رقابت‌پذیری مقاصد گردشگری: ماهیت و تکامل آن

صاحب‌نظران بسیاری به چارچوب رقابت‌پذیری مقاصد و نحوه تکامل آن که از اواسط قرن بیستم میلادی تحت تاثیر گردشگری انبوه بوده، توجه می‌کنند. تمایل آنها به شناخت ابعاد مختلف ماهیت بنیادین محیط رقابتی و عملکردی است که گردشگری باید به عنوان یک بخش اقتصادی داشته باشد. مشاهدات نشان می‌دهد که به‌دلیل آنکه طی ۶ دهه گذشته ابعاد مختلف رقابت‌پذیری مقاصد تغییر کرده، ماهیت رقابت‌پذیری نیز به نحو عمده‌ای تکامل یافته و دستخوش تحول شده است. اکنون و در اوایل هزاره سوم، ماهیت رقابت‌پذیری نسبت به قبل و مثلا پیدایش هواپیما بسیار تغییر کرده است. از این رو لازم است که پیش از پرداختن به توسعه یک مدل از رقابت‌پذیری مقاصد برای جهان امروز، تغییرات و تاثیرات آنها را درک کرد.

بررسی وضعیت رقابت‌پذیری گردشگری نشان می‌دهد که تغییرات در مولفه‌های آن، ساختار آن را به کلی دگرگون ساخته است. این تغییر ساختار مکرر باعث شده کسانی که مسوول رقابت‌پذیری مقاصد هستند، مجبور باشند به‌طور مداوم با توجه به تغییرات و قوانین جدید و آنچه ماهیت رقابت‌پذیری را عوض می‌کند، برنامه‌های عملیاتی خود را تغییر دهند. هر چند که ممکن است معیارهای جذابیت یک مقصد از ثبات بیشتری برخوردار باشد، اما لازم است که به‌طور مداوم بر ماهیت رقابت و توانایی یک مقصد در رقابت توجه شود. رقابت در همه فعالیت‌های اقتصادی وجود دارد، اما این مهم است که به ماهیت اشکال جدید رقابت اقتصادی و همچنین رقابت انسان در ابعاد مختلف اجتماعی، تکنولوژیک، فرهنگی و سیاسی این حوزه نیز توجه شود. از این رو، نیاز است متغیرهای مختلفی که بر رقابت‌پذیری مقاصد تاثیر می‌گذارند و نقش آنها در تکامل رقابت‌پذیری از گذشته تاکنون، بهتر درک شوند.

هر چند بین رقابت‌پذیری مقاصد و سایر فعالیت‌های بشری تفاوت قائل می‌شویم، همچنان وجوه مشترک و شباهت‌های بسیاری نیز بین آنها وجود دارد. روشی را که مردم آمریکای شمالی، اروپایی یا آسیایی برای تبلیغ جذابیت‌های مقاصد گردشگری خود و همچنین تاثیر گذاشتن بر انتخاب گردشگران به‌کار می‌گیرند، نمی‌توان به‌طور کامل مجزا از رویکردهای اتخاذ شده در سایر بخش‌های صنعتی دانست. به عنوان مثال، هر چند که هنوز در کره‌جنوبی اهمیت بخش گردشگری به اندازه سایر بخش‌های اقتصادی این کشور نیست، اما رویکرد تهاجمی که در این بخش دیده می‌شود، شبیه همان رویکردی است که در بخش خودروسازی این کشور مشاهده می‌شود. به شکلی متفاوت، استراتژی رقابتی صنعت گردشگری در ایالات متحده آمریکا به شدت وابسته به صنعت فیلم و سرگرمی است. توانایی فروش فرهنگ آمریکایی به اقصی نقاط دنیا به بخش گردشگری ایالات متحده آمریکا یک مزیت رقابتی قابل توجه داده است. به طریقی مشابه، رویکرد رقابتی هند نیز مانند سایر بخش‌های اقتصادی آن تمایل به حرکت موازی در زمینه‌هایی نظیر تکنولوژی و کسب مجوز است؛ در جایی که مالکیت بومی تسهیلات و سرمایه‌گذاری‌ها اهمیت دارد.

کوچ‌سرفینگ

کوچ‌سرفینگ (Couchsurfing) ترجمه ساده ی  اصطلاح کوچ سرفینگ میشه کاناپه‌گردی است یعنی اگه شما فقط یک عدد کاناپه واسه پیشنهاد دادن به یک گردشگر دارید می توانید از اکنون شروع کنید. همچنین کوچ‌سرفینگ، نام یک شبکه اجتماعی »مهمان‌نوازی رایگان» است. افراد با عضو شدن در این سایت و مشخص‌کردن محل سکونت‌ خود، اعلام آمادگی می‌کنند که جای خواب رایگانی را برای یک یا چند نفر در خانه‌شان آماده کنند. میزبانان موظف به انجام کارهایی از قبیل درست کردن غذا، دادن حوله‌ی تمیز و خدماتی از این دست نیستند. اگر میزبان مهمانان خود را به گردش دور شهر ببرد یا برای آن‌ها صبحانه درست کند، تنها از روی میل شخصی است و در اصل نوعی لطف کردن در حق آن‌هاست.

یک تارنمای گردشگری در این زمینه فعالیت دارد که میزبانانِ علاقه‌مندان در آن اعلام می‌کنند که به رایگان جای خواب در اختیار گردشگران می‌گذارند. افرادی که راهی آن منطقه هستند با میزبانان تماس می‌گیرند. این گونه از گردشگری در سال‌های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده است. در واقع در این گونه کنش مستقیم میزبان / گردشگر شکل می گیرد در سایت مرتبط با این نوع گردشگری میزبانان و گردشگران از سراسر دنیا عضو هستند و میزبانی های که تمایل دارند ، به گردشگرانی به آن منطقه سفر می کنند جای خوابی را به صورت رایگان واگذار نموده که بیشتر جای خوابی بر روی کاناپه است. به عبارت دیگر گردشگر شبی را در روی کاناپه میزبان به صبح می رساند(البته بستگی به مناطق مختلف فرق های وجود دارد به عنوان مثال میزبانان ایرانی برای گردشگر بر روی فرش تشکی می اندازنددر آن بخوابد).

سیستم اصلی این شبکه بر "Hosting" و " Surfing" می چرخد، Surfing  به معنای اقامت یک مسافر در منزل یک شخص بومی به عنوان مهمان و به طور رایگان است، یعنی هر وقت کسی از شهری دیگر یا از یه کشور دیگر به شهر شما آمد با شما از طریق اینترنت تماس خواهد گرفت که آیا امکان آن هست چند روز را مهمان شما باشد یا نه، Hosting  به معنی میزبانی و مربوط به آن فرد بومی است که به مسافر اقامت می‌دهد، رایگان بودن این سیستم به این معنا نیست که میزبان باید برای مسافر پول خرج کند، و میزبان هم حق ندارد برای فراهم کردن مهم اقامت از مسافر پول بگیرد، و مسافر هم حق ندارد خرجی به گردن میزبان بگذارد و نباید از سیستم سو استفاده نماید، اگر میزبان خواست برای مسافر کمی خرج کند و مثلاً به غذا مهمان نماید، صرفا از روی مهمان نوازی است نه از روی دایره وظایفی که از طریق عضو شدن در سایت قبول کرده‌است.

فلسفه این شیوه از گردشگری، در واقع ترویج گردشگری در چارچوب کنش و ارتباط مستقیم گردشگر / میزبان است که به واسازی تقابل های دودویی و شکل گیری گونه ای تعامل فرهنگی فرصت می دهدو تاثیرگذاری فرهنگی فراوانی در گذار از تقابل دودویی « ما/ دیگری» به همراه دارد و علاوه بر آن می تواند بستری مناسب برای گسترش گردشگری ارزان قیمت و همچنین دستیابی به حق گردشگری برای هر انسان باشد.

کوچ سرفینگ به‌طور قابل‌توجهی هزینه‌های سفر شما به کشورهای گران‌قیمتی چون هنگ‌کنگ، کره جنوبی و سنگاپور را کاهش می‌دهد. میزبانان این کشورها، بیشتر علاقه‌مند به آشنایی بافرهنگ گردشگران کشورهای مختلف، تقویت زبان انگلیسی و گاهی هم‌ صحبت در مورد همکاری تجاری هستند.

واکاوی گردشگری ملی در تعطیلات نوروز

دکتر مهدی سقایی

تغییر گفتمان ها در گردشگری ملی

پیش برنده گردشگری ملی در کلیت متن فضایی گردشگری کشور، فارغ از انگیزه ها و علائق و حتی گرایش ها که مفهومی درون متنی دارد، گفتمان های حاکم به  جریان و روندهای گردشگری ملی شکل می دهد. پیوند گردشگری و قدرت[1] در چارچوب عناصر نهادی و ساختاری همیشه با مقاومت درون متنی و چالش های گفتمانی مواجه است چرا که به بیان فوکو هر جا قدرت است مقاومت نیز هست. به این منوال خوانش متن فضایی گردشگری ملی نشان دهنده آن است به نسبت پیش برندگی قدرت در سازو کار گردشگری بخصوص آن بخش های که حیات خلوت انگیزه های گردشگران محسوب شده با واکنش متفاوتی رو برو شده است که این واکنش ها به نسبت الگوی فضایی گردشگری متفاوت می باشد. به عنوان مثال تقابل دودویی گردشگری/ قدرت در نواحی پیرا شهری به شکل گیری » تفرجگاه های گردشگری خود انگیخته» (سقایی، 1388) منتهی گردیده است[2]. در مقیاس ملی در در چارچوب تحکم نظام ارزشی بر فرایند گردشگری و برساخت گفتمانی مدنظر، در مابین اجتماع وگردشگران همپیوندهای انگیزه ای بر آمده از رویکردهای مقاومتی به شکل گیری گفتمانی دیگر منتهی شده که گفتمان گردشگری حاکم را به چالش می کشد. بر این مبنا چالش عمده تقابل دودویی زیارت / گردشگری بخصوص در مقاصد مذهبی همچون مشهد است که مانع از همیپوندهای منظومه گردشگری مذهبی ( تعامل زیارت / گردشگری) شده و کاهش تعداد گردشگران ورودی به این مقصد مذهبی را به شدت کاهش داده است. به گونه ای که هتل های مشهد هرسال در تعطیلات نوروز ضریب اشغال بالای داشته از چند سال پیش بدین سو ضریب اشغال هتل ها کاهش یافته به حدود 70 درصد در نوروز 95( اینجا) و با ادامه این کاهش هتل ها  جهت جذب گردشگر به اخذ استراتژی تخفیف 30 درصدی در نوروز 96 متوسل شده اند(اینجا). همانگونه که پیش از این در سخنرانی « جمعیت گردشگران شهر مشهد(نوسانات و تغییرات)» بیان کردم آمار گردشگری شهر مشهد رو به کاهش است و شدت این کاهش نسبت به سال های قبل رو به شدت دارد. پایین آمدن ضریب ماندگاری و گذار ماهیتی از گردشگری به بازدیدکننده از جمله چالش های عمده ای است که در متن فضایی گردشگری شهر مشهد پیرامون تقابل دودویی زیارت / گردشگری باید مورد توجه قرار گیرد.

در مقابل مقاصد گردشگری همچون شیراز در طی سال های اخیر به شدت در حال رشد می باشد به گونه ای که ضریب اشغال هتل های این کلانشهر در 5 روز اول تعطیلات نوروز بالای 90 درصد بوده (اینجا) و تعداد گردشگران نیز نسب به سال قبل رشدی 20 درصدی را نشان می دهد(اینجا). از جمله ویژگی های این گفتمان گردشگری، بالا بودن سفر سازمان یافته در قالب تورهای مسافرتی می باشد که امکان مناسبی را جهت برنامه ریزی و توسعه گردشگری در این گفتمان تاریخی ـ فرهنگی مهیا می نماید. در کنار شیراز دیگر مقاصد گردشگری همچون اصفهان، یزد، کرمان وتبریز، در چارچوب این گفتمان مورد اقبال گردشگری ملی در تعطیلات نوروز قرار گرفته اند. لازم به ذکر است که این گفتمان همتنیدگی بالایی با الگوی فضایی گردشگری شهری داشته که رویکردهای کلانشهرگرایی آن در انتخاب مقاصد گردشگری پررنگ تر است.

در کنار دو گفتمان اصلی چند خرده گفتمان های متفاوتی نیز در فرایند گردشگری ملی قابل رویت است. اول، خرده گفتمان گردشگری تفریحی در مقاصد کلیشه ای آن در طول سواحل معرف حضور است که ویژگی بارز آنها در تفریح تجمیع می شود که می تواند انواع مختلفی داشته باشد ولی تجربه نشان داده که یک نوع آن وجه غالب دارد.استان های گیلان و مازندران از جمله مقاصد این خرده گفتمان گردشگری ملی می باشند. از ویژگی بارز این خرده گفتمان گردشگری سیطره حوزه نفوذ بازار تقاضای گردشگری پایتخت و تاثیرپذیری بسیار بالا از آن است. دوم، خرده گفتمان گردشگری تفریحی ـ خرید است که مقاصدی را مدنظر قرار می دهد که عمده حسن شهرت آنها در قابلیت « گردشگری خرید» است خریدی که البته هم آمیخته با تفریح بخصوص تفریح هایی که مورد علاقه قشر متوسط جامعه است. مقاصد این گفتمان را می توان در مناطق آزاد تجاری و بازارهای نواحی مرزی در جنوب و غرب کشور مورد توجه قرار داد. خرده گفتمان سوم ، مقاصد حاشیه ای در گردشگری ملی محسوب شده که به نسبت تلاش خود از پیامدهای گذار گفتمانی در گردشگر ملی بهره مند می گردند. اتفاقن در همین مقاصد است که می توان ویژگی بارز یک «گردشگری آلترناتیو » را مدنظر قرار داد. چرا که انتخاب مقصد نه از تحکیم گفتمان حاکم و نه از مقاومت گفتمان رقیب تبعیت نموده و نه چندان تحت تاثیر خرده گفتمان های کلیشه ای می باشد. انگیزه های سفر پیرامون « تجربه­ی نو» از سفر به مقاصدی شکل می گیرد که نه کلیشه هستند نه در بوق و کرنا تحکیم می شوند بلکه چون گنجینه ای ناشناخته برای بازدیدکنندگان تجربه ی نو فراهم می آورد. مقاصدی چون خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، گلستان  از جمله این مقاصد در خرده گفتمان حاشیه ای گردشگری ملی محسوب می شوند.

جهت مطالعه ادامه یادداشت اینجا کلیک کنید



[1] در نظر داشته باشید که در مجال قدرت از دیدگاه فوکو مدنظر است و تمامی اشکال قدرت را که بر متن فضایی گردشگری تحکیم می شود مدنظر دارد و این متفاوت از با برداشت کلیشه ای از قدرت به معنای دلخواه

[2]  این مهم را به تفصیل در رساله دکتری نگارنده به تفصیل و در چارچوب علمی مورد بررسی قرار گرفته است به ماخذ زیر رجوع کنید

ـ سقایی، مهدی (1388) واسازی متن فضایی گردشگری در نواحی روستایی پیرامون کلانشهرها (نمونه کلانشهر مشهد)، پایان نامه مقطع دکتری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی، گروه جغرافیا

واکاوی گردشگری ملی در تعطیلات نوروز

دکتر مهدی سقایی

 از هنگامه گسترش وسیله نقلیه عمومی و شخصی در ایران، تعطیلات نوروز در زمینه گردشگری ملی تا به امروز اهمیتی دوچندان داشته، دارد و خواهد داشت. چرا که در کورس تعطیلات مختلف در کشور، قوام فرهنگی جشن باستانی نوروز و همچین مدت زمان آن به سیره اتصال دو تعطیلی و به اصطلاح امروزی بین تعطیلی، فرصت مناسبی را برای شهروندان فراهم می آورد که سفر را به مقاصد داخلی و خارجی تجربه کرده و جریانی از «گردشگری ملی[1]» از تجمیع شهروندانی شکل گیرد که در دو مقیاس متفاوت ملی یا بین المللی به انگیزه های مختلف سفر می کنند.از این روگردشگری ملی را در ایران می توان همزاد همآوایی گسترش مدرنیته و سرمایه داری پیرامونی دانست.

تاریخچه گردشگری ملی در تعطیلات نوروز با فراز و فرودهای متناوب در دهه های مختلف، تکرار مکرر  کلیشه هایی است که به شتاب رویکرد ملال آور گذارِ زمان را در تجربه های آمیخته با هیجانات و احساس های زودگذر به نمایش می گذارد بدون آنکه فرصتی مهیا گردد که میزبان و میهمان را خوش آید و درمانگر افسونی باشد که از «کمیابی شادی[2]» عارض شده و میزان سنجِ نهادهای بین المللی آن را نشان داده و مانیز یواشکی (طوری که به کسی  برنخورد) به آن عارضیم. به عادت همان تکرار، آغاز هر سال آذین بسته به کلیشه های همگانی است که از زمان و زمین، از یک سو شهروندانی در تکاپوی سفر، چشم انتظار آن هستیم که قبل از سوت تحویل سال در مقصد مورد نظر باشیم (یا به سرعت تمام در راه رسیدن به آن)، فرقی هم نمی کند گویی همه راه ها به همان مقاصد کلیشه ای ختم می شود( البته در چند سال اخیر تحولاتی را در تغییر مقاصد سفر شاهد هستیم). از دیگر سو به عادت یک دهه اخیر کشورهای همجوار نیز مقاصد گردشگری خویش را مطابق با « شکاف های بازار تقاضای گردشگری ملی» به هزار نقش و نگار می آرایند تا « نان گردشگری ایران» بر سفره آنان نیز راه یابد.

با این وصف از وضعیت گردشگری ملی هر ساله قبل و اندکی بعد از تعطیلات نوروز، همگی کارشناس و متخصص گردشگری شده از در و دیوار تحلیل می بارد[3] و سازمان ها و نهادهای مرتبط و غیر مرتبط دولتی به گونه ای عزم جهاد گردشگری ملی می کنند که گویی سیر تا پیاز این جریان در گود فرمانروایی آنان است. فارغ از آن که چه نسبتی میان این همه جوگیری دولتی و فعالیت های لازم و ملزم بخش خصوصی در زمینه گردشگری برقرار است؟ طول و عرض و ژرفای این جریان گردشگری ملی چیست؟ رقابت مضحک هر چه آمار بالاتر دادن درعبور مسافران از یک منطقه در مقیاس درون مرزی، بدون هیچ پیامد خوشایندی، به چه کار می آید[4] ؟ آن همه ارزی که توسط گردشگران ملی در مقاصد گردشگری کشورهای همجوار خرج می شود چه نسبتی با تراز گردشگران بین المللی دارد که به کشور سفر می کنند[5]؟ و بی شمار پرسش هایی که از منظر ماهیتی، مفهومی و حتی روشی بر جریان گردشگر ملی وارد است که نه تنها به آنها پرداخته نشده بلکه سعی می شود حتی مطرح نشود چرا که « سری که درد نمی کند را نباید دستمالی بست». در عوض می شود دل داد به تحلیل های شعبده بازان  عرصه گردشگری که خوب واردند که چگونه از یک من ماست گردشگری، کره خود را بگیرند[6].

با این تفاصیل، ضرورت یافتن پاسخی درخور از پرسش بنیادین چیستی گردشگری ملی بخصوص در تعطیلات نوروز، نگارنده را بر آن داشت که به کمک برخی همکاران و دانشجویان ( کارشناسی ارشد و دکتری)، فرایندی از تحقیق پیرامون گردشگری ملی را در طول پنج سال طرح  ریزی نموده و از سه سال پیش تا اکنون در تعطیلات نوروز به مطالعه گردشگری ملی در ابعاد درون مرزی آن بپردازیم، نتایج حاصل از این تحقیق در این سه سال که بیشتر متمرکز بر جریان گردشگری داخلی در تعطیلات نوروز است، تا حدود زیادی توانسته است پرده دود از ماهیت گردشگری داخلی را بزداید. در این زمینه امید است در روند از زمان باقی مانده تا پایان فرایند تحقیق نتایج حاصل در قالب اسناد علمی ( اعم از پایان نامه های دانشجویی، مقالات علمی، کتاب و...  ) انتشار یابد.فراتر از آن برخی ابعاد ماهیتی و مولفه های تاثیرگذار در گردشگری ملی در تعطیلات نوروز به یاری  نتایج حاصله قابل طرح، جهت بحث و بررسی می باشد بدین جهت در این مجال به کلیاتی از ابعاد ماهیتی و مولفه های گردشگری ملی در تعطیلات نوروز می پردازیم.

جهت مطالعه این یادداشت اینجا کلیک کنید

http://mehdisaghaii.com/



[1] ـ گردشگری ملی در برگیرنده تمامی شهروندان ایرانی ساکن کشور بوده که با انگیزه های مختلف به مقاصد داخلی (درون مرزی) و مقاصد خارجی (برون مرزی) سفر می کنند.

[2] ـ در فهرست شادترین کشورهای جهان در سال 2016 رتبه ایران 105 میان 157 کشور است(ماخذ: اینجا)

[3] ـ برخی از این تحلیل ها و کارشناسی ها آنقدر نچسب است که دل پیچه می آورد و تهوع آور است و برخی نیز به جکی شبیه است که می توان با تبسمی به آن واکنش نشان داد به عنوان نمونه نگاه کنید به تحلیل های « نفر ـ سفر»ی

[4] - همه ساله در پایان تعطیلات نوروزی مقامات مختلف و مرتبط آمار مسافران را اعلام می کنند که معمولا حاکی از رشد چند درصدی هم هست.

[5] - البته بایسته نیست که بگویم چرا شهروندان به گردشگری می روند چرا که حقی است مسلم برای آنها و در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. بیشتر تاکید بر چشم بستن بر شکاف های موجود در بازار تقاضای گردشگری در فضای سرزمینی است.

[6] ـ بماند که در این وانفسا علوم گردشگری نیز در محیط آکادمیک به همان سرنوشتی دچار شده است که مابقی علوم انسانی به آن دچار بوده اند و  چندان نمی تواند مفید واقع شود چرا که گوشت قربانی پایه، ترفیع ، تولید انبوه و.... است. که نقد این نیز مجال دیگری می طلبد

توسعه گردشگری و تغییرات فرهنگی

ساکنان محلی اغلب بر شیوه ای تأکید می کنند که طی آن گردشگری اهداف مثبت و منفی معیشت، از جمله غرور فرهنگی، حس نظارت، سلامتی مطلوب و آسیب پذیری پایین را تحت تأثیر قرار می دهد. گردشگری می تواند سطح ارزشی را که توسط سیاستگذاران ملی به فرهنگ های اقلیت القا می شود، بالا ببرد. اثرات اجتماعي و فرهنگي گردشگري شيوه هايي هستند كه در آن گردشگري تغييراتي را در  نظام هاي ارزشي، رفتار افراد، روابط خانواده ها، سبك زندگي جمعي، مراسم سنتي و سازمان هاي اجتماعي ايجاد مي كند.از آنجا که نتیجه و ره آورد گردشگری، تغییراتی در زندگی روزانه و فرهنگ جامعه میزبان است؛ اصطلاح «اثرات اجتماعی ـ فرهنگی» را به معنی تغییراتی به کار می برند که در تجربه های روزانه، ارزش ها، شیوه زندگی و محصولات هنری و فکری جامعه میزبان رخ می دهد. به لحاظ اجتماعي و فرهنگي، توسعه گردشگري مي تواند آثار و پيامدهاي مثبت از قبيل بهبود خدمات و امكانات اجتماعي، توجه و حفظ الگوهاي فرهنگي در زمينه موسيقي، لباس، هنر و صنايع دستي، ايجاد غرور و مباهات نسبت به فرهنگ محلي، ايجاد امكان مبادلات فرهنگي ميان جوامع مختلف را به همراه داشته باشد. همچنین توسعه گردشگری در ناحيه مقصد گردشگري ممکن است باعث تغییر الگوی زندگی افراد محلی شود. رشد مصرف گرایی از جمله تغییراتی است که با تاثیرگذاری گردشگری بر جامعه میزبان افزایش می یابد. توسعه گردشگری در منطقه می‌تواند فرصت و زمینه گسترش آسیب هاي  اجتماعی و گسترش رفتارهای متعارض با هنجارهای متداول در جامعه پديد آورد و باعث افزایش جرم و جنایت در منطقه شود.

در مقیاس ملی، گردشگري داخلي مي­تواند موجب گسترش يکپارچگي و همگرايي اجتماعی ـ فرهنگی در سطح کشور و تقويت وحدت و وفاق ملي شود. به­ويژه در کشورهاي در حال توسعه که در آنها گروه­هاي قومي متعدد و مذاهب مختلف در کنار هم حضور دارند، تحرک مردم که نتيجه آن درک و تفاهم بيشتر گروه­هاي مذهبي، قومي و اجتماعي است، مي­تواند وحدت ملي را قوام بخشد. در عمل، گردشگري سعه صدر، تعامل، تساهل و تحمل ديگران را بيشتر مي­کند (سقایی،1385: 93) و به عنوان يک امر فرهنگي موجب مي­شود که فرصت کافي براي تبادل فرهنگي بين گردشگر و جامعه ميزبان بوجود آيد. بر اين مبنا افراد مي­توانند يکديگر را بهتر درک کرده و به فرهنگ هم بيشتر احترام بگذارند.

 معمولا مردم و ساکنان مناطق محلي به دو شیوه از منافع فرهنگي توسعه گردشگري بهره­مند مي­شوند: اول اين که گردشگري فرهنگ جامعه ميزبان را به ساير جوامع معرفي مي­کند. دوم اين که گردشگري، فرصتي براي ساکنان ايجاد مي­کند تا فرهنگ خود را مستقيم، بدون واسطه و به شکل واقعي به دیگران عرضه کنند. اين عمل به ويژه باعث تقويت غرور و همبستگي جامعه ميزبان و افزايش آستانه تحمل آنان در برابر فرهنگ­های ديگر مي­شود و به گردشگران امکان مشاهده فرهنگ واقعي ميزبان را می­دهد. گردشگري، زماني که ساکنان جوامع مختلف فرهنگ خود را با بازديدکنندگان به اشتراک مي‌گذارند، تاثيرات مثبتي ايجاد مي­کند. اين منافع براي جامعه ميزبان شامل تعامل، افتخار اجتماعي، انعطاف‌پذيري و يک حس قوي هويت اجتماعي می­شود. برخي ديگر از اثرات مثبت گردشگري، مبادله فرهنگي، احياي سنن محلي، افزايش کيفيت زندگي و بهبود تصوير موجود از جامعه است. روابط فرهنگي بين گردشگران و جامعه ميزبان، در عین حال مي‌تواند موجب تغييرات فرهنگ ميزبان برای تطابق با فرهنگ گردشگران و همچنين موجب احياي هويت فرهنگي در سطح محلي شود.ارتباط بين فرهنگي و انتقال پيام بين فرهنگ­ها، موجب تسهيل تعاملات بين فرهنگي آتي مي­شود؛ و ناگفته پيداست که فعالیت­هایی مانند گردشگري فرهنگي نقش بسيار زيادي در ايجاد اين وضعيت دارند

شناخت تئوري انگيزش در بازارهاي هدف گردشگري

جذب گردشگران در ساختار بازاريابي نوين بر پايه جلب مشاركتهاي مردمي و با همكاري بخش هاي خصوصي، عمومي و دولتي امكان پذير است.در حقيقت  ارائه محصول نو در بازارهاي هدف و جذب مشتريان جديد و قديمي در يك فرايند سيستمي، نيازمند شناخت انگيزه هاي روحي و رواني گردشگران است . اينكه چرا مردم به مسافرت ميروند ؟ و اينكه چه عواملي موجب ايجاد انگيزه مي شود كه مردم به مكان مشخصي بروند ؟ دو مقوله متفاوت است . در پرسش نخست ؛ درك رواني مسافر مطرح است در حاليكه در پرسش دوم جنبه هاي جذابيت و كشش مقصد مورد نظراست .بنابراين با هدف ارضاي خواسته ها و نيازهاي انگيزشي مسافران و جذب آنان درمحل هاي خاص بايد به دو عامل انگيزشي Push factors و عامل جذب Pull factorsتوجه نمود.( چاك وسولا 1382،188).

بدين منظور بايد طي پژوهش هاي ميداني ، روانشناختي و اجتماعي ، تئوري هاي انگيزش در گردشگري مقصد را تعريف كرد تا جهت آينده محتوا و بسترگردشگري منطقه موردنظر مشخص گردد . بايد توجه داشت كه فرايند گردشگري در بستري به نام جامعه صورت مي گيرد و به پيروي از آنان پيوسته در حال تغيير است . پس بقاء محصول و پايداري آن جز با شناخت عوامل انگيزش و جذب در بازارهاي هدف امكان پذير نيست.اين پژوهشها بايد در پي شناخت انگيزه مسافر، ويژگيهاي مقصد،ويژگيهاي نوع سفر،خصوصيات تركيب جمعيتي ، اجتماعي و فرهنگي مسافر صورت گيرند.( چاك و سولا،1382، 194).

مسافران و گردشگران با انگيزه ها و علل گوناگوني مسافرت مي نمايند . مقاصد گردشگري ـ بازارهاي هدف ـ شامل عناصري است كه با هم تركيب مي شوندتا گردشگر را به اقامت در يك محل تشويق نمايند. جاذبه هاي ممتاز ، بناهاي موجود ، خدمات عرضه ، شرايط مثبت حاكم بر محيط ، آب وهوا و فرهنگ از جمله عوامل اصلي جذب در مقاصد گردشگري اند( لومسدون،1380 ، 336) ، اما در كنار اين عوامل توجه به انگيزه هاي مسافران و فراهم آوردن امكانات ملموس و نا ملموس مورد نياز ، راحتي سفر ، گستردگي راه ها ، امنيت ، آرامش ، آزادي و بهداشت از جمله شاخص هاي بازاريابي در بازارهاي هدف محسوب مي شوند( محلاتي ،1380، 21،44).

در بعد فردي نياز به امنيت روحي و جسمي و خود شكوفايي شخصيتي و رواني (louncoar,1994: 31) و در بعد اجتماعي اعمال سياست هاي اجتماعي مطلوب ، جلب مشاركت هاي مردمي ( در پرتو حرمت گذاشتن به آزادي هاي فردي و اصالت فرهنگ ها ) ، شناخت ، احترام و فهم يكديگر از جمله زير ساخت هاي پايداري بازار هاي گردشگري است.(بوني فيس  ، 1380 ،13) بنابراين به منظور توسعه سياست هاي گردشگري و پايداري بازارهاي آن بايد به پنج محور ذيل توجه داشت :

1ـ   بهبود و گسترش بازارهاي گردشگري و انطباق آن با تقاضاي مسافران

2ـ توليد محصولات جديد و نو گرايي در نحوه ارائه محصولات با توجه به تقاضاي مشتريان

3ـ توسعه و سازگاري حمل و نقل و اقامت با خواسته هاي گردشگران

4ـ تدوين قوانين مناسب

5ـ توجه به آموزش هاي حرفه اي در گردشگري منطقه مورد نظر

 علاوه بر آن  بايد به عناصر تقاضا در بازاريابي نيز توجه كرد ؛ فضا،الگوهاي فضايي گردشگري و نوع حيطه هاي تصميم گيري از جمله عوامل تعيين كننده تقاضا در بازار است (لي، 1378 ،ص31).گرد آوري وتدارك آمارهاي دقيق،به هنگام،استراتژيك و تجزيه و تحليل بازارهاي هدف به سياست گذاران و برنامه ريزان كمك مي كند تا همسو با تغييرات انگيزه هاي مسافران در راستاي پايداري گردشگري در منطقه مورد نظر گام بردارند. باتوجه به اينكه مشكل ترين وظيفه بازاريابان پيش بيني ـ كمابيش ـ دقيق و درست تقاضااست ، پيش بيني آينده بازار و ميزان رونق آن ـ در سايه تحقيقات ـ كمك مي كند مهلت مناسبي براي اجراي   برنامه ها فراهم شود. براين اساس بايد با توجه به تغييراتي كه در انگيزه ها و به دنبال آن در سليقه هاي مسافران صورت مي گيرد ، به پيش بيني و طراحي بازارهاي نو(خلق ـ توزيع ـ تبليغ ـ ترويج ـ گسترش و قيمت گذاري )‌ پرداخت.

پيش بيني تقاضا ، مديريت نويني را در بازاريابي و شناخت بازارهاي هدف ـ مبتني بر انگيزه ها و سليقه هاي مشتريان ـ طلب مي كند . بنابراين تدوين مديريت نوين گردشگري در يك تحليل سيستمي،با توجه به اصول و شاخص هاي پايداري اجتناب ناپذيراست، تا ضمن شناخت نقاط قوت،از فرصت  هاي موجود و آينده به منظور رفع نقاط ضعف بهره گيري نموده و تهديدهاي آتي را ( ناپايداري،نابودي فرهنگ ها، تخريب محيط زيست ) و در يك برنامه ريزي مدون و استراتژيك به حداقل برساند . بدين منظور شناخت انگيزه هاي گردشگران در سه مرحله ضروري است :

   الف) قبل از ورود به منطقه موردنظر   ب) حين اقامت در آن منطقه   ج) پس از اتمام سفر

 چون گردشگران از ديدگاه روانشناختي و رفتارگرايي اجتماعي نيازمند همدلي و تفاهم مشترك اند، لازم است بدانيم با چه انگيزه و اهدافي(به منطقه موردنظر )  مسافرت كرده اند؟ اين منطقه چه مزايايي دارد ؟ براي توسعه منطقه بايد از چه الگويي(متناست با خواسته هاي مشتريان ) استفاده شود ؟ براين اساس بايد آمار گردشگران و ويژگي هاي آنان،انگيزه ها،تركيب جمعيتي، مدت اقامت،الگوهاي مصرف،الگوهاي مسافرت(تاريخي ، فرهنگي ، زيست محيطي ، نوگرا) خواسته هاي مسافران ( رواني،زيربنايي،انساني و اجتماعي) مورد باز كاوي قرار گيرد. اين امر موجب مي شود برنامه ريزي هاي منطقه اي انجام شده در ارتباط با برنامه هاي ملي و محلي در يك ساختار سيستمي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد.