تجاري گردشگري متناسب با تعريف صنعت نيست، وجود دارد .

گردشگري فقط يک محصول خاص( مثل اتومبيل) توليد نمي کند ؛ گردشگري شامل انبوهي از محصولات مي شود . محصولات گردشگري ـ  تجارب ديدار کنندگان ، رضايت مندي آنها کاملاً با محصولاتي که در صنعت توليد مي کند در تضاد است . خدمات حمل و نقل ، سيستم توزيع گردشگري ، بازارها را به سوي محصولات در مقصد حرکت مي دهد . اين امر کاملاً عکس محصولات توليد شده اي که در بازارها توزيع مي شوند است . اين واقعيت ، يعني اهميت مقصد، استراتژي هاي برنامه ريزي کاملاً متفاوتي را در مقايسه با صنايع توليد کننده مي طلبد . موقعيت کارخانه ها در برابر بازارهاي محصولات اهميت چنداني ندارند ، اما موقعيت هاي مقصد در جهت برآوردن نيازهاي بازار گردشگري از اهميت بسزايي برخوردارند .

همه مکان هاي تفريحي و گردشگري ممکن است داراي خصوصيات مشابهي باشند اما بخاطر منحصر به فرد بودن هر کدام از آنها ، مردم به آنجا مسافرت مي کنند . تمايزات مکانها ، موقعيت هاي مختلف ، الگوهاي توسعه اي ، تاريخ ، تنوع قومي ، سنت ها و ... وجود دارد که برنامه ريزان موظفند هر کدام از اين کيفيتها و ويژگيهاي بخصوص را کشف و آنها را متمايز نمايند و براي توسعه اين ويژگي هاي خاص که مطلوب بازارهاي گردشگري مي باشند ، برنامه ريزي کنند .

محصولات و توليدات گردشگري بسيار فاسد شدني تر از محصولات صنايع است. به عنوان مثال اگر کارخانه اي توليد کننده لباس بچه، متوجه شود که بازار هدف آن، سالخورده شده است ، محصولاتش را به جامعه و مردم ديگري با نرخ مواليد بالاتر توزيع خواهد کرد ؛ اما سرمايه گذار گردشگري که سرمايه اش را در يک هتل ، بندرگاه و يا پارک بکار گرفته است ، چنانچه بازار گردشگري، قصد عزيمت به جاي ديگري را داشته ، مسلماً اگر کار جابجايي سرمايه غير ممکن نباشد ، هزينه انتقال فيزيکي تسهيلات آن بسيار بالا خواهد بود. در واقع کار گردشگري و امور مربوط به آن بسيار پيچيده و مستلزم گروه کثيري وترکيب متفاوتي از تصميم گيرندگان را مي طلبد تا در مرحله طراحي نه تنها منافع بالقوه بلکه تأثيرات فراوان بر تصميمات خود را در اقامت با محيط پيرامون گردشگري و در ارتباط با ديگر مشاغل و نيز در زير ساختار اجتماعي جامعه در نظر بگيرند.

2- بخش عمومي به عنوان برنامه ريزان گردشگري

با وجود اينکه گردشگري يک صنعت است اما فقط با بخش تجاري احاطه شده است ؛ همچنين توسط گروه و بخش ديگري به نام بخش عمومي، اداره و رشد مي يابد . عموماً اولين نقش و وظيفه دولت،سرپرستي ، تصويب و اجراي قانون ، نظم و آمادگي براي دفاع و انتظامي مي باشد. به هر حال بيشتر کشورها براي گردشگري جايگاه و نقش خيلي مهمتري از نظم و مقررات در نظر گرفته اند . در اکثر کشورها ارتفاء گردشگري و بازاريابي يکي از وظايف دولت است . سالانه ميليون ها دلار صرف جذب گردشگران و بازديد کنندگان در کشورشان مي کنند . در تمام جهان ، دولت ها جذابيت هاي زيادي را مانند موزه ها ، مکان هاي باستاني ، ساخت هتل ها ، پارک هاي ملي و ... براي جذب گردشگر انجام مي دهند . بخش دولتي بيشتر زير ساخت هايي ،مانند منابع آب ، دفع فاضلاب، پليس ، آتش نشاني ، روشنايي خيابانها ، نيروگاه ها و ... را که گردشگري به آنها وابسته است در اختيار دارد و آنها را مديريت مي کند .

اگر چه عوامل دولتي ممکن است ابتدا براي ساکنين بومي سياستگذاري وبرنامه ريزي کنند ، اما اين خدمات شهري براي گردشگران اهميت حياتي دارند . برخي از مناطق و تفريحگاهها خيلي براي گردشگران شناخته شده نيستند ؛ برنامه ريزي شهر به طور رسمي ، کد گذاري و منطقه بندي و يا چگونگي پيشرفت و توسعه گردشگري در ارتباط و عملکرد دولت بر روي برنامه ريزي گردشگري و توسعه آن مانند تصميمات بخش تجاري، ضروري است .

3- بخش غير انتفاعي به عنوان برنامه ريزان

سازمان هاي غير انتفاعي به عنوان بخش توسعه و طراحي اوليه از اهميت زيادي برخوردار هستند ؛ در همه جاي دنيا سازمان هاي داوطلب توسعه زيادي را در بخش گردشگري ايجاد مي نمايند . اکثر سازمان ها مثل بهداشت ، سازمان ها و نهادهاي ديني ، مذهبي ، تفريحي و سرگرمي ، تاريخي ، قومي و قبيله اي ، شغلي و حرفه اي ، باستان شناسي و طراحي سازمان هاي جوانان مکان ها و خدماتي را براي گردشگران تهيه و اداره مي کنند . در سال هاي اخير به جهت پيشرفت و گسترش و حمايت سازمان هاي غير انتفاعي ، تعداد جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي افزايش يافته است . جوامع تاريخي و قديمي ارزش حفظ مناطق خود را فهميده اند و در کنار محافظت از بناها و مکانهاي تاريخي ـ  فرهنگي خود ، فضاها و ساختمان هايي را با سليقه گردشگران ساخته و پرداخته اند . بخش هاي غير رسمي مانند خانوارها و گروههاي داوطلب نيز نقش عمده اي در گسترش گردشگري بخصوص در گسترش و رشد ييلاق ها دارند به جاي دعوت از شرکت هاي چند مليتي براي سرمايه گذاري مي توان از استعدادهاي محلي در شکوفايي گردشگري محلي کمک گرفت و از آنجاييکه هدف بيشتر آنها ايده آل خواهي است تا سود جويي، لذا از توسعه گردشگري ، منافع فرهنگي غير انتفاعي فراواني عايد مي شوند . اگر چه قوانين متنوع هستند ؛ اما بخش غير انتفاعي عموماً بخشي است که در آن هزينه هايي بايد براي خدمات و محصولات در نظر گرفته شود ، اما ماليات بايد جزء هزينه هاي سرمايه اي محسوب شوند نه جزء سرمايه گذاري ها ؛ جاذبه هاي غير انتفاعي معمولاً مالياتي را از کمک ها و اعانات ، مجوزهاي صادره و مجوزهاي بنيادي دريافت مي کنند .

4- مشاورين حرفه اي

امروزه چندين گونه متخصص و کارشناس در برنامه ريزي گردشگري فعاليت مي کنند . آنها نقش سرمايه گذاري يا  مديريت را برعهده ندارند ، بنابراين برنامه ها و اطلاعات بدون غرض و عاري از تعقيب در اختيار برنامه ريزان و مديران مي گذارند . هيچ گروه ديگري به اندازه آنها نمي تواند در برنامه ريزي مؤثر واقع شود . اولين گروه که همه به نوعي با آنها آشنا هستند معماران ساختماني مي باشند . پروژه هاي آنها به طور جهانشمول مانند هتل ها ، تفريح گاهها ، رستورانها ، استراحتگاهها ، جاذبه ها ، بناهاي يادبود ، پايانه هاي فرودگاهي ، تئاترها ، ميدانها و ... در همه جا فراوان يافت مي شوند . فرآيند معمولي طراحي از مشورت با مالکين ، گسترش برنامه طراحي ، خلق و طراحي ،سازه ، کامل کردن طراحي ها و ساخت جزئيات و نوشتن قرار داد ساخت شروع مي شود . معماران هم در بخش خصوصي و هم در بخش عمومي يافت مي شوند . بعد از معماران ساختماني ؛ معماران محطه ساز يا طراحان زمين ( شهر ساز ) هستند که بسيار کار آنها به هم مرتبط است . آنها کارشناس زمين و مکان هستند . پروژه هاي آنها آميخته اي از استعدادشان و درک آنها از منابع زمين و استفاده آن از اين منابع است . گردشگري به طور عمده تحت تأثير کار اين گروه مي باشد . که کارشان شامل طراحي مکاني اقامتگاهها ، بندرگاهها ، جاده ها ، مرمّت بناهاي تاريخي و برنامه هاي شهري و اجتماعي مي باشد . بيشتر پارکها در تمام نقاط جهان توسط اين گروه طراحي مي شوند . اين گروه از معماران ،کارشان با مشورت با مشتري و پيروي از تجزيه و تحليل نظرات کلي و جزئي آنها، برداشت و برنامۀ ساخت و طراحي نهايي را رائه مي دهند . آنها همينطور در عملکرد خصوصي و عمومي نيز شرکت داده مي شوند .

محدوده و زمينه کار برنامه ريزي شهري ، فراهم کردن راهنمايي در خدمات ، خدمات شهري ، حمل و نقل و کاربري و استفاده زمين براي جامعه است . اغلب اين کار، مبناي منطقه بندي و قوانين قرار گرفته است . نقش آن نخست بر روي ساکنين محلي مي باشد ، چون درآمد حاصل از ماليات محلي صرف فعاليتهايشان مي شود . برنامه ريزي براي استفاده گردشگران و بازديد کنندگان هنوز يک فعاليت عمده نيست ، اما فرصت هاي زيادي براي فراهم کردن ترکيبي بهينه و ارزشمند از استفاده گردشگران و ساکنان محلي ( بوميان ) وجود دارد .

مهندسين راه و ساختمان طرح ها وجزئيات پروژه هايي مانند پل ها ، اسکله ها ، فرودگاهها ، سواحل ، سيستم آب و فاضلاب و ...  که مربوط به گردشگري است را آماه مي کنند .

تغيير عمده در بين اين کارشناسان در مورد گردشگري در تشريک مساعي آنها به عنوان تيم ها و گروههاي تخصصي است ، بيشتر افراد خبره به منظور دستيابي به ترکيب لازم براي پروژه هاي خدمات معماران ، طراحان زمين ، مهندسين و افراد ديگر را با همديگر ترکيب مي کنند . اغلب از متخصصين ديگر از جمله کارشناسان تاريخ ، باستان شناسان ، متخصصين زندگي حيوانات وحشي ، جنگلبانان ، طراحان و ... استفاده مي کنند .

از آنجا که دانشگاه ها در برنامه ريزي درسي خود گردشگري را نيز گنجانده اند ، محققين و استادان راهنما در برنامه ريزهاي گردشگري، طرف مشورت قرار مي گيرند . آنها اغلب پيش زمينه هاي ترکيبي از يک سري اصول مانند جنگل داري پارک ها ، تاريخ ، معماري و شهرسازي ، برنامه ريزي ، مردم شناسي ، اقتصاد ، بازاريابي و ... دارند . آنها چون طرف هيچ سودي محسوب نمي باشند لذا مي توانند واقعي تر عمل کنند. نهايتاً نقش مهم مردم بايد به کار خبرگان و متخصصين برنامه ريزي و طراحي اضافه شود . با رشد جهاني گردشگري ، گرايش مردم عامه با ارزش تر شده است . تجربه سفرهاي شخصي اين افراد غير متخصص يکي از داده هاي با ارزش براي هدايت و جهت دادن رشد فيزيکي ، تأثير محيطي و کيفيت خدمات گردشگري است .

نوشته شده توسط مهدی سقایی در 4:46 |  لینک ثابت   •