دکتر مهدی سقایی : شاید تاکید بر اهمیت گردشگری در ایجاد اشتغال و کسب درآمد از فرط تکرار در این چند سال اخیر بدل به جمله ای کلیشه ای شده و به حد شعارها تنزل یافته است به گونه ای که هر دست اندکاری بعد از ردیف کردند یکسری مباحث پیرامون قابلیت های کشور امکان ندارد به گردشگری به عنوان یکی از قابلیت های ایجاد اشتغال و کسب درآمد اشاره نکند و به قولی ذکر مصیبت نکند. حتی مابین افراد عادی جامعه نیز اشاره به قابلیت های گردشگری کشور بیش از همیشه تکرار شده که با مقایسه با چند کشور همسایه ، عدم استفاده از این قابلیت ها با تاسف بیان می شود. این گونه عمق یافتن مباحث گردشگری در مابین کارشناسان و حتی مردم عادی خود ناشی از جنبه های مقایسه ای این فعالیت اقتصادی در ایران و کشورهای همسایه است نگاهی به اشتغال و درآمد حاصل از گردشگری در ترکیه و امارات متحده عربی و بخصوص دوبی ، حسرت هر ایرانی را در دور ماندن از این جریان اقتصادی با داشتن قابلیت های بالا در کشور برمی انگیزد. کسب درآمد 23 میلیارد دلاری ترکیه در سال 2011 از طریق گردشگری و مقایسه آن با درآمد 95 میلیارد دلار ی حاصل از فروش نفت ایران در همان سال ، بی شک نشان از اهمیت و جایگاه توجه به گردشگری در اقتصاد کشور و کسب درآمد ارزی دارد. این در حالی است که برخلاف سال 2011  اکنون با تحریم ها نفتی کشور، کسب درآمد ارزی از طریقی غیر از فروش نفت اهمیت یافته  که گردشگری می تواند یکی از مهمترین راهکارهای کسب درآمد ارزی و بدل نمودن تهدید های تحریم به فرصت های جدید باشد.

با آنکه چشم انداز ترسیم شده برای گردشگری در کشور رقم جذب بیست میلیون گردشگر را در افق 1404مدنظر قرار داده است متأسفانه با سپري شدن هفت سال از زمان طرح اين برنامه، هنوز شاهد تغيير چشمگيري در آمار گردشگران ورودي به كشور نيستيم  و حتی اگر آمارهای غیر مستند ارائه شده از گردشگران ورودی را نیز مدنظر قرار دهیم باز هم فاصله بسیاری از سند چشم انداز پیش روی است. با این وجود  اشکالات بسیار بنیادی بر چشم انداز تهیه شده وارد است که ؛ گرایش به ایده آل گرایی مفرط و فقدان وجود رگه های از واقع گرایی ، سیطره نگاه جاذبه محور و فقدان نگاه محصول محور متکی به بازار تقاضا، عدم الگویابی متن فضایی گردشگری کشور و عدم شناخت از ضرورت های تطبیقی و ملاحظات متناسب با بازارهای هدف گردشگری ایران از جمله مهم ترین این اشکالات به سند چشم انداز می باشد.

در این بین فرایند های طی شده در زمینه اجرایی گردشگری در هشت سال گذشته فراز و فرودهای بسیاری داشته است به گونه ای که بسته به قابلیت های فردی و نوع نگرش  مدیریت گردشگری وقت ، مسیرهای مختلفی مورد آزمون و خطا قرار گرفت و از جزئیاتی همچون دستشویی های خدمات بین راهی تا کلیاتی همچون منطقه آزاد زیارتی  در دوره های مدیریتی این سال ها در اولویت کاری گردشگری قرار گرفت و چیزی که مغفول ماند همان توجه به سند چشم انداز و برنامه ریزی در جهت تحقق آن بود. برخی اقدامات انجام گرفته هرچند در تتوری و برنامه ریزی صحیح بود در اجرای غیر کارشناسی  به یکی از مسائل و مشکلات گردشگری بدل گردید و بر ناکارآمدی توسعه گردشگری کشور افزود که از جمله این اقدامات  « ایجاد مناطق نمونه گردشگری » و  همچنین « تعیین روستاهای هدف گردشگری» می باشد که تنها یک کرته برداری بدون پشتوانه تئوریک از برنامه های موفق توسعه گردشگری در دیگر کشورها  از جمله« برنامه توسعه گردشگری روستایی اتحادیه اروپا» بود. فقدان بررسی تطبیقی متن های فضایی گردشگری در نمونه خارجی و داخلی و فقدان وجود کلیت ساختاری مورد نیاز اجرای این دو اقدام در جهت توسعه گردشگری هر چند مفید به نظر می رسید ولی در عمل تنها بر مسائل و مشکلات گردشگری کشور افزوده است.

 در این بین برخی اقدامات  انجام گرفته نیز گامی به جلو در گردشگری کشور بوده هر چند در نیمه راه فراموش شده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است از جمله این اقدامات در نظر گرفتن زیارت و گردشگری مذهبی در کشور به عنوان یکی از جریان های عمده گردشگری داخلی و بازارهای هدف خارجی و تشکیل کارگروه زیارت در کشور و تعیین ردیف بودجه ای به امر زیارت که در طول برنامه پنجم به نسبت هر سال می بایست به سه شهر عمده زیارتی کشور یعنی مشهد، قم و شیراز اختصاص می یافت. در واقع جریان زیارت و گردشگری مذهبی در کشور بیش از گذشته گسترش یافته و جمعیت زیادی از شهروندان در ایام  خاصی از سال جهت زیارت  به شهرهای زیارتی کشاند. در جریان زیارت و گردشگری مذهبی مشهد به عنوان پایتخت معنوی کشور و پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2017 جایگاه ویژه ای داشته و ورود سالانه بیست میلیون زائر و گردشگر داخلی و حدود هفتصد هزارنفر گردشگرخارجی بر اهمیت این جایگاه افزوده است اقدامات انجام گرفته در رابطه با توسعه کیفی و کمی زیارت امام رضا هرچند در شیوه اجرا انتقاداتی به آن وارد است ولی سرآغاز فرایندی ضروری و با اهمیت است که هرچند در آغاز به نسبت خوب پیش می رفته ولی در اکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو این اقدام مثبت هرچند نیازمند بازنگری بخصوص در شیوه اجرا بوده ولی می بایست با توجه به جایگاه مشهد به عنوان مقصد اول گردشگری داخلی کشور ادامه یابد.

با توجه به این مباحث تصویر کلی از وضعیت گردشگری کشور به گونه ای ناکارامد قابل ترسیم است که بیش از همه درگیر مسائل و مشکلات فرامتنی می باشد. در واقع مشکل اصلی گردشگری در کشور مشخص نکردن تکلیف گردشگری به عنوان یک فعالیت اقتصادی و فرهنگی در کشور است هرچند برنامه های توسعه و سندچشم انداز هم برای گردشگری کشور تهیه شده و در برخی موارد اجرایی نیز می شود ولی از آنجا که در سطوح اول مدیریت کشور تکلیف گردشگری در یک پاسخ فعالیت گردشگری بلی یا خیر؟ مشخص نشده است.پاسخ به این سوال هستی شناختی در سطح مدیریت سطح یک است که می تواند بنیان انجام دیگر برنامه ها و اقدامات را در زمینه توسعه گردشگری فراهم آورد. متاسفانه وضعیت برزخی گردشگری در کشور که یکی به نعل می زند یکی به میخ ، وضعیتی بغرنج در زمینه توسعه گردشگری کشور است.  

در این میان نظر رئیس جمهور منتخب در کارزار انتخابات به گردشگری نیز پرداخت و در دوره تبلیغات انتخابات، « در نشست پرسش و پاسخ دانشجویی که در دانشگاه آزاد کرج برگزار شد، به آمار 32 میلیون نفر گردشگر در سال 2012 از کشور ترکیه اشاره کرد و اذعان داشت: کشور ایران هم از نظر تنوع آب و هوایی و هم به لحاظ جاذبه های توریستی وضعیتی به مراتب بهتر از ترکیه دارد و حساب کنید در صورتی که هر گردشگر 10 هزار دلار همراه خود برده باشد چه سود سرشاری نصیب این کشور شده است.روحانی افزود: گفته می شود به ازای ورود هر گردشگر 9 فرصت شغلی ایجاد می شود و این فرصت خوبی برای کاهش بیکاری در کشور است. ایشان در ادامه علت اصلی رکود صنعت گردشگری کشور را مسائل بانکی دانست و با طرح این پرسش که گردشگر چگونه مسائل بانکی خود را حل کند، یادآور شد: هر گردشگری برای ورود به کشوری دیگر باید کارت بانکی همراه داشته باشد.وی تصریح کرد: ما در این زمینه پیش تر از این هم مشکل داشتیم اما با تحریم های اخیر سیستم بانکی ما کاملا قفل شده است. بنابراین ما باید زیرساخت ها را اصلاح کنیم. روحانی همچنین با رد تفکری که ورود گردشگر به ایران یا بازدید ایرانیان از سایر کشورها را موجب پرواز دین و ایمان و اخلاق مردم آن جامعه می داند، تسهیل شرایط حضور گردشگر در کشور را به نفع اقتصاد، انقلاب و  رفع چهره نادرستی که در برخی کشورها از ایران ترسیم شده است، دانست.»

این سخنان تا حدودی نشان می دهد که رئیس جمهور منتخب شناخت نسبی پیرامون گردشگری داشته البته جای اصل و فرع را اشتباه گرفته اند چرا که مساله اصلی  همان رد تفکری است که فرمودند چرا که سیطره این تفکر هرگونه فرایند توسعه گردشگری را مسدودو نموده است و گردشگری را در برزخ آری یا خیر ، گرفتار نموده است. از این رو می بایست از ریس جمهور منتخب پرسید چگونه آیا می تواند پاسخ آری را جهت توسعه گردشگری در کشور کسب نماید چرا که پاسخ آری تنها وابسته به پاسخ ریس قوه مجریه نیست بلکه موافقت جمیع قوا و همچنین مجمع تشخیص مصلحت را لازم دارد. تنها در صورت پاسخ آری تمامی نهادهای ساختاری در سطوح اول مدیریتی است که می توان به توسعه گردشگری در کشور امیدوار بود غیر آن این حالت برزخی گردشگری هرگونه تحول و توسعه را مانع می شود. در واقع بعد از پاسخ آری  است که باید از ریس جمهور منتخب  پرسید که جایگاه گردشگری را در کجای سیستم و ساختار از لحاظ اقتصادی می بینند و آیا نگاهشان به این پدیده اقتصادی است یا فرهنگی؟ اکنون برای جذب گردشگر خارجی به تعامل بین المللی نیاز داریم بنابراین با جو سیاسی علیه ایران چگونه می توان گردشگری را توسعه داد؟ روندها و فرایندهای گردشگری داخلی را چگونه می بیند و چه اهدافی را مدنظر دارد؟ و مهمتر از آن چگونه می خواهد ساختار معیوب و ناکارآمد سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را اصلاح کند؟ چرا که به نظر می رسد ساختار این سازمان بیش از اصلاح نیازمند واسازی و تجدید ساختار است ادامه همین ساختار سازمانی جز در جا زدن و دلخوش شعار بودن را نوید نمی دهد.

در پایان باور دارم که اگر ریس جمهور منتخب گردشگری به عنوان یک علم قبول داشته باشد و درک نماید که توسعه گردشگری می تواند یکی از راهکارهای اشتغالزایی و کسب درآمد ارزی  محسوب گردیده آنگاه بزنگاه انتخاب مدیرانی است که توان واسازی و تجدید ساختار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به عنوان متولی اصلی جریان گردشگری کشور داشته باشد. زمان آن فرارسیده که فرصت جان دادن به کالبد نیمه جان گردشگری کشور را از دست نداده و با خلاص شدن از شر مشاوران کلیشه ای و مادام الحضور ، گردشگری را به عنوان یک علم به دست متخصصان آن سپرد.